تیرنگ:
پاییز که از راه میرسد، باغهای مرکبات مازندران رنگ دیگری به خود میگیرند. مازندران با برخورداری از اقلیم مناسب و سطح قابل توجه باغهای مرکبات، یکی از قطبهای اصلی تولید این محصولات در کشور به شمار میرود و هر سال بخش قابل توجهی از پرتقال، نارنگی و سایر مرکبات کشور در باغهای این استان تولید میشود.
با این حال، فاصله میان «تولید» و «صادرات موفق» همچنان یکی از چالشهای جدی این بخش است. تولید محصول باکیفیت به تنهایی برای حضور پایدار در بازارهای خارجی کافی نیست. محصول صادراتی باید در زمان مناسب برداشت شود، فرآیند سورت و درجهبندی را پشت سر بگذارد، بستهبندی استاندارد داشته باشد، از زنجیره سرد مناسب برخوردار باشد و در نهایت با هزینهای رقابتی به بازار هدف برسد. هر اختلال در این زنجیره میتواند سود صادرات را کاهش داده و حتی بازارهای به دست آمده را از صادرکنندگان ایرانی بگیرد.
یکی از مهمترین مسائل، بازارهای هدف صادراتی است. نزدیکی جغرافیایی مازندران به کشورهای حاشیه دریای خزر و کشورهای منطقه، یک مزیت مهم برای صادرات مرکبات محسوب میشود. بازارهایی که از نظر فاصله حملونقل، هزینه و ذائقه مصرفکننده میتوانند ظرفیت مناسبی برای محصولات ایرانی داشته باشند. اما استفاده از این ظرفیت نیازمند شناخت دقیق بازار، استمرار عرضه، رعایت استانداردها و ایجاد روابط تجاری پایدار است.
در سالهایی که تولید افزایش پیدا میکند، مسئله فروش اهمیت بیشتری پیدا میکند. اگر بازار داخلی توان جذب تمام محصول را نداشته باشد و صادرات نیز با موانع مختلف مواجه شود، بخشی از محصول با کاهش قیمت روبهرو خواهد شد. این وضعیت بیش از همه باغدار را تحت فشار قرار میدهد؛ زیرا هزینههای تولید، کود، سم، آب، نیروی کار، نگهداری و برداشت افزایش یافته، اما قیمت فروش الزاماً متناسب با این هزینهها رشد نمیکند.
از سوی دیگر، صادرات مرکبات حلقهای از زنجیره بزرگ اقتصاد کشاورزی است. رونق صادرات میتواند برای باغدار انگیزه ایجاد کند تا کیفیت محصول را افزایش دهد و در مقابل، نبود بازار صادراتی پایدار ممکن است سرمایهگذاری در باغها و نوسازی آنها را کاهش دهد. بنابراین، توسعه صادرات باید همزمان با برنامهریزی برای افزایش بهرهوری باغها، کاهش ضایعات و ارتقای کیفیت محصول دنبال شود.
یکی از حلقههای مهم این زنجیره، صنایع بستهبندی و سورتینگ است. محصولی که قرار است راهی بازار خارجی شود، نمیتواند با همان شرایطی عرضه شود که برای بازار روزانه داخلی آماده میشود. جداسازی میوههای سالم و استاندارد، درجهبندی، بستهبندی مناسب، برچسبگذاری و رعایت الزامات بهداشتی، بخشی از فرآیند صادرات است. سرمایهگذاری در این بخش میتواند ارزش افزوده محصول را افزایش دهد و از خامفروشی جلوگیری کند.
مرکبات محصولی فسادپذیر هستند و فاصله میان باغ تا بازار باید با کمترین افت کیفیت طی شود. ضعف در حملونقل، انبارداری یا نگهداری میتواند بخشی از محصول را از چرخه صادرات خارج کند. به همین دلیل، توسعه زیرساختهای سردخانهای و حملونقل تخصصی باید همگام با افزایش تولید و صادرات پیش برود.
موضوع دیگری که نمیتوان از کنار آن گذشت، نوسانات تصمیمات تجاری و محدودیتهای صادراتی است. صادرکننده برای حضور در بازار خارجی نیازمند برنامهریزی است و هرگونه تغییر ناگهانی در مقررات، تعرفهها یا فرآیندهای صادراتی میتواند قراردادها و بازارهای هدف را تحت تأثیر قرار دهد. صادرات پایدار زمانی شکل میگیرد که فعال اقتصادی بتواند حداقل برای یک دوره مشخص، چشمانداز روشنی از مقررات و هزینههای تجارت داشته باشد.
در این میان، باغدار باید بیش از گذشته در مرکز سیاستگذاری قرار گیرد. اگر سود اصلی صادرات در حلقههای واسطهای باقی بماند و سهم تولیدکننده از ارزش نهایی محصول محدود باشد، توسعه صادرات الزاماً به معنای بهبود وضعیت باغداران نخواهد بود. ایجاد ارتباط مستقیمتر میان تولیدکنندگان، تشکلهای باغداری، صادرکنندگان و بازارهای خارجی میتواند به شفافتر شدن زنجیره قیمت و توزیع عادلانهتر منافع کمک کند.
از طرف دیگر، توسعه صادرات نباید تنها به فروش میوه تازه محدود شود. مرکباتی که استاندارد لازم برای صادرات تازهخوری ندارند، میتوانند در صنایع تبدیلی مورد استفاده قرار گیرند. تولید آبمیوه، کنسانتره، اسانس، مربا، پوره و سایر فرآوردهها میتواند بخشی از ضایعات را به محصول اقتصادی تبدیل کند. این موضوع بهویژه در سالهایی که تولید بالا میرود، اهمیت بیشتری پیدا میکند.
باغدار، سورتینگدار، صادرکننده، شرکت حملونقل، سردخانه، صنایع تبدیلی و بازار خارجی، حلقههای یک زنجیره واحد هستند و ضعف هر حلقه میتواند عملکرد کل زنجیره را کاهش دهد.
اگر هدف، تبدیل مرکبات مازندران به یک برند صادراتی پایدار باشد، باید نگاه از «فروش محصول» به «مدیریت بازار» تغییر کند. حضور در بازارهای خارجی نیازمند کیفیت ثابت، بستهبندی حرفهای، استمرار عرضه، شناخت مصرفکننده و ایجاد اعتماد است. در چنین شرایطی، مرکبات مازندران میتواند از یک محصول فصلی فراتر رفته و به یکی از پایههای تجارت کشاورزی استان تبدیل شود.
موفقیت صادرات مرکبات زمانی معنا پیدا میکند که اثر آن از آمار صادرات فراتر رفته و در زندگی باغدار نیز دیده شود. افزایش درآمد تولیدکننده، کاهش ضایعات، ایجاد اشتغال، رونق صنایع بستهبندی و تبدیلی و حضور مستمر در بازارهای منطقهای، میتواند نشانههای یک صادرات واقعی و پایدار باشد؛ صادراتی که نه فقط محصول را از باغ خارج میکند، بلکه ارزش افزوده را نیز در استان نگه میدارد.


























































































