اگه ته چکل آغوزی، من ول سر چاقومه
این ضرب المثل بیشتر در مواقعی به کار می رود که شخصی در انجام ندادن کار درست اصرار می ورزد و اطرافیان یا بزرگتری که صاحب نفوذ است این مثل می گوید تا به او بفهماندتو هرچه قدر سرسختی در مقابل من کوتاه خواهی آمد.
اتّا پیلکا ماس چنّه راغون دارنه
یک کاسه ماست چقدر روغن دارد
گوک نزا چنگوم بزونه
معادل فارسی گوک :گاو نزا :نزایید چنگوم: چوبی که بعنوان ستون بر بالین گوساله می بندند تا بند گردنش را به آن ببندند
اَسب پیغوم پِه جو نَخِرنه
درگذشته ها که ابزار ارتباطی محدود بود مردم مازندران بسیاری از موضوعات را با صدای بلند به دیگران اطلاع می دادند وبه اصلاع با ونگ وا همدیگر را مطلع می کردند گاهی نیز برای اینکه کسی را به کاری بگمارند یا درخواست انجام کاری را داشته باشند به کسی که در مسیر او قرار داشت پیغام می دادند به فلانی اطلاع دهید با او کار دارم گاهی این پیغام برنده کم کاری یا بی توجهی می کرد و پیغام را به مخاطب خاص نمی رساند در این صورت این مثال عنوان می شد حال اگر کار مهمی بود ابتر می ماند و گاهی منجر به مشکلات عدیده ای می شد.
آدِم دِل خِش بوئه خِنِه کِک کِلی پِشت بوئه
دل آدم خوش باشد خانه آدم پشت لانه مرغ دانی باشد
خار خِراک نخاش اشکم نشونه
گویش مازنی چنان شیرین و خوش الحان می باشد که هر فرد غیر مازندرانی هم می شنود علاقمند به یادگیری آن می شود و از سخنور مازندرانی می خواهد برایش با ترجمه بنویسد تا بتواند از ان استفاده کند این گویش غنای خاصی دارد و در اغلب مسائل یک ضرب المثل کاربردی وجود دارد معادل فارسی این ضرب المثل غذای خوب به شکم بد نمیره و در مواردی به کار می رود که آدم ها بخواهند دوتا مورد غیر همسان را باهم جفت و جور کنند
آسمون وِنِه لا هسّه سیو تیل ونه لابن
آسمون برایش لحاف است و زمین برایش زیرانداز
واژگان و آوا های مازندرانی / قسمت اول
گویش مازندرانی با نام های مازَنْدَرانی یا مازَنی، تَبَری، تَپوری، مازِرونی و گاهی به گلکی یا تالشی هم یاد می شود که از لحاظ تاریخی جزء شاخه شمالغربی زبانهای ایران بوده و در ارتباط با زبان مادری است. به باور زبانشناسان، گیلکی زبانی است که با مازندرانی خواهر است و نزدیکترین زبان از نظر دستوری به این زبان است.
اشّه كِشمبه، پَلِنگهِ دار دِمبِه
کیوان مَش رَضی ریکا هَفت سال پیش مّحیط بانی دِله کار بَهیته هَرگِدِر وِنِه شیفتهِ نوبِت بیه یَتّا صِواحی تا فِردا نِماشسَر هیچکی وِنِه جا خَوِر نِداشته شیه جِنگِل دِلِه دِرِسی دِ روز دَنی بیه
آدِم وِشنا تیرِنگِ خُو رِه ویندِه
شیر مَمد،حاج نقی داماد بیّه کارخِنِه کار کِردِه دِ قِرون حِقوق گیته چَپ شیه
گلستان ایستاده در غبار
ریزگردها دیگر پدیدهای محدود به استانهای جنوبی و غربی کشور نیستند. در سالهای اخیر، ساکنان گلستان نیز بارها روزهایی را تجربه کردهاند که آسمان آبی جای خود را به غبار داده و کیفیت هوا تا مرز هشدار کاهش یافته است.
تغییر سیمای روستاهای شمال
مهاجرت معکوس، یعنی بازگشت افراد از شهرها به روستاها، در سالهای اخیر به عنوان یکی از استراتژیهای مهم توسعه پایدار مطرح شده است. این پدیده میتواند جمعیت روستاها را احیا کند و موجب رونق اقتصادی، حفظ فرهنگ محلی و بهرهبرداری بهینه از منابع طبیعی نیز میشود.
تولید، ضامن اقتدار ملی
در شرایط حساس کنونی که کشور با فشارهای اقتصادی و تحریمهای شدید مواجه است، نقش تولیدکنندگان بیش از همیشه اهمیت پیدا کرده است. رمضانعلی سنگدوینی، نماینده مردم گرگان و آققلا در مجلس شورای اسلامی، در جلسه شورای گفتگوی دولت و بخش خصوصی، بر ضرورت حمایت همهجانبه از واحدهای تولیدی تأکید کرد و تأکید نمود که هیچ دستگاهی حق اعمال فشار مضاعف بر تولیدکنندگان را ندارد.
گلستان و بازگشت امید به مزارع پنبه
پنبه بهعنوان یکی از محصولات راهبردی بخش کشاورزی، همواره نقشی فراتر از یک محصول زراعی ساده در اقتصاد کشور ایفا کرده است.
اقتصاد استان جان گرفت
استان گلستان در سالهای اخیر بهتدریج به یکی از کانونهای قابلتوجه توسعه صنعتی، معدنی و اشتغالمحور در شمال کشور تبدیل شده است؛ مسیری که بر پایه گسترش واحدهای تولیدی، افزایش ظرفیت معادن، تقویت صادرات و حمایت هدفمند از سرمایهگذاری شکل گرفته و امروز نتایج ملموس آن در شاخصهای اقتصادی استان قابل مشاهده است











































