تیرنگ، رقیه سعیدینژاد
طلاق به معنای انحلال رسمی پیمان ازدواج به وسیله دادگاه یا بر اساس رویههای قانونی و شرعی مورد تأیید در یک نظام حقوقی مشخص است. طلاق به طرفین این اجازه را میدهد که به زندگی مشترک خود پایان داده و وضعیت حقوقی جدیدی (مجردی) پیدا کنند. این امر معمولاً پیامدهای حقوقی، مالی و اجتماعی مهمی برای زوجین و فرزندان آنها به همراه دارد.
مفاهیم کلیدی مرتبط با طلاق:
1. انحلال نکاح: پایان دادن به عقد ازدواج است که پیش از آن یک قرارداد (پیمان) محسوب میشده است.
2. دلایل قانونی: در اغلب نظامهای حقوقی، طلاق نیازمند ارائه دلایل موجهی است که در قانون تعریف شدهاند (مانند سوءرفتار، اعتیاد، عدم انفاق، یا توافق طرفین).
3. حضانت و نفقه: پس از طلاق، مسائل مربوط به سرپرستی (حضانت) فرزندان و تکلیف پرداخت نفقه (هزینه زندگی) برای فرزندان یا زوجه (در برخی موارد) باید تعیین شود.
4. طلاق توافقی:حالتی است که هر دو طرف بر جدایی و شرایط آن (مالی، حضانت و…) به توافق میرسند.
موضوع افزایش آمار طلاق در استان مازندران (و به طور کلی در بخشهایی از شمال کشور) از چند جنبهی اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و حتی جمعیتی قابل بررسی است. در این راستا به سراغ مردم رفتهایم تا ببینیم از منظر اجتماعی طلاق چگونه ارزیابی میشود
بیایید دلایل مهم و واقعی آن را به صورت دقیق و تحلیلی با افرادصاحب نظر مرور کنیم:
✓تیرنگ: به نظر شما چرا با افزایش آمار طلاق در استان مازندران روبرو هستیم؟
محمد رضا کارشناس بهداشت و درمان در شهر بابل میگوید: به نظر من تغییر سبک زندگی و انتظارات متقابل زوجین از هم بسیار عامل کلیدی است در سالهای اخیر سبک زندگی در مناطق شمالی کشور بویژه مازندران با رشد شهرگرایی، گردشگری و فضای مجازی تغییر کرده است و این تغییر سبک ناگهانی بدون اینکه بستر سازی مناسبی راشکل دهد توقعات را بالا برده و دگر عرضه با تقاضا مطابقت پیدا نکرد و این رشته را از هم گسست.
حامد جوان دانشجوی دکترا در بابل می گوید: ما در خانواده در سالهای اخیر آمار بی سابقه طلاق داشتیم، 12 ازدواج و 7 طلاق و این امر بزرگان فامیل را دچار سردرگمی کرد پس از بررسی متوجه شدیم انتظارات عاطفی و مالی از ازدواج افزایش یافته و بسیاری از زوجها تاب مواجهه با تفاوتهای رفتاری یا فشار اقتصادی را ندارند. برخی از جوانان ازدواج را پلی برای رسیدن به آرزوها می دانند وقتی این اتفاق نمی افتد از خود و همسرشان یا حتی از خانواده با طلاق انتقام می گیرند مادران ما در گذشته با دارایی و نداری پدر می ساختند اکنون چون بنیان ازدواج مادیات است با تاثیرات مثبت و منفی اقتصادی نوسانات عاطفی و همبستگی زوجین متزلزل میشود. ما که جرات نداریم ازدواج کنیم.
مهلا دختر جوان و کارمند یک سازمان دولتی در شهرستان قایمشهر میگوید : بین دختر خانمها اینطور شده که بالا رفتن سطح تحصیلات و استقلال مالی باعث شده انتخابها سخت تر و در نهایت با کوچکترین جرقه آتش به پا شود نمی خواهم خدای نکرده تعبیر به غلط شود که خانمها نباید پیشرفت کنند بحث بر سر توازن شخصیت و رسیدن به ثبات اخلاقی است امروزه زن و مرد با هم تلاش می کنند زندگی را بسازند اگر یکی بخواهد دیگری را تحقیر کند و دائم فخر بفروشد موجبات دلخوری و عدم رضایت فراهم خواهد شد و این مسئله نیز باعث شده وابستگی سنتی کاهش یابد و در نتیجه در صورت نارضایتی، تمایل به ادامهی زندگی کمتر گردد بهتر است خانم های محترم با افزایش علم و آگاهی پختهتر شوند و پایبندی به زندگی مشترک را جدی بگیرند.
یاسمن خانم جوان که در کلینیک زیبایی در ساری کار می کند میگوید: اغلب بیمارانی که برای انجام عمل زیبایی به کلینیک ما می آیند مطلقه هستند و علت طلاق شان را فشارهای اقتصادی مطرح می کنند اینکه همسرشان از پس هزینه های آنها بر نمی آمد ولی همین عمل زیبایی اگر در سال دوبار انجام شود درآمد یک ماه خانواده را می بلعد یا خرید ماشین وخانه لوکس مسافرتهای داخلی و خارجی فست فود و رستوران هزینههای البسه و مدرسه . خانم گزارشگر واقعا چقدر زندگی سخت شده برای همین زنها تحمل سختی را ندارند زود طلاق می گیرند هرچند بعد از طلاق اوضاع بدتر می شود و تازه اول بدبختی است حالا دیگه حتی هیچ پناهگاهی که شب ها بروی در آن آرام بخوابی را هم نداری خب اگر زوجین توقع کمتری از هم داشته باشند به راحتی می توانند کنار هم زندگی کنند.
خانم دکتر شاکری کارشناس مسائل خانواده میگوید: ببینید اقتصاد استان مازندران تا حد زیادی بر کشاورزی، توریسم و مشاغل فصلی استوار است. در سالهای اخیر با نوسانات قیمت زمین، بیکاری فصلی و افزایش هزینههای زندگی، تنشهای مالی در خانوادهها بالا رفته. مهاجرت نیروی کار مرد از روستاها به شهرها یا حتی به تهران باعث فاصله عاطفی و فیزیکی میان زوجین شده است. تأثیر گردشگری و فرهنگ شهریهای مدرن که یهویی وارد زندگی جامعه نیمه سنتی و نیمه مدرن مازندرانی ها شده است را نباید نادیده گرفت افزایش حضور گردشگران و ورود سبکهای جدید زندگی در شهرهای شمالی مثل رامسر، نوشهر، چالوس، بابلسر و ساری)باعث برخورد فرهنگی شدید شده است. در نتیجه بسیاری از خانوادههای جوان در معرض مقایسه، حس نارضایتی و فشار اجتماعی برای “زندگی بهتر” قرار میگیرند.
از طرفی نقش شبکههای اجتماعی و استفاده گسترده کاربران جوان در شرف ازدواج یا تازه مزدوج شده از شبکههای اجتماعی مثل اینستاگرام و تلگرام باعث رشد انتظارات رمانتیک غیرواقعی، گسترش بیاعتمادی و سوءتفاهمهای ارتباطی، افشای مشکلات خصوصی در فضاهای عمومی شده است همه اینها میتواند به ضعف پایههای صمیمیت زناشویی بینجامد.
کما اینکه تغییر نگرش اجتماعی به طلاق بسیار موثر بوده است در گذشته، طلاق در فرهنگ مازندران تابو بود. اما اکنون جامعه نگاه بازتری نسبت به جدایی دارد. خانوادهها کمتر در مقابل تصمیم فرزندشان برای طلاق مقاومت میکنند. و این مسئله باعث شده طلاق آسانتر و سریعتر رخ دهد.
✓*تیرنگ: راهکار پیشنهادی شما بعنوان کارشناس چیست؟*
دکتر شاکری: ببینید عمده مشکلات ما نبود مهارتهای ارتباطی و مشاوره پیش از ازدواج است که هرگز جدی گرفته نشد بسیاری از ازدواجها بدون مشاوره، شناخت دقیق یا آموزش مهارتهای گفتوگوی سالم شکل میگیرند. در مازندران بهویژه در شهرهای کوچک هنوز آموزشهای زناشویی جدی گرفته نمیشود، نتیجهاش هم افزایش درگیری و طلاق زودهنگام است شاید باور نکنید هنوز دختر و پسر نمی دانند هدف از ازدواج چیست یا برای چه ازدواج می کنند اهداف پوچ و هوس های زودگذر هنوز دیده می شود شاید خیلی خنده دار باشد که زوجین برای مشاوره طلاق می آیند و پس از بررسی می بینیم این مشکلات قبل از ازدواج بوده و هردو مطلع بودند می گوییم خب با اشراف به موضوع چرا ازدواج کردید می گویند آن موقع فک کردیم می توانیم راحت حل کنیم اما بعد از اینکه عشق و عاشقی کنار رفت دیگه نمی توانیم تحمل کنیم.
به نظرم قانون برای طلاق باید بازنگری شود در بسیاری از کشورهای توسعه یافته به محض دادخواست طلاق تمام اموال پلمپ میشود تا رای نهایی و حق و حقوق زن و مرد کامل بررسی می شود اینجا با طلاق یا حق زن یا حق مرد یا حقوق فرزندان بالاخره یکی سوختن کامل را تجربه می کند . مهریه کاملا یک پشتوانه بدون تعریف است مردهایی که زور و قدرت بیشتری دارند هرگز مهریه نمی دهند که باید اصلاح شود نفقه و حضانت و اینها باید بررسی شود بازنگری در ازدواج و شرایط ازدواج بویژه مشاوره و آموزش حتما باید آگاهی زوجین بالا برود و در تربیت فرزندان دختر و پسر حفظ کرامت انسانی بسیار مد نظر قرار گیرد خانواده نقش موثری بر تربیت مرد یا زن موفق دارد فرزندان طلاق بیشتر در معرض اسیب جدی هستند آموزش و پرورش در مقطع دبیرستان و آموزش عالی در دانشگاه باید این واحد را جدی بگیرد و مانند دروس تخصصی با آن برخورد کند. به نظر من آموزش پیش از ازدواج تست سلامت روان و اعصاب و تست عدم سوپیشینه عدم اعتیاد لازم و ضروری است صلاحیت شخص و خانواده رای ازدواج باید از هر دو طرف بررسی شود هم ترازی مالی و خانوادگی باید مورد بررسی قرارگیرد تا خدای ناکرده کرامت انسانی زوجین مورد تمسخر قرارنگیرد ازدواج را به عنوان سکوی پرتاب ننگرند بلکه باری همراهی لحظه های ناب و تعالی زوجین توجه کنند. و در آخر طلاق بسیار منفور است بویژه وقتی پای فرزندی بی گناه در میان باشد و مسئولیت هرگونه تخریب زندگی آن فرزند پدر و مادری ست که نتوانست درست تصمیم بگیرد طلاق زمانی که جان و باور ها و اعتقاد انسانی را به خطر بیندازد واجب است اما زمانی که صرفا جنبه مادی و بی اساس داشته باشد گناه محسوب می شود





















































































