یاسر زندی:
آنچه این روزها در بابالمندب رخ میدهد، تنها یک تحول میدانی در یمن نیست؛ جغرافیای جنگ در حال پاسخ دادن به وعدهای است که ماهها پیش از گشودن جبهههایی سخن گفته بود که دشمن در آن آسیبپذیرتر است.
«وعدهای که صادق بود» شاید دقیقترین تعبیر برای آن چیزی باشد که امروز در ساحل دریای سرخ و در حوالی بابالمندب در حال وقوع است.
پیشروی برادران انصارالله در ساحل غربی یمن و رسیدن آنان به محدوده بابالمندب، صرفاً یک جابهجایی در نقشه جنگ یمن نیست؛ بلکه تحقق بخشی از همان معادلهای است که در پیام ۲۱ اسفند ماه ۱۴۰۴ توسط امام سیدمجتبی خامنهای وعده داده شد: «در مورد گشودن جبهههای دیگری که دشمن در آن تجربه ناچیزی دارد و بهشدت در آن آسیبپذیر خواهد بود مطالعاتی صورت گرفته است و فعالسازی آن، در صورت استمرار وضعیت جنگی و رعایت مصالح، امکانپذیر خواهد بود».
آنچه اهمیت این تحول را بیشتر میکند، صرفاً نام بابالمندب نیست؛ مسئله، ظهور قدرت درونزای مقاومت در نقطهای است که سالها تلاش شد امنیت آن با ائتلافهای نظامی و ترتیبات منطقهای مدیریت شود.
امروز، از شبه جزیره عرب تا واشنگتن، نشانههای نگرانی آشکارتر شده است؛ تماسهای ریاض با واشنگتن و تلاش برای دریافت حمایت آمریکا، در شرایطی که پاسخ مورد انتظار از سوی ترامپ حاصل نشده، معنای خاص خود را دارد و تا این لحظه نیز خبری از ورود جدی همپیمانان جدید مکه [پاکستان و ترکیه]، به معادله نظامی منتشر نشده است. در چنین شرایطی، معادله دیگر صرفاً «یمن در برابر ائتلاف» نیست؛ یک طرف جنگ میکوشد در مقابل پیشرویها در علیالطاهر، جغرافیای مقاومت را از میدان محدود به یک کشور، به شبکهای از نقاط فشار راهبردی تبدیل کند.
در این میان، تغییرات در سطح مدیریت راهبردی شعام نیز قابل تأمل است. حضور سرلشکر رضایی در مسئولیت دبیرخانه این نهاد را نمیتوان صرفاً یک جابهجایی اداری دید؛ آنچه در میدان بابالمندب رخ میدهد، نشان میدهد جنگ به مرحلهای رسیده که هماهنگی میان ظرفیتهای منطقهای و مدیریت جبهههای متعدد اهمیت بیشتری پیدا کرده است. اگر روزی بستن هرمز یک اهرم راهبردی تلقی میشد، امروز فشار همزمان بر دو گلوگاه هرمز و بابالمندب میتواند معادله امنیت انرژی و تجارت جهانی را وارد مرحلهای تازه کند.
شاید برای همین است که این روزها، نوای «شمیم رحمان از یمن میآید» معنایی فراتر از یک سرود پیدا میکند؛ صدایی که از ساحل دریای سرخ میرسد و یک پیام روشن دارد: جبهههایی که درباره آنها سخن گفته شد، صرفاً روی کاغذ وجود نداشتند. آن وعده، وعده یک عملیات مشخص نبود؛ وعده تغییر معادله بود. امروز بابالمندب در کنار هرمز ایستاده و این یعنی جنگ، دیگر فقط در محدوده جغرافیایی آغازش تعریف نمیشود. نتیجه روشن است: اگر تحولات میدانی یمن تثبیت شود، آنچه در بابالمندب رخ داده را نباید یک حادثه مقطعی، بلکه نشانهای از ورود محور مقاومت به مرحلهای تازه از «قدرتسازی جغرافیایی» دانست؛ مرحلهای که در آن، فاصله میان وعده راهبردی و واقعیت میدان، از همیشه کوتاهتر شده است.




























































































