گلستان ایستاده در غبار
گلستان ایستاده در غبار
ریزگردها دیگر پدیده‌ای محدود به استان‌های جنوبی و غربی کشور نیستند. در سال‌های اخیر، ساکنان گلستان نیز بارها روزهایی را تجربه کرده‌اند که آسمان آبی جای خود را به غبار داده و کیفیت هوا تا مرز هشدار کاهش یافته است.

 

 

تیرنگ

 

ریزگردها دیگر پدیده‌ای محدود به استان‌های جنوبی و غربی کشور نیستند. در سال‌های اخیر، ساکنان گلستان نیز بارها روزهایی را تجربه کرده‌اند که آسمان آبی جای خود را به غبار داده و کیفیت هوا تا مرز هشدار کاهش یافته است. استانی که سال‌ها به واسطه تنوع اقلیمی، جنگل‌های هیرکانی، مراتع گسترده و زمین‌های حاصلخیز کشاورزی به عنوان یکی از قطب‌های منابع طبیعی کشور شناخته می‌شد، امروز با تهدیدی روبه‌رو است که ریشه‌های آن فراتر از یک عامل ساده و مقطعی است.

برخلاف تصور عمومی که ریزگردها را صرفاً نتیجه خشکسالی یا تغییرات اقلیمی می‌داند، کارشناسان معتقدند این بحران محصول زنجیره‌ای از تصمیمات و تحولات طبیعی و انسانی است که طی سال‌های گذشته به تدریج شکل گرفته‌اند. افزایش دما، کاهش بارندگی‌های مؤثر، وقوع سیلاب‌های ناگهانی، تغییر کاربری اراضی، توسعه نامتوازن کشاورزی، کاهش پوشش گیاهی و بهره‌برداری فراتر از توان اکولوژیک زمین، همگی در کنار یکدیگر شرایطی را ایجاد کرده‌اند که خاک را در برابر فرسایش و تبدیل شدن به ذرات معلق آسیب‌پذیر کرده است.

گلستان به دلیل قرار گرفتن در منطقه‌ای حساس از نظر اقلیمی، بیش از بسیاری از مناطق دیگر آثار این تغییرات را احساس می‌کند. افزایش دما و تغییر الگوی بارش از یک سو و فشار فزاینده بر منابع طبیعی از سوی دیگر، سبب شده بخش‌هایی از اراضی استان توان حفظ رطوبت و پایداری خود را از دست بدهند. نتیجه این روند، گسترش کانون‌های مستعد فرسایش بادی و افزایش احتمال وقوع پدیده گرد و غبار است؛ پدیده‌ای که علاوه بر تهدید سلامت عمومی، تولید کشاورزی، امنیت غذایی، منابع آب و حتی اقتصاد محلی را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد.

در چنین شرایطی، بررسی ریشه‌های شکل‌گیری ریزگردها در گلستان و واکاوی دیدگاه کارشناسان درباره عوامل مؤثر بر این بحران، اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. پرسش اصلی این است که آیا تغییر اقلیم به تنهایی مقصر وضعیت موجود است یا اینکه بخشی از بحران به تصمیمات مدیریتی و نحوه بهره‌برداری از منابع طبیعی بازمی‌گردد؟ پاسخ به این پرسش می‌تواند مسیر آینده مدیریت سرزمین و مقابله با یکی از مهم‌ترین چالش‌های زیست‌محیطی استان را روشن کند.

یک پژوهشگر بخش خاک و آب مرکز تحقیقات کشاورزی گلستان، با تأکید بر اینکه ریزگردها یک پدیده تک‌بعدی نیستند، اظهار کرد: این بحران از برهم‌کنش سه عامل اصلی شکل می‌گیرد؛ تغییر اقلیم که نقش تشدیدکننده دارد، مدیریت ناصحیح زمین که عامل اصلی بروز ریزگرد است و فرسایش بادی که نتیجه این دو عامل و منجر به تولید ذرات مضر می‌شود.

مریم سبطی با اشاره به اثرات تغییرات اقلیمی در گلستان افزود: در سال‌های اخیر دمای استان تا یک و نیم درجه سانتی‌گراد افزایش یافته و طبق برخی برآوردها، این رقم تا ۵۰ سال آینده ممکن است به سه درجه نیز برسد.

وی گفت: خطرناک‌تر از افزایش دما، تغییر الگوی بارش است؛ به‌گونه‌ای که سیلاب‌های ناگهانی به‌جای بارندگی فصلی منظم رخ می‌دهند و این موضوع هم باعث شست‌وشوی مواد آلی در زمان کوتاه و هم خشکی شدید در دوره‌های دیگر می‌شود؛ دو عاملی که فرسایش خاک را تشدید می‌کنند.

پژوهشگر گلستانی با بیان اینکه اگر زمین پوشش مناسبی داشته باشد، حتی با افزایش دما و تبخیر نیز مستعد تولید ریزگرد نخواهد بود، تأکید کرد: کشاورزی حفاظتی می‌تواند یکی از راهکارهای مهم و بلندمدت برای مقابله با این بحران باشد.

به گفته سبطی، در این شیوه، بدون شخم و با حفظ بقایای کشت قبلی، هم از جابجایی ذرات خاک جلوگیری می‌شود و هم تبخیر کاهش می‌یابد؛ در نتیجه خاک، مواد آلی و رطوبت خود را بهتر حفظ می‌کند.

وی همچنین تغییر کاربری اراضی را از عوامل مهم تشدید بحران دانست و گفت: تبدیل مرتع به زراعت یا تغییر زمین کشاورزی به کاربری صنعتی، سرمایه‌های طبیعی استان را به‌صورت غیرقابل بازگشت از بین می‌برد.

اگرچه برخی کارشناسان، ریشه اصلی بحران ریزگرد در گلستان را تغییر اقلیم اعلام می‌کند اما یک عضو سازمان تحقیقات کشاورزی گلستان،معتقد است تخریب زیرساخت‌های منابع طبیعی و نادیده گرفتن اصول اکولوژیک در توسعه کشاورزی بحران ریزگرد در گلستان را تشدید کرده است.

لطف الله پارسیانی با بیان اینکه توجه به کشاورزی بدون توجه به منابع طبیعی، مثل چاپ پول است، گفت: منابع طبیعی همان مادر تولید کشاورزی هستند و نابودی آن‌ها، بنیان خودکفایی را متزلزل می‌کند.

وی با اشاره به اجرای طرح زهکشی حدود ۹۰ هزار هکتار از اراضی شمال استان در سال ۱۳۹۸ اظهار کرد: این اقدام اگرچه با هدف افزایش سطح کشاورزی انجام شد، اما در عمل موجب کاهش رطوبت و افزایش شوری خاک شد؛ موضوعی که به پاشیدگی خاک و افزایش پتانسیل آن برای تبدیل شدن به گرد و غبار انجامیده است.

پژوهشگر گلستانی با رد نگاه رایج درباره خلیج گرگان به‌عنوان کانون اصلی ریزگردها گفت: اهمیت این پهنه آبی بیشتر در حفظ اکوسیستم و جلوگیری از تبدیل شدن به کفه نمکی است، اما کانون اصلی بحران، اراضی شمالی هستند که رطوبت خود را از دست داده‌اند.

پارسیانی افزود: بر اساس آمار منابع طبیعی، از سال ۱۳۸۱ حدود یک میلیون و ۲۵۰ هزار هکتار از اراضی استان آماده فرسایش بوده‌اند و همین مسئله، آستانه سلامت مردم را تحت تأثیر قرار داده است.

وی با تأکید بر لزوم اجرای آمایش سرزمین گفت: بسیاری از مشکلات فعلی ناشی از نادیده گرفتن محدودیت‌های بوم‌شناختی است، در واقع توسعه کشاورزی باید متناسب با ظرفیت واقعی زمین انجام شود و در مناطقی که اقلیم و شوری خاک اجازه نمی‌دهد، کشت مخرب باید متوقف شود.

وی خاطرنشان کرد: در گلستان ۱۳۱ هزار هکتار از اراضی زراعی شوری بالای ۱۰ دارند و ۸۰ هزار هکتار از این اراضی نیز در مناطقی با بارندگی کمتر از ۳۰۰ میلی‌متر قرار گرفته‌اند؛ یعنی بخش وسیعی از کشت در استان به‌صورت ناپایدار و مخرب منابع در حال انجام است.

پارسیانی ادامه داد: به جای حمایت از کشت ناپایدار، باید به کشاورزان غرامت یا حمایت مالی داده شود تا زمین را شخم نزنند و اجازه دهند پوشش گیاهی طبیعی، مانند گونه‌هایی نظیر خارشتر، در یک بازه ۵ تا ۱۰ ساله زمین را احیا کند.

وی با اشاره به توان بالای خودترمیمی طبیعت تصریح کرد: اگر زمین برای مدتی رها شود، پوشش گیاهی طبیعی می‌تواند در مدت یک سال ۷۰ تا ۸۰ درصد سطح آن را بپوشاند؛ این نشان می‌دهد که طبیعت ظرفیت بالایی برای احیا دارد و مداخله انسانیِ مخرب، مهم‌ترین مانع این فرایند است.

پارسیانی با تأکید بر لزوم اجرای پروژه‌هایی مانند تغذیه آبخوان‌ها، انحراف سیلاب‌ها برای نگهداشت آب و ایجاد معیشت جایگزین گفت: مقابله با ریزگردها صرفاً یک پروژه محیط‌زیستی نیست، بلکه یک برنامه توسعه پایدار است که باید هم‌زمان به تأمین آب، حفظ منابع طبیعی و ایجاد اشتغال پایدار برای مردم منطقه بپردازد.

 

✓سخن پایانی

 

آنچه از اظهارات کارشناسان و پژوهشگران حوزه خاک، آب و منابع طبیعی برمی‌آید، این است که بحران ریزگرد در گلستان نتیجه سال‌ها فشار بر ظرفیت‌های طبیعی استان است. اگرچه تغییرات اقلیمی و افزایش دما واقعیتی انکارناپذیر هستند، اما بخش مهمی از آسیب‌پذیری امروز زمین‌های گلستان به نحوه مدیریت منابع طبیعی و الگوی توسعه بازمی‌گردد. در واقع، تغییر اقلیم زمانی به یک تهدید جدی تبدیل می‌شود که بسترهای طبیعی محافظت‌کننده از خاک و آب تضعیف شده باشند.

کارشناسان بر این باورند که حفظ پوشش گیاهی، جلوگیری از تخریب مراتع، مدیریت صحیح منابع آب و حرکت به سمت کشاورزی پایدار می‌تواند نقش مهمی در کاهش خطر ریزگردها ایفا کند. از سوی دیگر، ادامه کشت در اراضی شور و کم‌بازده، توسعه فعالیت‌های کشاورزی بدون توجه به توان اکولوژیک زمین و تغییر کاربری‌های غیرکارشناسی، نه تنها مشکل را حل نمی‌کند بلکه روند تخریب منابع طبیعی را شتاب می‌بخشد.

تجربه بسیاری از مناطق جهان نشان داده است که مقابله با فرسایش بادی و گرد و غبار تنها از مسیر اجرای طرح‌های مقطعی امکان‌پذیر نیست. این مسئله نیازمند نگاهی جامع به مدیریت سرزمین است؛ نگاهی که در آن منابع طبیعی، کشاورزی، آب، محیط زیست و معیشت مردم به عنوان اجزای یک زنجیره واحد دیده شوند. بدون چنین رویکردی، هرگونه سرمایه‌گذاری یا برنامه توسعه‌ای ممکن است در بلندمدت به تشدید بحران منجر شود.

گلستان امروز در نقطه‌ای قرار گرفته که انتخاب‌های مدیریتی آن می‌تواند سرنوشت دهه‌های آینده استان را رقم بزند. احیای پوشش گیاهی، اجرای آمایش سرزمین، توسعه کشاورزی حفاظتی، تغذیه آبخوان‌ها، مدیریت سیلاب‌ها و حمایت از معیشت‌های جایگزین، مجموعه اقداماتی هستند که می‌توانند روند تخریب را متوقف و مسیر احیای منابع طبیعی را هموار کنند.

شاید مهم‌ترین پیام این بحران آن باشد که طبیعت هنوز فرصت جبران را از دست نداده است. زمین‌های آسیب‌دیده، در صورت کاهش فشارهای انسانی و اجرای سیاست‌های صحیح، توان بازسازی خود را دارند. اما این فرصت نامحدود نیست. آینده گلستان در گرو تصمیم‌هایی است که امروز برای حفظ خاک، آب و منابع طبیعی آن گرفته می‌شود؛ سرمایه‌هایی که بقای توسعه و زندگی در این سرزمین به آنها وابسته است.