طوفان را پنهان کردیم
طوفان را پنهان کردیم
کتاب «طوفان را پنهان کردیم» روایت مستند و منظم از تجربه‌های محمود پهلوان‌مقدم، رزمنده‌ای است که در اسفند ۱۳۶۲ و در جریان عملیات خیبر به اسارت نیروهای ارتش عراق درآمد.

عنوان کتاب: طوفان را پنهان کردیم

نویسنده: طهورا فیاض

انتشارات: نشر ستاره‌ها

 

✓درباره کتاب

کتاب «طوفان را پنهان کردیم» روایت مستند و منظم از تجربه‌های محمود پهلوان‌مقدم، رزمنده‌ای است که در اسفند ۱۳۶۲ و در جریان عملیات خیبر به اسارت نیروهای ارتش عراق درآمد. عملیات خیبر با وجود تلاش گسترده نیروهای ایرانی، به اهداف مورد انتظار نرسید و در چهارم اسفند، گروهی از رزمندگان از جمله پهلوان مقدم در منطقه‌ عملیاتی به محاصره درآمده و اسیر شدند. پس از هفته‌ها بی‌خبری، خبر اسارت او به خانواده‌اش رسید و از همان‌جا دوره‌ای تازه در زندگی‌اش آغاز شد؛ دوره‌ای که محور اصلی کتاب را تشکیل می‌دهد.

این کتاب بر اساس مجموعه‌ای از گفت‌وگوهای طولانی با پهلوان‌مقدم شکل گرفته و طهورا فیاض متن روایت را از حالت شفاهی به ساختاری پیوسته و قابل‌خواندن تبدیل کرده است. محمدمهدی احمدیان نیز با پژوهش تکمیلی، زمینه‌ی تاریخی و عملیاتی هر بخش را مشخص کرده تا خواننده بتواند جایگاه روایت را در بستر جنگ تشخیص دهد.

محمود پهلوان‌مقدم، پس از ورود به اردوگاه‌های عراق، پهلوان‌مقدم تصمیم می‌گیرد در همان شرایط اسارت، نقش فعالی در میان اسیران ایرانی داشته باشد. او در روایت خود توضیح می‌دهد که چگونه از روزهای نخست اسارت، به‌صورت داوطلبانه به کارهای مختلف رسیدگی می‌کرد؛ از نظافت تا کمک در آشپزخانه، رسیدگی به مجروحان و سامان‌دهی امور روزمره اسیران. این کمک‌ها باعث شد در میان اسیران به عنوان «خادم‌الاسرا» شناخته شود.

کتاب بخش‌های مختلفی از زندگی روزمره اسیران را توصیف می‌کند: شرایط فیزیکی اردوگاه‌ها، نحوه‌ تقسیم کار، وضعیت بهداشتی، رسیدگی به مجروحان، ارتباط میان اسیران، و برخوردهای نیروهای عراقی. پهلوان‌مقدم در این روایت‌ها تلاش می‌کند تصویر دقیقی از رویدادهای درون اردوگاه اسرا ارائه دهد.

از نظر ساختار، کتاب به‌صورت خطی پیش می‌رود و دوره‌های مختلف اسارت را در ترتیب زمانی روایت می‌کند. هر بخش بر مجموعه‌ای از رخدادهای مرتبط تمرکز دارد و پژوهشگر در بخش‌هایی که لازم بوده، اطلاعات تکمیلی درباره عملیات خیبر، وضعیت جبهه‌ها و شرایط اسارت ایرانی‌ها در عراق ارائه کرده است.

«طوفان را پنهان کردیم» سندی از تجربه‌ اسارت یک رزمنده ایرانی است؛ تجربه‌ای که در آن، پهلوان‌مقدم نقش خود را نه در میدان نبرد، بلکه در میان اسیران و در میدان نبردی دیگر توصیف می‌کند.

این کتاب در ۳۵۳ صفحه توسط نشر ستاره‌ها به چاپ رسیده است.

✓برشی از کتاب طوفان را پنهان کردیم:

ساعت دو عصر است. از دوازده ظهر که صلیب اردوگاه را ترک کرده هنوز اتفاقی نیفتاده است. بعد از صحبت با کریستین، دنبال کارهای اردوگاه بودم. به دلم افتاده بود که کریستین کارش را می‌کند و آریانا هم به خاطر شکی که دارد ورق را برمی‌گرداند. امیدوارم حالا که افسر عراقی کاغذ به دست می‌آید سمت ما همه چیز همین طوری پیش برود. افسر می‌ایستد رو به جمع و از نفر دوم لیست، شروع می‌کند به خواندن اسامی تا جایی که بشود نزدیکش می‌ایستم. اسمم اول لیست نوشته شده اما خط خورده است. او تعدادی از بچه‌ها را صدا می‌زند و با خودش می‌برد.