دریا از ساحل فاصله گرفت
دریا از ساحل فاصله گرفت
دریای خزر آرام‌آرام از ساحل فاصله می‌گیرد؛ اتفاقی که شاید در نگاه نخست تنها یک تغییر در خط ساحلی به نظر برسد، اما در واقع می‌تواند نشانه‌ای از یک دگرگونی عمیق محیط‌زیستی باشد که پیامدهای آن از تالاب‌ها و زیستگاه‌های طبیعی تا بنادر، اقتصاد ساحلی، معیشت جوامع محلی و حتی مناسبات میان پنج کشور حاشیه این پهنه آبی امتداد پیدا می‌کند

تیرنگ، مجید دهقان

دریای خزر آرام‌آرام از ساحل فاصله می‌گیرد؛ اتفاقی که شاید در نگاه نخست تنها یک تغییر در خط ساحلی به نظر برسد، اما در واقع می‌تواند نشانه‌ای از یک دگرگونی عمیق محیط‌زیستی باشد که پیامدهای آن از تالاب‌ها و زیستگاه‌های طبیعی تا بنادر، اقتصاد ساحلی، معیشت جوامع محلی و حتی مناسبات میان پنج کشور حاشیه این پهنه آبی امتداد پیدا می‌کند. کاهش تراز آب دریای خزر در سال‌های اخیر به یکی از مهم‌ترین نگرانی‌های محیط‌زیستی منطقه تبدیل شده و همزمان، بحث درباره اینکه این عقب‌نشینی دقیقاً از چه عواملی ناشی می‌شود و چگونه می‌توان با آن مقابله کرد، میان کارشناسان ادامه دارد.

خزر، به عنوان بزرگ‌ترین پهنه آبی محصور جهان، از شرایطی متفاوت با دریاهای آزاد برخوردار است. تراز آب آن به توازن میان ورودی رودخانه‌ها، بارش، تبخیر و سایر مؤلفه‌های طبیعی و انسانی وابسته است. از همین رو، کوچک‌ترین تغییر پایدار در هر یک از این مؤلفه‌ها می‌تواند در بلندمدت خود را در خط ساحلی نشان دهد. در این میان، ولگا به عنوان مهم‌ترین رودخانه تغذیه‌کننده خزر، همواره در مرکز تحلیل‌ها درباره نوسانات تراز آب قرار داشته است؛ اما همه کارشناسان کاهش آب ورودی رودخانه‌ها را علت اصلی نمی‌دانند.

همایون خوشروان، مدیر سابق مرکز مطالعات و تحقیقات دریای خزر، افزایش دما و در پی آن افزایش تبخیر را عامل مهم‌تری در شرایط کنونی می‌داند. او با استناد به گزارش‌های کمیسیون بین‌المللی حفاظت از محیط زیست دریای خزر و تصاویر ماهواره‌ای، معتقد است دبی رودخانه ولگا طی یک دهه اخیر تغییر قابل توجهی نداشته و بنابراین نمی‌توان کاهش تراز خزر را عمدتاً به کاهش آب ورودی این رودخانه نسبت داد. از نگاه او، هنگامی که میزان تبخیر از مجموع ورودی رودخانه‌ها و بارش بیشتر شود، طبیعی است که ذخیره آب کاهش یافته و روند پسروی تشدید شود.

اما در سوی دیگر، برخی کارشناسان نسبت به مجموعه‌ای از عوامل انسانی و اقلیمی هشدار می‌دهند. مسعود دانشمند، سدسازی و گرمایش زمین را در شمار عوامل بحران می‌داند و حتی نسبت به تکرار تجربه تلخ دریاچه آرال هشدار داده است. در کنار این دیدگاه، موضوع انتقال آب نیز مطرح شده؛ راهکاری که برخی آن را قابل بررسی می‌دانند و برخی دیگر به دلیل دشواری‌های اقتصادی و توپوگرافی، غیرعملی و نامعقول ارزیابی می‌کنند.

روانبخش بهزادیان، بحران کاسپین را صرفاً یک مسئله محیط‌زیستی نمی‌داند و ابعاد ژئوپلیتیکی و اقتصادی آن را نیز مورد تأکید قرار می‌دهد. از نگاه او، مدیریت این بحران نیازمند مجموعه‌ای از اقدامات کوتاه‌مدت، میان‌مدت و بلندمدت است؛ از لایروبی و توسعه زیرساخت‌های بندری گرفته تا افزایش همکاری میان کشورهای ساحلی. حمید بهنگار نیز بر ضرورت پایش نوین و تشکیل کمیسیونی مستقل با مشارکت پنج کشور ساحلی و برخوردار از ضمانت حقوقی تأکید دارد.

آنچه در میان این دیدگاه‌های متفاوت مشترک به نظر می‌رسد، اهمیت فزاینده کاهش تراز آب خزر و ضرورت شناخت دقیق‌تر ابعاد آن است؛ زیرا تصمیم‌گیری درباره آینده این پهنه آبی بدون داده‌های مستمر، پایش علمی و همکاری منطقه‌ای می‌تواند مشکلاتی را برای نسل‌های آینده به همراه داشته باشد.

همایون خوشروان مدیر سابق مرکز مطالعات و تحقیقات دریای خزر، کاهش تراز آب را عمدتاً ناشی از افزایش تبخیر در پی گرمایش جهانی می‌داند. به گفته وی با استناد به گزارش‌های کمیسیون بین‌المللی حفاظت از محیط زیست دریای خزر و تصاویر ماهواره‌ای، دبی رودخانه ولگا در ۱۰ سال اخیر تغییر قابل‌توجهی نداشته است؛ بنابراین از نگاه وی کاهش تراز را نمی‌توان عمدتاً به کم‌شدن آب ورودی ولگا نسبت داد.

خوشروان افزایش دما و تبخیر را در خشک‌شدن دریاچه ارومیه و حوضه‌های شمال آفریقا و خاورمیانه نیز مؤثر می‌داند. در تراز آب، اگر میزان تبخیر از مجموع ورودی رودخانه‌ها و بارش بیشتر شود، کاهش ذخیره آب و پسروی تشدید خواهد شد. وی همچنین معتقد است سازه‌های مهندسی ساحلی با دامنه نوسان‌های دریای کاسپین تناسب کافی ندارند و ممکن است در دوره‌های پیشروی یا عقب‌نشینی آب آسیب ببینند.این پژوهشگر علوم دریایی هشدار داد: اگر روند کنونی ادامه یابد، تا سال ۲۰۵۰ بیشتر بنادر شمال کشور تعطیل خواهند شد؛ این پیش‌بینی، موضع و هشدار اوست و نه نتیجه‌ای قطعی. خوشروان کاهش سالانه ۳۰ تا ۴۰ سانتی‌متری تراز را در ۱۰ هزار سال گذشته بی‌سابقه خوانده، اما در عین حال گفته است وضعیت کنونی از نظر او با شرایطی در حدود ۱۵۰۰ سال پیش شباهت دارد؛ دوره‌ای که به گفته وی تراز آب حدود ۸ متر افت کرد و از منهای ۲۹ به منهای ۳۷ رسید.

خوشروان نوسان‌های کلان اقلیمی را نیز در تغییرات تراز مؤثر می‌داند و درباره توان مدل‌های ریاضی برای پیش‌بینی رفتار کاسپین تردید دارد؛ به طوری‌که به باورش این مدل‌ها برای پیش‌بینی دقیق کافی نیستند. وی با اشاره افزایش حدود ۴ درجه‌ای دما، گفت: اقلیم خشک نواحی بالای مدار ۴۰ درجه عاملی است که توان آب‌دهی ولگا را برای جبران تبخیر محدود می‌کند.مدیر سابق مرکز تحقیقات و مطالعات دریای خزر با بیان اینکه سدسازی علت اصلی پسروی نیست، تصریح کرد: بخش عمده برنامه‌های برق‌آبی و مدیریت مهندسی منابع آب روسیه در رودخانه‌های شمالی بین سال‌های ۱۹۵۰ تا ۱۹۷۰ اجرا شده و طی سال‌های اخیر سد تازه‌ای برای گرفتن حقابه کاسپین ساخته نشده است.

در مقابل مسعود دانشمند با هشدار درباره احتمال تکرار فاجعه آرال، سدسازی و گرمایش زمین را از عوامل بحران می‌داند.وی انتقال آب از دریای سیاه پس از شیرین‌سازی و با اتکا به انرژی‌های نو را راهکاری عملیاتی معرفی می‌کند.

روانبخش بهزادیان کارشناس دیگر بحران کاسپین را چالشی محیط‌زیستی، ژئوپلیتیکی و اقتصادی دانست و افزود: نقشه‌راه پیشنهادی او شامل لایروبی در کوتاه‌مدت، توسعه بنادر در میان‌مدت و همکاری منطقه‌ای در بلندمدت است.

همچنین حمید بهنگار دیگر کارشناس، انتقال آب را به دلیل دشواری‌های توپوگرافی و اقتصادی غیرعملی و نامعقول دانست و گفت: درمقابل پایش نوین و تشکیل کمیسیونی مستقل با حضور پنج کشور ساحلی و برخوردار از ضمانت حقوقی مورد پیشنهاد است.

 

✓سخن پایانی

 

پسروی دریای خزر مسئله‌ای است که می‌تواند در صورت تداوم، ساختار نوار ساحلی کشورهای پیرامون این پهنه آبی را تحت تأثیر قرار دهد. از کاهش عمق و تغییر شرایط فعالیت بنادر گرفته تا تهدید زیستگاه‌های ساحلی، تغییر وضعیت تالاب‌ها، آسیب به زیرساخت‌های ساحلی و دشوارتر شدن فعالیت‌های اقتصادی، مجموعه‌ای از پیامدها در صورت ادامه روند کاهش تراز آب قابل تصور است. به همین دلیل، آنچه امروز اهمیت دارد، ایجاد سازوکاری برای فهم دقیق روندهای جاری و تصمیم‌گیری بر پایه داده‌های معتبر است.

دیدگاه‌های مطرح‌شده درباره علت پسروی نشان می‌دهد که هنوز یک روایت واحد و مورد توافق درباره سهم عوامل مختلف وجود ندارد. همایون خوشروان، افزایش دما و تبخیر را در شرایط فعلی تعیین‌کننده می‌داند و با اشاره به داده‌های مربوط به ولگا، نسبت به نسبت دادن بخش اصلی کاهش تراز به کم‌شدن ورودی این رودخانه تردید دارد. در مقابل، مسعود دانشمند مجموعه‌ای از عوامل از جمله گرمایش زمین و سدسازی را در شکل‌گیری بحران مؤثر می‌داند. برای مدیریت یک بحران پیچیده، ابتدا باید سهم هر عامل با داده‌های قابل سنجش مشخص شود.

از سوی دیگر، هشدار درباره آینده بنادر شمال کشور نیز باید در چارچوب یک پیش‌بینی و دیدگاه کارشناسی مورد توجه قرار گیرد. اگرچه کاهش تراز آب می‌تواند بر زیرساخت‌های بندری اثر بگذارد، اما میزان و سرعت این تأثیر به روندهای آینده اقلیمی، میزان عقب‌نشینی آب، ویژگی‌های هر بندر و نحوه سازگاری زیرساخت‌ها بستگی خواهد داشت. بنابراین، به جای تکیه بر یک سناریوی قطعی، لازم است سناریوهای مختلف آینده خزر بررسی و برای هرکدام برنامه سازگاری تدوین شود.

راهکار مورد تأکید دیگر کارشناسان، تقویت همکاری میان پنج کشور ساحلی است. خزر یک دریاچه مشترک است و تغییرات آن در مرزها متوقف نمی‌شود. از همین رو، پایش مشترک، تبادل داده‌های علمی، استانداردسازی روش‌های اندازه‌گیری، ارزیابی مستمر ورودی رودخانه‌ها و میزان تبخیر و ایجاد سازوکار حقوقی مؤثر می‌تواند بخش مهمی از پاسخ منطقه‌ای به این بحران باشد.

درباره خزر گرمایش زمین، تبخیر، تغییرات اقلیمی، وضعیت رودخانه‌ها، مدیریت منابع آب، زیرساخت‌های ساحلی و سیاست‌های کشورهای حاشیه در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند و تصویری چندلایه از آینده این پهنه آبی می‌سازند. آنچه اکنون ضروری است، رسیدن به داده‌های مشترک، پایش مستمر و تصمیم‌گیری هماهنگ است؛ زیرا خزر پیش از آنکه متعلق به یک کشور باشد، یک زیست‌بوم مشترک است و حفاظت از آن نیز بدون همکاری مشترک امکان‌پذیر نخواهد بود