ساری در آزمون باران سیلابی؛ روایت شهروندان از مدیریت بحران
ساری در آزمون باران سیلابی؛ روایت شهروندان از مدیریت بحران
باران شدید چگونه به بحران شهری تبدیل می‌شود؟

تیرنگ، رقیه سعیدی‌نژاد:

 

بارش سیلابی فقط آزمونی برای آسمان نیست؛ آزمونی برای خیابان‌ها، شبکه دفع آب‌های سطحی و هماهنگی دستگاه‌هایی است که باید پیش از باران، هنگام آن و پس از فروکش‌کردنش در کنار مردم باشند. در ساری، مرکز استان مازندران، هر دوره جو ناپایدار این پرسش را دوباره پیش می‌کشد: آیا شهر برای بارانی که از پیش احتمال آن اعلام می‌شود آماده است، یا شهروندان باید پیامدهای آن را در کوچه و خیابان به‌تنهایی مدیریت کنند؟

این گزارش، روایت عمومی از دغدغه‌های مردم در مواجهه با باران شدید و آب‌گرفتگی است؛ نه صورت‌جلسه‌ای از یک رخداد مشخص. چون زمان، میزان بارش، محله‌های درگیر و آمار خسارت در اطلاعات موجود تأیید نشده، از ذکر نشانی، رقم و نقل‌قول مستقیم پرهیز می‌شود. اما همین احتیاط، اصل مسئله را کم‌رنگ نمی‌کند: بارندگی شدید در شهری با رفت‌وآمد روزانه، فعالیت بازار و محله‌های متراکم می‌تواند در مدت کوتاهی به اختلال در زندگی عادی و نگرانی درباره ایمنی تبدیل شود.

 

وقتی آب‌گرفتگی، رفت‌وآمد و زندگی روزمره را مختل می‌کند

 

برای شهروندان، بحران معمولاً با نشانه‌هایی ملموس آغاز می‌شود با مردم در این روزها گپ و گفتی داشتین که حاصل آن گزارش حاضر می باشد

محمد جوان ۳۰ ساله که روزهای بارانی ساری را چنین توصیف می کند:ساری مرکز استان مازندران استانی که بیشترین میزان بارندگی را در طول سال تجربه می کند با شرایط فعلی با آب جمع‌شده در مسیر عبور و مرور ، دشوارشدن تردد خودرو و عابر، نگرانی از ورود آب به خانه یا محل کار و سردرگمی درباره راه امن‌تر مواجه است. در چنین وضعی، حتی اگر بارش کوتاه‌مدت باشد، رفت‌وآمد به محل کار، مدرسه، درمانگاه یا خرید روزانه می‌تواند مختل شود و با این شرایط نمی دانیم ما شهروندان ساروی باید چگونه احقاق حق کنیم و چه ارگانی مسئولیت اینهمه ناهنجاری را بر عهده دارد . رضا راننده تاکسی شهر ساری: در زمان بارندگی شدید و آب گرفتگی معابر، رانندگان نگران خاموش‌شدن خودرو و آبگرفتگی خودرو هستند که با هزینه بسیار بالا باید تعمیر شود حتی مسافران هم در کنار خیابان پاهایشان در آب فرورفته وارد ماشین می شوند و گله می کنند که چرا شهر به رودخانه تبدیل شده ؟چه کسی واقعا مسئول است؟

خانم یزدانی خانم سالمند که برای کار بانکی به خیابان امده می گوید: عابران، به‌ویژه سالمندان، حتی کودکان و افراد دارای محدودیت حرکتی، با دشواری بیشتری از معابر عبور می‌کنند شهر نیست انگار در یک جای دورافتاده زندگی می کنیم که هیچ مسئولی ندارد اگر در روستا بودیم یک شیب خدادادی آبها را به رودخانه هدایت می کرد اینجا از ما عوارض و مالیات می گیرند ولی هیچ کتری برای شهر انجام‌نمی دهند

خشایار مغازه دار می گوید: باران ماه قبل باعث شد جوی آب که توان حجم باران را نداشته باشد پر شد و آب به داخل مغازه آمد کلی آسیب به مغازه ها زد و مردم به هم کمک کردن تا میزان خسارت را کمتر کنند آب‌گرفتگی معابر همچنین فشار اقتصادی نامرئی اما واقعی به خانوارها و کسب‌وکارهای کوچک وارد می‌کند: تعطیلی یا کاهش مشتری، آسیب احتمالی به کالا و تجهیزات، هزینه پاک‌سازی و تعمیر، و زمانی که برای پیگیری خسارت صرف می‌شود همه به خاطر وم کاری عده ای که به جای زسیدگی به امورات شهر درگیر خودشان هستند.

خانم رضوی خانه ای دارد که تقریبا همکف است چنین گفت: خانواده‌هایی که در طبقات همکف یا نقاط کم‌ارتفاع زندگی می‌کنند بیش از دیگران نگران ورود آب به خانه هستند. کوچه ما یک شیب از سطح خیابان به داخل دارد فاضلاب شهری هم پاسخگو نیست و حجم آبی که به کوچه سرازیر می شود بسیار زیاد است

خانم حمیدی کارمند یکی از ادارات شهر ساری:

مردم در لحظه بارندگی بیش از وعده‌های کلی، به اطلاعات کوتاه و کاربردی نیاز دارند: کدام مسیرها آب‌گرفته یا ناایمن‌اند؟ از کجا می‌توان کمک خواست؟ آیا خدمات امدادی در دسترس است؟ چه زمانی وضعیت دوباره ارزیابی خواهد شد؟ اگر پاسخ روشن و به‌موقع نباشد، شایعه جای اطلاع‌رسانی را می‌گیرد و هر شهروند ناچار می‌شود بر پایه مشاهده محدود خود تصمیم بگیرد. در نتیجه، نگرانی عمومی تنها از شدت بارش ناشی نمی‌شود؛ ابهام درباره وضعیت و نبود راهنمایی قابل اتکا نیز آن را تشدید می‌کند.

 

اکنون به نقش مدیریت بحران می پردازیم که در فاصله میان هشدار چه اقدام میدانی انجام داده اند

 

ارزیابی منصفانه عملکرد مدیریت بحران باید از یک پرسش آغاز شود: میان دریافت هشدار هواشناسی و مواجهه شهروندان با آب‌گرفتگی چه اقداماتی انجام شد؟

 

امیری استاد دانشگاه: در زمان هشدار جوی باید اقدامات لازم آماده باشد، آمادگی فقط حضور نیرو پس از بالا آمدن آب نیست. پاک‌سازی و بازبینی مسیرهای دفع آب، شناسایی نقاط پرخطر، آماده‌بودن تجهیزات تخلیه، تعیین مسیرهای جایگزین و تقسیم روشن مسئولیت میان شهرداری، دستگاه‌های امدادی و خدماتی، بخشی از کار پیشگیرانه است. برای داوری درباره ساری باید روشن شود این اقدامات چه زمانی و در کدام محدوده‌ها اجرا شده‌اند.

هنگام رخداد نیز سرعت و هماهنگی اهمیت دارد. شهروندان باید بدانند مرجع واحد اطلاع‌رسانی کدام است، گزارش آب‌گرفتگی را از چه راهی ثبت کنند و در وضعیت اضطراری با کجا تماس بگیرند. حضور میدانی نیروها زمانی مؤثرتر می‌شود که اولویت‌بندی مشخص باشد: باز نگه‌داشتن مسیرهای امدادی، حفاظت از نقاط حساس، کمک به افراد گرفتار و هدایت ترافیک از مسیرهای ناایمن. انتشار خبر حضور نیروها، بدون توضیح درباره محدوده پوشش و راه دسترسی مردم، برای پاسخ‌گویی کافی نیست.

پس از باران نیز باید عملکرد با داده سنجیده شود، نه صرفاً با اطلاعیه‌های کلی. تعداد و محل گزارش‌های ثبت‌شده، زمان رسیدگی، مدت انسداد مسیرها، موارد خسارت تأییدشده و مشکلات تکرارشونده در شبکه دفع آب، تصویری دقیق‌تر از عملکرد و نیازهای شهر می‌دهد. انتشار عمومی این اطلاعات، همراه با توضیح درباره محدودیت‌ها و برنامه اصلاحی، هم امکان نظارت شهروندان را فراهم می‌کند و هم از تبدیل انتقاد به جدل بی‌پشتوانه جلوگیری می‌کند. تا زمانی که چنین اطلاعاتی در دسترس عموم مردم نباشد، نمی‌توان درباره پیش‌دستانه یا واکنشی‌بودن عملکرد دستگاه‌ها حکم قطعی داد؛ اما می‌توان مطالبه شفافیت و گزارش زمان‌بندی‌شده را جدی مطرح کرد.

 

وی ادامه داد:پاسخ‌گویی و آمادگی برای بارش بعدی از مطالبات مردم ساری است

 

مطالبه مردم ساری باید قابل پیگیری باشد: اعلام نقاط پرخطر و مسیرهای جایگزین پیش از بارش، معرفی راه ارتباطی واحد برای ثبت گزارش‌ها، اطلاع‌رسانی منظم در حین رخداد و انتشار جمع‌بندی مستند پس از آن بعنوان مثال در زمان بارندگی گذشته زیرگذر های شهر پراز آب شده بود و چندین ماشین با سرنشین در این زیرگذرها گرفتتر شدند اگر کمک های مردمی نبود چه بسا حادثه ناگوار و منجر به فوت می شد شهرداری و دستگاه‌های مسئول نیز باید نتیجه بازبینی مسیرهای دفع آب و اقدام‌های اصلاحی را با زمان‌بندی مشخص اعلام کنند؛ به‌خصوص در جاهایی که گزارش آب‌گرفتگی تکرار می‌شود. این گزارش‌ها بهتر است محله‌محور باشند تا شهروند بداند مسئله کجا بررسی شده و چه اقدامی در پیش است.

در کنار مسئولیت نهادها، آمادگی عمومی نیز اهمیت دارد: پرهیز از عبور با خودرو یا پیاده از مسیرهای آب‌گرفته، دنبال‌کردن اطلاعیه‌های رسمی، توجه به سالمندان و همسایگان نیازمند کمک، و گزارش‌کردن خطر بدون نزدیک‌شدن به جریان آب. بااین‌حال، این توصیه‌ها جایگزین وظیفه مدیریت شهری و امدادی نیستند؛ مردم نباید برای جبران کمبود اطلاع‌رسانی یا تجهیزات به خطر بیفتند.

باران شدید را نمی‌توان متوقف کرد، اما می‌توان از تبدیل آن به بحرانی پرهزینه و تکرارشونده کاست. معیار موفقیت مدیریت بحران در ساری تنها تعداد نیروهای حاضر در خیابان نیست؛ آمادگی پیش از بارش، دسترسی مردم به اطلاعات قابل اعتماد، رسیدگی هماهنگ و پاسخ‌گویی پس از حادثه نیز باید سنجیده شود. صدای شهروندان زمانی اثرگذار خواهد بود که تجربه‌های محله‌ای ثبت و پیگیری شوند و مسئولان نیز با اطلاعات روشن نشان دهند چه چیزی آموخته‌اند و برای بارش بعدی چه تغییری ایجاد می‌کنند.