تیرنگ:
هنوز آفتاب کاملاً بالا نیامده که کشاورزان مازندرانی کار خود را آغاز میکنند. از شالیزارهای برنج گرفته تا باغهای مرکبات و مزارع سبزی و صیفی، هزاران نفر ماهها برای تولید محصول زحمت میکشند. اما زمانی که فصل برداشت فرا میرسد، بسیاری از آنان با واقعیتی تلخ روبهرو میشوند؛ سهم اصلی سود نه به تولیدکننده، بلکه به واسطههایی میرسد که در میانه زنجیره تولید تا مصرف قرار دارند.
این مسئله سالهاست به یکی از مهمترین چالشهای بخش کشاورزی تبدیل شده است. کشاورز هزینه بذر، کود، سم، آب، سوخت، ماشینآلات و نیروی کار را پرداخت میکند و ریسک سرمازدگی، خشکسالی، آفات و نوسانات بازار را نیز میپذیرد، اما در نهایت محصول خود را با قیمتی میفروشد که فاصله زیادی با نرخ عرضه در بازار دارد.
در بسیاری از موارد، اختلاف قیمت میان مزرعه و بازار به اندازهای است که هم کشاورز از درآمد پایین گلایه دارد و هم مصرفکننده از گرانی محصول ناراضی است. این تناقض نشان میدهد بخشی از سود در حلقههای واسطهگری توزیع میشود؛ حلقههایی که گاه تعداد آنها از تولیدکننده تا مصرفکننده به چندین مرحله میرسد.
برای نمونه، ممکن است محصولی در باغ یا مزرعه با قیمتی مشخص خریداری شود، اما پس از عبور از دست دلالان، عمدهفروشان، انبارداران و خردهفروشان با چند برابر قیمت به دست مصرفکننده برسد. در این فرآیند، کشاورز که اصلیترین نقش را در تولید داشته، کمترین بهره را از ارزش افزوده محصول دریافت میکند.
کارشناسان معتقدند یکی از دلایل شکلگیری این وضعیت، ضعف زیرساختهای بازاریابی و فروش مستقیم است. بسیاری از کشاورزان امکان دسترسی مستقیم به بازارهای مصرف را ندارند و ناچارند محصولات خود را به واسطهها بفروشند. از سوی دیگر، نبود امکانات کافی برای نگهداری و ذخیرهسازی محصولات نیز باعث میشود تولیدکننده قدرت چانهزنی چندانی نداشته باشد.
در فصل برداشت مرکبات، برنج یا محصولات دیگر، عرضه گسترده محصول موجب کاهش قیمت در مبدأ میشود. کشاورز نیز به دلیل نیاز مالی یا نگرانی از فساد محصول، ناچار به فروش سریع میشود. این در حالی است که واسطهها با خرید عمده و نگهداری محصول، در زمان مناسب آن را با قیمت بالاتری عرضه میکنند.
در مازندران که بخش مهمی از اقتصاد آن بر پایه کشاورزی استوار است، این موضوع بیش از سایر مناطق به چشم میآید. استان یکی از قطبهای تولید برنج، مرکبات، کیوی، گل و گیاه و محصولات باغی کشور محسوب میشود، اما بسیاری از تولیدکنندگان همچنان از پایین بودن سود حاصل از فعالیت خود گلایه دارند.
برخی کشاورزان معتقدند افزایش هزینههای تولید در سالهای اخیر فشار مضاعفی بر آنان وارد کرده است. قیمت نهادههای کشاورزی، دستمزد کارگران، هزینه حملونقل و تجهیزات مورد نیاز رشد چشمگیری داشته، اما درآمد تولیدکننده متناسب با این افزایش هزینهها رشد نکرده است. نتیجه این روند کاهش انگیزه برای ادامه فعالیت کشاورزی و در برخی موارد تغییر کاربری اراضی کشاورزی است.
از سوی دیگر، حضور گسترده واسطهها تنها به زیان کشاورز نیست. مصرفکننده نیز ناچار است محصول را با قیمتی بالاتر خریداری کند. به عبارت دیگر، هم تولیدکننده و هم خریدار نهایی متضرر میشوند، در حالی که بخش قابل توجهی از سود نصیب حلقههای میانی بازار میشود.
کارشناسان راهکارهای مختلفی برای کاهش این مشکل پیشنهاد میکنند. توسعه تعاونیهای تولیدی و بازاریابی یکی از مهمترین این راهکارهاست. تعاونیها میتوانند با تجمیع محصولات کشاورزان، قدرت چانهزنی آنان را افزایش دهند و زمینه فروش مستقیمتر محصولات را فراهم کنند.
راهاندازی بازارهای مستقیم کشاورزان نیز از دیگر راهکارهای مطرح شده است. در چنین بازارهایی، تولیدکنندگان بدون واسطه محصولات خود را به مصرفکنندگان عرضه میکنند. این روش علاوه بر افزایش درآمد کشاورزان، موجب کاهش قیمت برای مصرفکنندگان نیز میشود.
استفاده از ظرفیت تجارت الکترونیک و فروش اینترنتی محصولات کشاورزی نیز در سالهای اخیر مورد توجه قرار گرفته است. بسیاری از تولیدکنندگان در کشورهای مختلف توانستهاند از طریق پلتفرمهای آنلاین محصولات خود را مستقیماً به مشتریان عرضه کنند. توسعه چنین زیرساختهایی میتواند بخشی از مشکلات بازاررسانی محصولات کشاورزی را کاهش دهد.
ایجاد صنایع تبدیلی نیز نقش مهمی در افزایش درآمد کشاورزان دارد. زمانی که محصول به صورت خام فروخته میشود، بخش عمده ارزش افزوده آن در مراحل بعدی زنجیره تولید ایجاد خواهد شد. اما اگر امکان فرآوری و بستهبندی محصول در نزدیکی مراکز تولید فراهم شود، سهم بیشتری از سود نصیب تولیدکنندگان و مناطق کشاورزی خواهد شد.
در کنار این موارد، توسعه سردخانهها و مراکز نگهداری محصولات کشاورزی نیز اهمیت زیادی دارد. بسیاری از کشاورزان به دلیل نبود امکانات ذخیرهسازی، مجبور به فروش فوری محصول هستند. فراهم شدن امکان نگهداری مناسب میتواند قدرت تصمیمگیری و چانهزنی آنان را افزایش دهد.
کارشناسان همچنین بر نقش سیاستگذاری و نظارت تأکید دارند. شفافسازی زنجیره توزیع، حمایت از تشکلهای کشاورزی و تسهیل دسترسی تولیدکنندگان به بازار از جمله اقداماتی است که میتواند به بهبود وضعیت موجود کمک کند.
کشاورزی ستون اصلی امنیت غذایی کشور است و تداوم آن نیازمند حمایت از تولیدکنندگان است. اگر کشاورز احساس کند حاصل ماهها تلاش او سودی متناسب به همراه ندارد، انگیزه برای ادامه فعالیت کاهش خواهد یافت. پیامد چنین روندی تنها متوجه کشاورزان نخواهد بود، بلکه بر تولید ملی، اشتغال و امنیت غذایی نیز تأثیر خواهد گذاشت.
امروز بیش از هر زمان دیگری ضرورت اصلاح ساختار بازار محصولات کشاورزی احساس میشود. کاهش نقش واسطههای غیرضروری، تقویت فروش مستقیم، توسعه زیرساختهای نگهداری و فرآوری و حمایت از تشکلهای تولیدی میتواند سهم کشاورزان از ارزش واقعی محصولاتشان را افزایش دهد. کشاورزی زمانی پایدار خواهد ماند که تولیدکننده، به عنوان نخستین حلقه زنجیره تأمین غذا، از ثمره واقعی تلاش خود بهرهمند شود.




















































































