محمد جویباری، مدیرمسئول روزنامه تیرنگ
زمستان که از راه میرسد، بسیاری از ما تنها سفیدی برف را میبینیم؛ منظرهای شاعرانه که کوه و جنگل و جاده را یکدست میکند. اما پشت این قاب زیبا، واقعیتی سخت و نفسگیر جریان دارد؛ واقعیتی به نام راهداران. مردانی که در عصر یخبندان، وقتی کولاک دید را میبلعد و دمای هوا تا استخوان نفوذ میکند، بیوقفه در جادهها میمانند تا مسیر زندگی متوقف نشود.
راهداران همان قهرمانان گمنامی هستند که پیش از طلوع آفتاب، پشت فرمان ماشینآلات سنگین مینشینند، تیغههای برفروب را پایین میآورند و با هر رفت و برگشت، جان دهها و شاید صدها مسافر را از خطر نجات میدهند. آنان نه در قاب دوربینها دیده میشوند و نه نامشان تیتر اول میشود، اما اگر یک شب در برف نمانند، فردا بسیاری از شهرها و روستاها در محاصره یخ و انسداد فرو میروند.
سختی کار راهداران فقط به سرما و بیخوابی محدود نمیشود؛ خطر ریزش کوه، سقوط بهمن، تصادف در شرایط مهآلود و لغزنده، فشار روانی مدیریت بحران و کمبود تجهیزات، بخشی از چالشهای همیشگی آنان است. با این حال، تعهد حرفهای و حس مسئولیت اجتماعی، آنان را در خط مقدم نگه میدارد. جاده برای راهدار رگی حیاتی است که باید تپش آن حفظ شود.
اما قدردانی از این قهرمانان، نباید تنها به تشکرهای موسمی محدود بماند. حمایت واقعی از راهداران در چند مسیر روشن معنا پیدا میکند: تأمین پایدار بودجه برای نگهداری راهها و نوسازی ماشینآلات، بهبود وضعیت معیشتی و بیمهای نیروها، ارتقای آموزشهای تخصصی و ایمنی، و فرهنگسازی عمومی برای رعایت هشدارهای هواشناسی و قوانین رانندگی. هر رانندهای که زنجیرچرخ به همراه دارد و هشدارها را جدی میگیرد، در حقیقت یاریگر راهدار است.
در عصر یخبندان، گرمای جادهها از موتور ماشینآلات نمیآید؛ از دلهای گرم مردانی میآید که بیادعا میایستند. اگر میخواهیم مسیرها ایمن بمانند، باید قدردان این ایستادگی باشیم؛ نه فقط با کلمات، که با تصمیمها و حمایتهای جدی و ماندگار.




















































































