محمد جویباری، مدیرمسئول روزنامه تیرنگ
شهادت رهبر، لحظهای بود که زمان برای یک ملت ایستاد و آسمان رنگ اندوه گرفت. گویی خورشیدی که ناگهان در افق خونین غروب کرد. او تنها یک رهبر نبود؛ پدری مهربان برای دلهای خسته، و ستونی استوار در میان طوفان تردیدها و امیدی روشن در شبهای ناامیدی بود. با رفتنش، اشک، بیاختیار بر گونههای مردمی جاری شد که سالها در سایه اقتدار کشور او نفس کشیده بودند.
شهادت او آغاز راهی است که با خونش امضا شد. او رفت، اما آرمانهایش در تاریخ جاری ماند. هر قطره از خون پاکش، نهالی از بیداری در دل خاک کاشت و هر آهی که از سینهها برخاست، عهدی دوباره برای ادامه راهش شد. دشمنان پنداشتند با خاموش کردن صدایش، پیامش را نیز خاموش میکنند؛ اما نمیدانستند که اندیشهای که از ایمان زاده شود، با موشک و گلوله نمیمیرد.
مردم، در سوگ او قامت خم نکردند؛ اشک ریختند اما ایستادند. چرا که از او آموخته بودند عزت را با صبر و درد را با امید معنا کنند. تصویرش در قاب دلها جاودانه شد و نامش بر لبها، همچون ذکری آرامبخش تکرار گشت. مادران، فرزندانشان را با روایت شجاعت او بزرگ خواهند کرد و پدران، از استقامتش خواهند گفت.
شهادت رهبر، داغی عمیق بر سینهها گذاشت، اما همان داغ، چراغی شد برای ادامه مسیر. او رفت تا به ما بیاموزد راه حقیقت، بیهزینه نیست؛ اما زیباترین سرانجام را دارد. یادش در جان ملت زنده است و راهش، همچنان روشن و استوار، پیش روی فرداها امتداد دارد.
ایشان پدر معنوی کشور و امت بود؛ پدری که حضورش آرامش میبخشید و کلامش امید میآفرید. اینجانب چند بار توفیق دیدار و زیارت ایشان را داشتم و از نزدیک، صلابت در عین مهربانی و اقتدار در عین تواضع را در وجودشان لمس کردم. آن دیدارها برای من عهدی ماندگار شد. ما متحد میمانیم و راهی را که با خون او امضا شد، با همدلی و استقامت ادامه خواهیم داد.



















































































