شکوائیه‌ای در محضر وجدان‌ها
شکوائیه‌ای در محضر وجدان‌ها
تاریخ پر از نمونه‌های بارز ظلم‌های محرز اما جبران‌نشدنی به مظلومانی است که قربانی سیاه‌نمایی‌های ظالمانه بدخواهان و میدان‌داری غلط افراد احساساتی و تأثیرپذیر شده‌اند!

دکتر هادی ابراهیمی، دانشیار علوم سیاسی دانشگاه 
تاریخ پر از نمونه‌های بارز ظلم‌های محرز اما جبران‌نشدنی به مظلومانی است که قربانی سیاه‌نمایی‌های ظالمانه بدخواهان و میدان‌داری غلط افراد احساساتی و تأثیرپذیر شده‌اند!
تاریخ معاصر کشورمان مشحون از قربانی‌هایی مانند امیرکبیر، میرزاکوچک‌خان، مدرس، شیخ فضل‌الله و دیگر بزرگانی است که با تزویر رسانه‌ای و یا با شگردهای خاص، علیرغم مصلح بودن و خدوم بودن، تخریب شدند، اگر چه بعدها حقایق روشن شد، اما نتیجه‌اش جز عذاب‌وجدان برای باورکنندگان اینگونه پروپاگانداها نبود!
در نظام جمهوری اسلامی نیز چهره‌های بارزی مانند شهید مظلوم آیةالله دکتر بهشتی مصداق همین ناجوانمردی‌هاست که بعد از شهادتش و‌ رو شدن نقشه‌های پشت پرده منافقین، علیرغم پخش شیرینی توسط معاندان، اما روند حلالیت‌خواهی فریب‌خورده‌ها، همگانی شد، اگر چه برای جبران، کمی دیر شده بود!
این مظلومیت، در سلسله فتنه‌های دهه‌های اخیر، با هدف گرفتن امام شهید خامنه‌ای، مصداق تازه پیدا کرد و رهبر شهیدمان از شش جهت آماج تهاجمات کینه‌ورزانه و تحلیل‌های بی‌مبنای روشنفکرنماها قرار گرفت و با کپی‌برداری غلط از شعارهای مردم در انقلاب شکوهمند اسلامی، مصداق را عوض کرده و ناجوانمردانه حیثیت اجتماعی و شخصیت فردی معظم له را با وقیحانه‌ترین بمباران‌های کلامی و حتی کاریکاتورها و کلیپ‌های تمسخرآمیز تخریب کردند!
بطور نمونه حتی در همین اواخر هم ایشان را متهم به زندگی مرفه در زیرزمین‌های عمیق با بتن مسلح و یا فرار به روسیه و بدل بودن کسی که به جای ایشان در ملاء عام حاضر می‌شود و غیره نموده و افکار عمومی را علیه ایشان تهییج کرده و باورهای غلط را به اذهان عمومی تزریق می‌کردند!
حالا که همه چیز آشکار شده و زی‌طلبگی و زاهدانه امام شهید و رفتار و گفتار صادقانه معظم له و نیز شجاعت و همزیستی ایشان با مردمش روشن شده،
اینگونه افراد، چگونه می توانند احساس عذاب‌وجدان نداشته باشند!؟
چگونه می‌توانند این ظلم مضاعف و مظلومیت به وجودآمده را جبران کنند؟!
چگونه می‌توانند در محکمه بازخواست الهی، پاسخگوی حق‌الناسی باشند که به گردن آنهاست؟!
چگونه می‌توانند در برابر جنایاتی که علیه مریدان معظم له مرتکب شده و حتی عده‌ای را به قتل رسانده و یا ناکار کرده‌اند، در جامعه و در نزد خداوند، سرشان را بالا‌ بگیرند؟!
چگونه می‌توانند باز هم در آینده به عقل ناچیز خود اعتماد کرده و غرور و جهل خود را کنار زده و عقلشان را بر خود حاکم کنند!؟
راستی چگونه چشمشان را بر اینهمه نقش‌آفرینی و قرار دادن ایران در قله‌ها و نیز مسیرهای قله‌پیمایی، بسته بودند و بر اساس القائات رسانه‌های بیگانگان و معاندان، ایران را عقب‌مانده و حتی عقب‌مانده‌ترین کشور جهان جا بزنند؟!
چگونه رژیم دیکتاتور پهلوی را تطهیر کرده و با سفیدشویی از امثال ربع پهلوی، جای جلاد و شهید و جای ظالم و مظلوم را عوض کنند؟!
چگونه می‌توانستند از شدت کینه‌های بی‌مبنا علیه رهبر شهید، جنایتکارانی مثل ترامپ و نتانیاهو را فرشته نجات معرفی کرده و وقیحانه تقاضای تجاوز این بیگانگان به وطن‌شان را نمایند؟!
چگونه می‌توانستند با استناد به ادعاهای دزدهای کهنه‌کار که بیت‌المال را بلعیده و فرار کرده بودند، نظام ما را فاسد سیستمی و مجمع ناکارآمدان معرفی کرده و خواهان تغییر حاکمیت شوند؟!
تاریخ بی‌رحمانه‌تربن قاضی است و یقینا راه گریزی برای دروغ‌پردازان و نیز دروغ‌باوران نخواهد بود و در آینده دروغ پیشه‌گان، رسواترین جریانات و‌ چهره‌هایی هستند که در این برهه‌ی تاریخی به دشمنان اعتماد کرده و با بازی در زمین دشمنان، جدول آنها را پر کرده و زیر پای خودی‌ها را خالی کرده و می‌کنند!
از خودفروخته‌ها و سرگروه‌ها که همین الان هم در حال ادامه دادن به همه آن عنادها هستند، نمی‌توان امیدی داشت اما امیدوارم که حداقل فریب‌خوردگان از این حقیقت‌کشی محض، عبرت گرفته و با حلالیت‌طلبی از روح بلند امام شهید، یک گام به سمت جبران مافات بردارند تا شاید با بخشش معظم له، مورد عفو و عنایات الهی نیز قرار گیرند!