ای ایران، تلاوت فتح را بخوان!
ای ایران، تلاوت فتح را بخوان!
می‌نویسم... نه با جوهر، که با خونِ دل و شوقِ تلاوت. در خلوتگاهِ روحم، جایی که هر واژه بوی شهادت می‌دهد، این خطوط را چون دعایی برای بیداری می‌تراشم.

 

 

دکتر هادی ابراهیمی، دانشیار علوم سیاسی دانشگاه 

می‌نویسم… نه با جوهر، که با خونِ دل و شوقِ تلاوت. در خلوتگاهِ روحم، جایی که هر واژه بوی شهادت می‌دهد، این خطوط را چون دعایی برای بیداری می‌تراشم. امروز غم ما، نه از سرِ شکست، که از شوقِ رسیدن است. ما بازنده نیستیم؛ ما تنها در حال عبور از تنگه‌ی اندوه به سوی افق‌های فتح هستیم. پس با من بخوان، ای خاکِ پاک، ای شهرِ تلاطم…

 

✓طنینِ بیداری

 

ای ایران، تلاوت فتح را بخوان! ای تهران، تلاوت فتح را بخوان!

بخوان که همان‌گونه که در خلوتگاهِ حسینیه، فرمانِ «بخوان!» طنین‌انداز شد، اکنون ما تلاوتِ پیروزی را آغاز می‌کنیم. سوره فتح، نصر و مطمئنه را بخوان؛ چرا که در تقویم حق، اشکِ مؤمن پیش‌درآمدِ ظفر است. ما برای مردی می‌خوانیم که در مکتبِ روح‌الله پرورش یافت؛ «آقای شهید ایران» که ریشه‌اش در ایمان و شاخه‌اش در آسمانِ ولایت بود.

 

✓از استعلا تا بصیرت

 

بخوان از تضادِ نور و ظلمت؛ از شرمِ گلستان و ترکمانچای تا عصرِ استعلایی که با آمدنِ او آغاز شد. او تمدنی ساخت که در آن علم، بندگیِ ایمان را می‌کرد و قدرت، پناهگاهِ مظلومان می‌شد. او با بصیرتی تکوینی، شبحِ خائنان را می‌دید و چون شیری در برابر یزیدیان زمانه ایستاد تا با فریاد «مرگ بر آمریکا»، ضربه‌ای مهلک بر پیکره‌ی استکبار بزند. او هندسه‌ی قدرت را تغییر داد و پل‌هایی از نور و خون ساخت تا صدای حق، از قلب تهران تا غزه طنین‌انداز شود.

 

✓معبدِ خون و نور!

 

او میدان‌های جنگ را معبد می‌دید و هر وجب از خاکِ دوکوهه تا اُم‌ّالرصاص را مدرسه‌ی عرفان می‌دانست. در دامنِ او، منظومه‌ای از نور درخشیدند؛ از فخری‌زاده و شهریاری تا علیمحمدی و طهرانی‌مقدم؛ عارفانی که آموختند علم در مسیرِ عِزّت، مقدس‌ترین عبادت است. او پدرِ مهربانِ مظلومان بود و در چشم‌های کودکانِ شهید، سرمایه‌داران آسمان را می‌دید. با رفتن او، جهان اسلام در غمی مشترک، بی‌پدر شد، اما آموخت که چگونه با تکیه بر «پدرِ مطلق»، استوار بماند.

 

✓وداع با ایرانی‌ترین ایرانی

 

بنگر به پیرامونِ مصلّی که گویی تکه‌ای از کربلا در قلب تهران افتاده است. در آن صفوفِ بی‌پایان و موکب‌های مردمی، تمام ملت در یک کالبد تپیدند.

ای ایران! برای وداع با «ایرانی‌ترین ایرانیِ تاریخ» بپا خیز؛ برای کسی که عِزّتِ ملی را در رگ‌های این خاک جاری کرد و با لبخندی به سوی ابدیت پر کشید. این وداع، نه یک پایان، که آغازِ تلاوتِ خونی برای عدالت است.

 

✓خشمِ مقدس و قیام لِلّه

 

اکنون، در میانه‌ی این سوگ، میراث‌دارانِ بصیرت بپا خاستند؛ از حاج قاسم و باقری تا سلامی و پاکپور. اینان، ثمراتِ درختِ بصیرتِ اویند.

ای ایران، تلاوت فتح را بخوان و سپس قیام کن! قیام برای انتقام از مجرمان خون‌آشام؛ از ترامپِ فاسد تا نتانیاهوِ جلاد و تمام «چاقوکشانِ بین‌المللی» که به امام شهید ما، به دانش‌آموزانِ معصومِ میناب، به افسرانِ جان‌برکفِ ناو دنا و به کودکانِ بی‌گناهِ ما رحم نکردند.

در فرازِ این عهد، فرمانِ آسمانی طنین‌انداز است: «قیام لِلّه!». برخیز برای خدایی که عدالتش در خونِ مظلومان جاری است.

ببین که این خشمِ مقدس و عطشِ عدالت، اکنون در سیمای سید مجتبی خامنه‌ای تجلی کرده است.

ای ایران! در این لحظه‌ی تاریخ، تجدید عهدی دوباره کن با «ایرانی‌ترین ایرانی»، امام سید مجتبی خامنه‌ای؛ همان وارثِ استواری و تبلورِ بصیرت که پلِ میانِ میراثِ شکوه و تمدنِ آینده است. شورِ جوانی با حکمتِ ولایت گره خورد و این بیعت، عروجی است به سوی پیروزی.

 

✓فرجامِ نور

 

این نه یک زندگی، که یک مکتب بود. او آموخت که قدرت، ابزار خدمت است و اقتصاد مقاومتی، یعنی رهایی از زنجیرِ بیگانگان. او رفته است، اما میراثِ عِزّت، استقلال و آزادی، چون خورشید ماندگار است.

ای ایران، تلاوت فتح را بخوان! ای تهران، تلاوت فتح را بخوان!

سوره مطمئنه را بخوان برای کسی که با قلبی مطمئن، به سوی حق سفر کرد. غم ما بزرگ است، اما پیروزی ما بزرگ‌تر. ما در سایه‌ی ولایت و با بیعتِ استوار، تا ابد در مسیرِ این فتح، گام برخواهیم داشت.