معمای فوک‌ها
معمای فوک‌ها
دریای خزر زیست‌بومی زنده است که هزاران گونه جانوری و گیاهی در آن و پیرامون آن زندگی می‌کنند و هر تغییر در این اکوسیستم می‌تواند زنجیره‌ای از پیامدهای محیط‌زیستی را به همراه داشته باشد.

تیرنگ:

دریای خزر زیست‌بومی زنده است که هزاران گونه جانوری و گیاهی در آن و پیرامون آن زندگی می‌کنند و هر تغییر در این اکوسیستم می‌تواند زنجیره‌ای از پیامدهای محیط‌زیستی را به همراه داشته باشد. در میان ساکنان این پهنه آبی، فوک خزری جایگاهی ویژه دارد؛ گونه‌ای منحصربه‌فرد که زیستگاهش به دریای خزر محدود می‌شود و وضعیت جمعیت آن، یکی از شاخص‌های مهم برای بررسی سلامت این اکوسیستم به شمار می‌رود.

 

با این حال، در ماه‌های اخیر، رسیدن لاشه فوک‌های خزری به سواحل مازندران بار دیگر توجه‌ها را به وضعیت این گونه جلب کرده است. بر اساس اعلام معاون محیط زیست طبیعی اداره کل حفاظت محیط زیست مازندران، از ابتدای سال تاکنون ۲۹ قلاده فوک خزری در سواحل استان مشاهده شده‌اند؛ لاشه‌هایی که به گفته مسئولان، شدت آسیب و پوسیدگی آنها امکان نمونه‌برداری و تشخیص دقیق علت مرگ را از بین برده است.

این اتفاق در شرایطی رخ می‌دهد که کارشناسان و مسئولان محیط زیست، عوامل مختلفی را به عنوان فرضیه‌های احتمالی مطرح می‌کنند؛ از آلودگی دریای خزر و تغییرات اقلیمی گرفته تا کاهش منابع غذایی و حضور گونه مهاجم شانه‌دار. در کنار این عوامل، بیماری ویروسی دیستمپر سگ‌سانان نیز به عنوان یکی از فرضیه‌های مهم مطرح شده است؛ بیماری‌ای که در سال ۲۰۰۰ میلادی نیز با تلفات گسترده فوک‌های خزری همراه بود.

 

معاون محیط زیست طبیعی اداره کل حفاظت محیط زیست گفت: از ابتدای سال تاکنون ۲۹ قلاده فوک خزری در سواحل مازندران مشاهده شد که به دلیل شدت آسیب‌های وارده شده هیچ کدام از لاشه‌ها قابلیت نمونه برداری و تشخیص علت و مرگ و میر را نداشتند.

روح الله اسماعیلی با بیان اینکه لاشه‌های فوک‌های خزری پس از یک هفته تا ده روز سرگردانی به سواحل مازندران می‌رسند افزود: پوسیدگی فراوان احشا این گونه از پستاندار خزری مشاهدات بالینی مربوط به علل مرگ و میر فوک‌های خزری را تقریبا ناممکن کرده است.

وی با بیان اینکه به نظر عوامل متعددی از قبیل آلودگی دریا، تغییر اقلیم، کمبود مواد غذایی و وجود شانه دار مهاجم دریای خزر می‌تواند موجب مرگ و میر دسته جمعی فوک‌های خزری شود تاکید کرد: مهم‌ترین فرضیه در خصوص تلف شدن فوک‌های خزری بیماری ویروسی دیستمپر سگ سانان است که پیشتر نیز سابقه داشته است.

او ادامه داد: ویروس دیستمپر سال ۲۰۰۰ میلادی نیز تلف شدن ۱۰ هزار قلاده از فوک‌های خزری را موجب شده بود.

رئیس دبیر خانه اقدام ملی حفاظت از فوک‌های خزری نیز با اشاره به اینکه به نظر اراده کافی میان پنج کشور حاشیه خزر در خصوص تبادل اطلاعات و داده‌ها برای دستیابی به علت واقعی مرگ و میر فوک‌های خزری وجود ندارد تدوین برنامه‌ای مدون وبرگزاری نشست‌های تخصصی میان روسا یا وزیران محیط زیست با هدف انتقال داده‌ها میان کشورهای حاشیه خزر را ضروری دانست.

محمود قاسمپوری با اعلام اینکه برای تائید هر کدام از فرضیه‌های مرگ فوک‌های خزری حداقل ۲۰ لاشه نسبتا سالم نیاز است ادامه داد: پارسال فقط به یک لاشه نسبتا سالم فوک دست یافتیم که کیت‌های تشخیصی علت مرگ آن فوک به دلیل بیماری آنفلوآنزای فوق حاد پرندگان را منتفی نشان داد.

مدیرکل محیط زیست مازندران هم با اشاره به اینکه نخستین جمعیت تلف شده از فوک‌های خزری فروردین امسال از طریق نامه کنسولگری ایران در کشور قزاقستان و به تعداد یکصد قلاده به ما اطلاع داده شد گفت: پایش منظم سواحل مازندران به این منظور همه روزه انجام می‌پذیرد.

محمدرضا کنعانی راه اندازی مرکز درمان و بازتوانی فوک خزری مطابق استاندارهای بین المللی در شبه جزیره میانکاله را نیز از دیگر اقدامات این اداره کل برشمرد و تصریح کرد: در شهرستان‌های بابلسر و تنکابن هم تجهیزات حداقلی به این منظور راه اندازی شده است.

✓سخن پایانی

مرگ فوک‌های خزری را نمی‌توان تنها در قالب مشاهده چند لاشه در سواحل مازندران خلاصه کرد. هر لاشه، بخشی از یک زنجیره بزرگ‌تر است که می‌تواند نشانه‌ای از تغییرات در وضعیت زیست‌بوم دریای خزر باشد؛ زیست‌بومی که در سال‌های اخیر همزمان با مجموعه‌ای از فشارهای محیط‌زیستی، اقلیمی و انسانی روبه‌رو بوده است.

 

با وجود مطرح شدن فرضیه‌های مختلف درباره علت مرگ این پستاندار دریایی، هنوز نمی‌توان هیچ‌یک از این عوامل را به عنوان علت قطعی معرفی کرد. مسئولان محیط زیست مازندران نیز بر محدودیت‌های بررسی لاشه‌های موجود تأکید دارند؛ چراکه پوسیدگی شدید، امکان انجام آزمایش‌های لازم و دستیابی به شواهد کافی را دشوار کرده است. از سوی دیگر، برای بررسی علمی فرضیه‌های مطرح‌شده، به تعداد بیشتری لاشه نسبتاً سالم نیاز است؛ موضوعی که ضرورت ایجاد سازوکار منظم برای پایش، جمع‌آوری و انتقال نمونه‌ها را بیشتر می‌کند.

بنابراین دستیابی به تصویر دقیق از وضعیت جمعیت و سلامت این گونه، نیازمند تبادل داده، پایش هماهنگ و برگزاری نشست‌های تخصصی میان نهادهای مسئول کشورهای ساحلی است.

اقداماتی مانند پایش روزانه سواحل مازندران و راه‌اندازی مرکز درمان و بازتوانی فوک خزری در میانکاله می‌تواند بخشی از مسیر حفاظت باشد، اما حفاظت واقعی زمانی محقق می‌شود که اطلاعات از سطح گزارش‌های پراکنده فراتر رود و به یک نظام منسجم پایش و پژوهش تبدیل شود.

لاشه‌هایی که موج‌ها به ساحل می‌رسانند، هشداری خاموش برای توجه بیشتر به وضعیت این دریا هستند؛ هشداری که پاسخ به آن نیازمند علم، همکاری و تصمیم‌گیری مشترک است.