دکتر هادی ابراهیمی، دانشیار علوم سیاسی دانشگاه:
چرا ترامپ متوهم به در اختیار داشتن تنگه هرمز و تسلط بر آن دامن میزند؟ راقم سطور، این پرسش را پیش از هر چیز اینگونه پاسخ میدهد، چون کلید فهم آن ابری است که این روزها بر سر تنگه هرمز آویخته شده است. لایه نخست، اقتصادی است: او خود گفته قیمت هر بشکه نفت را از دویستوپنجاه دلار به هشتادوپنج تا نود دلار رساندهام. پس ادعای کنترل هرمز، ابزاری است برای آرامکردن بازار و پایینآوردن انتظارات افزایشی قیمت؛ اگر ریسک این آبراه را در ذهن بازار کم کند، بخشی از فشار اقتصادی بحران را هم از دوش خود برمیدارد. لایه دوم، روانی و تبلیغاتی است: در ادبیات گرامشی، سلطه وقتی به اقناع و مشروعیت تکیه نکند، فقط به زور پناه میبرد؛
و زوری که پاسخ نگیرد، به روایت پناه میبرد. لایه سوم، درونی و انتخاباتی است: ترامپ از یک سو باید به افکار عمومی آمریکا بگوید ترس از گرانی بنزین بیمورد است و از سوی دیگر، از کشورهای واردکننده نفت بخواهد از خود آمریکا نفت بخرند. لایه چهارم و پنهان، پوشاندن شکست است: او خود گفته ما به تنگه هرمز نیاز نداریم، حال آن که هدف اصلی آمریکا دست درازی به نفت خلیج فارس و باز نگهداشتن این گذرگاه است. پس آن جمله، نه اعلام بینیازی، بلکه انحراف افکار عمومی از ناتوانی برای باز کردن این آبراه اس و حقیقتا همین چهار لایه است که به تعبیر دورکیم، بیمعنایی هنجارها را میسازد: وقتی رفتار و گفتار از هم میپاشند، درون قدرت ترک برمیدارد و بحران از همان ترک سرریز میشود.
نگارنده معتقد است ریشه گره را باید در جایی دیگر هم جست. ظاهرا ترامپ دچار بیماری مالیخولیایی شده است؛ از یک سو در توهم پیروزی به سر میبرد و از سوی دیگر، در میدان واقعی درمانده است.
نشانه روشن این بیماری، همان راهبرد وارونه اوست: چون از محاصره اقتصادی و دریایی نتیجه نگرفت و حالا به محاصره هوایی روی آورده، غافل از اینکه تنگه هرمز نه میدان اقتصاد آمریکاست و نه حیاط خلوت نیروی دریایی او.
درباره این کارکرد، برگر و لاکمن گفتهاند که واقعیت در گفتمان انسانی ساخته میشود و تکرار، پرقدرتترین ابزار این ساخت است. وقتی یک ادعا آنقدر بازگو شد که جای حقیقت را گرفت، دیگر لازم نیست کسی به آن باور داشته باشد؛ کافی است به واقعیت رقیب شک کند و این دقیقا همان چیزی است که در این فضا میبینیم: نه ساختن یک باور تازه، بلکه فرسایش آرام یقین جمعی. آنچه امروز در فضای مجازی داخلی میگذرد و پرسش کاربران درباره حفظ اقتدار ایران در هرمز را بالا برده، نمودار همین تازهکاری است. اینجاست که جنگ روایتها جدی میشود؛ نبردی که در آن، هر طرف میکوشد قاب ذهنی مخاطب را پیش از طرف مقابل بچیند.
حالا به زبان خود مقامات آمریکایی برویم. ترامپ مدعی شده که در نتیجه یک عملیات مخفیانه، بیش از یکصد میلیون بشکه نفت از تنگه عبور کرده و بیش از دویست کشتی تجاری با امنیت کامل گذشتهاند. او پا را فراتر گذاشته و گفته ما تنگه هرمز را کنترل میکنیم، نه ایران و حتی ادعا کرده ایران از این عملیات بیاطلاع بوده است. معاون او، جیدی ونس، هم در یک کنفرانس خبری گفت دیشب پانزده میلیون بشکه از تنگه خارج شده و این به خاطر آمریکاست. اما همین روایت، از درون خودش میشکند؛ کریس رایت، وزیر انرژی آمریکا، در جلسه استماع کنگره گفت از انتقال میلیونها بشکه نفت از طریق عملیات مخفیانه اطلاعی ندارد. یعنی یک عضو کابینه، ادعای بیرونی رئیس را در برابر کنگره تأیید نمیکند.
آنا کلی، معاون سخنگوی کاخ سفید، هم به الجزیره گفت هیچ مذاکره یا گفتوگویی با ایران در جریان نیست، آن هم درست در روزهایی که خود ترامپ از مذاکرات تماموقت و توافق نزدیک سخن میگوید. این شکاف درونی، گویاتر از هر نقد بیرونی است.
در برابر این روایت، اظهارات مسئولان کشور ما مصداق روشنی از واقعیت میدانی است. یک مقام امنیتی ایران به شبکه آرتی گفت در چهلوهشت ساعت گذشته در مجموع بیست کشتی، از جمله هفت کشتی دیشب و سیزده کشتی شب پیش از آن، هنگام عبور از تنگه متوقف شدهاند و هیچ سازوکار پایدار ناوبری، بیرون از چارچوب تأییدشده ایران، وجود ندارد. دکتر قالیباف صریح گفت اگر تنگه هرمز گذرگاه روزانه یکصد و بیست کشتی بود و حالا در برخی شبها فقط دو یا سه کشتی از آن میگذرد، این خود نشانه تسلط ماست. او افزود اگر آنان تنگه را کنترل میکردند، چرا باید به جزایر ما حمله کنند؟ و تأکید کرد دشمن فقط با چند کشتی شبانه، مثل دزدها و قاچاقچیان، عبور میکند که هر شب با مقابله ما روبهرو میشود. معاون سیاسی نیروی دریایی سپاه هم گفت هیچ شناوری در خلیج فارس و تنگه هرمز حرکت نمیکند مگر آنکه زیر رصد کامل ما باشد.
آقای عراقچی هم گفته تنها عامل تداوم ناامنی در تنگه هرمز، اقدامات تجاوزکارانه آمریکاست و ایران تنها در صورت اجرای شروطش آماده بازگشایی است. دکتر محسن رضایی دبیر شورای عالی امنیت ملی هم گفت تا شروط کامل اجرا نشود، نه تنگه باز میشود و نه مذاکرهای در کار است.
به نظر بنده، پشت این اقتدار میدانی، دو سرمایه پنهان ایستاده است. نخست، اقتدار، تیزبینی و هوشمندی مقام معظم رهبری حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای، که این صحنه را نه میدان مذاکره دید و نه میدان سکوت، بلکه میدان ترکیب مقاومت و روایت.
دوم، نیروهای مسلح؛ همان اقتداری که در چهلوهشت ساعت، بیست شناور را در همان آبهایی متوقف میکند که ترامپ مدعی کنترلش است.
این نگاه، همان چیزی است که پشت سر هم، هم زبان دیپلماسی را نگاه میدارد و هم دست نیروهای مسلح را باز میگذارد.
انگشت اشاره باید به سمت میدان سوم هم دراز شود: میدان رسانه. یک گزارش تازه از رسانه آمریکایی سیانان میگوید ایران در تنگه هرمز راهبرد تفرقه بینداز و حکومت کن را به کار میبرد؛ کشتیهای آمریکایی را میایستاند اما به کشتیهای اروپایی اجازه عبور میدهد و بدینسان شکاف در ناتو میاندازد. این خوانش را باید جدی گرفت؛ نه بهعنوان حقیقت محض، بلکه بهعنوان نشانهای بر اینکه هر اقدام میدانی ما، همزمان در میدان جنگ روایتها تفسیر میشود. پس ارائه مستندات تازه از وضعیت هرمز، صرفا یک کار رسانهای نیست؛ مکمل روایت رسمی ایران است و در عین حال، پاسخ دروغپراکنی دشمن.
اینجاست که نقش رسانه ملی، از لحظه بستهشدن تنگه تا همین امروز، خودش را نشان میدهد. رسانه ملی از همان نخستین ساعات، روایت اول را از دست دشمن بیرون کشید؛
پیش از آنکه بلومبرگ و رویترز و سیانان قاب ذهنی مخاطب را بچینند، آنتن ملی تصویر حقیقت را بر پرده نشاند. گزارشهای زنده از تنگه هرمز، از همان روزهای آغازین، خاموشی خبری را شکست و بیواسطه، رصد و اقتدار میدانی نیروهای مسلح را پیش چشم ملت گذاشت. همان گزارشهای پرتکرار، همان صدای واحد، همان تصویری که هر شب تکرار شد، خودش عملا همان کارکردی را انجام داد که به گفته برگر و لاکمن تکرار دقیق حقیقت، جای تکرار دروغ را میگیرد. به دست گرفتن روایت اول توسط رسانه ملی، دقیقا همان ضربهای است که پیش از هر واکنش، قاب ذهنی مخاطب را میچیند و به دشمن مجال تفسیر نمیدهد. اگر هرمز را در آب نگه داشتند، رسانه ملی آن را در ذهنها نگه داشت و همین دو، مکمل یکدیگرند.
به تعبیر بوردیو، روایت، زمانی سلاح میشود که منظم، مکرر و مستند باشد؛ وگرنه فریاد بیتکرار، در هیاهو گم میشود. آنتن ملی، سنگر روایت هرمز است و سنگر، تا وقتی ایستاده و مستند و پرتکرار باشد، توهمات ترامپ تأثیری در اراده ایرانیان نخواهد داشت


























































































