یاسر زندی:
دهم اردیبهشت، سالروز آزادسازی جزیره هرمز از اشغال پرتغالیها در سال ۱۰۰۰ هجری شمسی است. امروزه این تاریخ با عنوان «روز ملی خلیج فارس»، نماد مقاومت و پیوند همیشگی ایران با این پهنه آبی تاریخی به شمار میرود
در سال ۱۳۸۴، شورای عالی انقلاب فرهنگی برای مقابله با تلاشهای برخی کشورهای منطقه در جهت تغییر و تحریف نام خلیج فارس، این روز را رسماً در تقویم ملی ثبت کرد. این اقدام تنها یک نامگذاری ساده تقویمی نبود، بلکه گامی مهم و رسمی برای حفظ هویت تاریخی ایران محسوب میشد.
اما امروز، چهار دهه پس از انقلاب اسلامی، این تحریفها نه تنها متوقف نشده، بلکه ابعاد تازهای یافتهاند. کشورهای جنوبی حاشیه خلیج فارس همچنان بر استفاده از واژهای جعلی پافشاری میکنند و این تحریف را در آموزش، رسانه و دیپلماسی خود نهادینه ساختهاند. اما تازهترین فصل این جنگ نامگذاری، اقدام دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در انتشار نقشهای در صفحه شخصی خود است که در آن بهجای نام تنگه هرمز، عبارت «تنگه ترامپ» نگاشته شده؛ حرکتی که نه تنها بیاحترامی آشکار به حاکمیت ایران، که نمونهای از استعمار زبانی و نقشهکشی خودسرانه قدرتهای غربی به شمار میرود.
این دو رویداد، هرچند در ظاهر مستقل، بخشی از یک پروژه مشترک هستند: محو هویت تاریخی ایران از جغرافیای منطقه. آنچه در گذشته با حمایت استعمارگران بریتانیایی آغاز شد، اکنون با همراهی رژیمهای منطقهای و نظام سلطه ادامه مییابد.
نقش جمهوری اسلامی در احیای نام خلیج فارس، لایههای متنوعی از دیپلماسی فعال و مهندسی فرهنگی را در بر میگیرد. دستگاه دیپلماسی کشور با استناد به اسناد انکارناپذیر تاریخی و مصوبات سازمان ملل متحد، بارها ناشران بینالمللی و رسانههای خارجی را وادار به اصلاح نقشهها و متون تحریفشده کرده است. همزمان، نهادهای فرهنگی با برگزاری همایشهای بینالمللی، تألیف اطلسها و تولید محتوای چندزبانه، گفتمان «خلیج فارس» را به یک مطالبه جهانی بدل ساختهاند. همچنین با الزام قانونی به کاربرد نام کامل «خلیج فارس» در کتب درسی، مکاتبات دولتی و آثار هنری، و نیز نامگذاری بزرگراهها، میادین، خیابانها، بوستانها و برخی رویدادهای تکرارشونده ملی [از جمله لیگ برتر فوتبال کشور به «جام خلیج فارس»] این نام از یک واژه صرفاً جغرافیایی به اصلی خدشهناپذیر در ذهن نسلهای نو تبدیل شده است.
روز ملی خلیج فارس دستاورد یک اجماع ملی هوشمندانه است که جمهوری اسلامی پرچمدار آن بوده است. این میراث مشترک به ما میآموزد که هویتهای تاریخی را نه با انفعال، که با تلفیق دیپلماسی، علم و آگاهیبخشی باید پاس داشت. خلیج فارس امروز تنها یک نام بر روی نقشه نیست؛ گواهی زنده بر موفقیت یک ملت در دفاع نرم از حقانیت تاریخی خویش است.
بیتردید در برابر تحریفهای نوین، نیاز به بازنگری جدی در استراتژیهای فرهنگی و دیپلماتیک احساس میشود. به یاری خدا تا زمانی که این حساسیت ملی پابرجاست و به اقدامات بینالمللی قاطع تبدیل شود، هیچ تحریفی توان محو هویت تاریخی ایران را نخواهد داشت.





















































































