مدیریت روانی شرایط جنگی در استان مازندران
 مدیریت روانی شرایط جنگی در استان مازندران
 روزهایی که خبرهای مربوط به تنش‌های نظامی و فضای نیمه‌جنگی در کشور ایران شدت گرفته بود، استان مازندران با ویژگی‌های خاص اجتماعی و فرهنگی خود، صحنه‌ی ترکیبی از آرامش، نگرانی و همبستگی مردمی شد. این گزارش میدانی نگاهی دارد به واکنش‌های مردم شهرهای مختلف مازندران و نحوه‌ی مدیریت روانی جامعه در این شرایط ویژه.

تیرنگ، رقیه سعیدی نژاد

روزهایی که خبرهای مربوط به تنش‌های نظامی و فضای نیمه‌جنگی در کشور ایران شدت گرفته بود، استان مازندران با ویژگی‌های خاص اجتماعی و فرهنگی خود، صحنه‌ی ترکیبی از آرامش، نگرانی و همبستگی مردمی شد. این گزارش میدانی نگاهی دارد به واکنش‌های مردم شهرهای مختلف مازندران و نحوه‌ی مدیریت روانی جامعه در این شرایط ویژه.

آن روز ها شرایطی که فضای عمومی کشور را متأثر می کرد، نه‌تنها نهادهای حکومتی بلکه روان جمعی مردم را نیز درگیر ساخت. استان مازندران با جمعیتی متنوع، اقتصاد تکیه‌زده بر گردشگری، کشاورزی و بافت فرهنگی منسجم، نمونه‌ی قابل مطالعه‌ای برای بررسی «مدیریت روانی اجتماعی در بحران شبه‌جنگی» است.

مدیریت روانی در چنین شرایطی شامل مجموعه‌ای از اقدامات رسمی (مانند اطلاع‌رسانی صادقانه، کنترل اضطراب جمعی، و مداخلات رسانه‌ای مثبت) و رفتارهای مردمی (نظیر همیاری محلی، امیدسازی و حمایت‌های اجتماعی) است.

وضعیت عمومی در شهرهای مازندران

تیرنگ با رصدی میدانی از شهرهای ساری، قائم‌شهر، بابل، نوشهر و آمل نظرات مردم را با شما مخاطبان گرامی به اشتراک می گذارد می‌توان گفت:در ساری، مرکز استان، مردم واکنش نسبتاً آرامی داشتند. مراکز روان‌شناسی و کلینیک‌های مشاوره شاهد افزایش تماس‌های تلفنی مرتبط با اضطراب و نگرانی بودند. شهرداری و صداوسیمای محلی تلاش کردند از طریق پیام‌های آرام‌بخش، ترس جمعی را کاهش دهند.

امیرعلی جوان ۲۸ ساله مغازه دار می گوید:

ما بازاریان در شرایط جنگی با مشافران و مردم طوری رفتار می کردیم که انگار در خانه ما مهمان هستند با حداقل سود که فقط بتوانیم اجاره و هزینه های مغازه را پرداخت کنیم اجناس را می فروختیم ما هموطن هستیم و باید به همدیکر کمک کنیم

حنانه مدیر شرکت بازرگانی : من در ایام نوروز کلا میزبان افراد جنگ زده و آسیب دیده بودم از نظر روحی و روانی بسیار مشکل داشتند و آشفته بودند اما با خانواده ام طوری رفتار کردیم که احساس کنند در خانه خودشان هستند. شرکت من کلا ۳ ماه است کار نکرد اما نگذاشتم آنها نگران شوند.

– در قائم‌شهر آقای صادقی گفت: در این ایام همبستگی اجتماعی ملموس‌تر هست. گروه‌های داوطلب جهادی و انجمن‌های مردمی با برگزاری نشست‌های عمومی در مسجدها و حسینیه‌ها، درباره‌ی «مدیریت استرس و امید اجتماعی» گفتگو کردند. این حرکت‌های محلی نقش مهمی در حفظ ثبات روانی خانواده‌ها داشت.

-در نوشهر محمد امیدی معلم دوره متوسطه گفت: به دلیل موقعیت گردشگری، نگرانی درباره‌ی آینده اقتصادی بیشتر بود تا خطر مستقیم جنگ. با وجود کاهش موقت سفرها، کسب‌وکارهای محلی سعی کرده‌اند با تخفیف‌های حمایتی و فضای مثبت در شبکه‌های اجتماعی، جوّ روانی را کنترل کنند.

– **در آمل نادیا انصاری خانم ۴۵ ساله کارمند گفت: پدیده‌ی شایعات بیش از دیگر مناطق دیده شد. در ساعات اوج تنش، اخبار غیررسمی در کانال‌های تلگرامی محلی دست‌به‌دست می‌شد و باعث اضطراب می شد؛ اما به‌مرور با مداخله‌ی شوراهای شهر و اطلاعیه‌های رسمی، جریان اطلاعات به سمت آرامش رفت. و جو روانی آرام تری حاکم شد.

در محمود آباد هدایت فر استاد دانشگاه علوم سیاسی گفت : رفتارهای روانی عمومی

مطالعه‌ای غیررسمی از طریق گفت‌وگو با ده‌ها نفر از دانشجویان نشان می‌داد که سه نوع واکنش غالب در میان مردم وجود داشت:

1.واکنش اضطرابی خفیف و نگرانی برای آینده فرزندان، افزایش بی رویه قیمت کالاها و بی ثباتی روزمره.

2.واکنش حمایتی و همدلانه و دعوت به دعا، کمک به همسایه‌ها، و باور به عبور از بحران.

3.واکنش عقلانی و مدیریتی و جست‌وجوی اطلاعات معتبر، اتخاذ رفتار منطقی، و حفظ روال زندگی روزانه.

جالب است که در مازندران، ساختار خانواده گسترده و ارتباطات قومی نقش کاهنده‌ای در اضطراب جمعی ایفا کرده است و مردم این استان علی رغم حضور مسافران که اغلب آنها از مناطق جنگی وارد استان شده بودند از آرامش اجتماعی بیشتری برخوردار بودند و کاملا حامی مسافران تحت هر شرایطی بودند.

یکی از ندیران دستگاه انتظامی در شهر آمل گفت: نقش نهادهای رسمی و رسانه‌های محلی را در تامین امنیت روانی اجتماعی نباید نادیده گرفت اداره‌کل بهزیستی استان با همکاری دانشگاه علوم پزشکی، در روزهای بحرانی، خطوط مشاوره‌ی رایگان برای مدیریت اضطراب راه‌اندازی نمود. رادیو مازندران نیز برنامه‌هایی با روان‌شناسان همکار ترتیب داد که درباره‌ی «حفظ آرامش در مواجهه با اخبار جنگی» صحبت می‌کردند.

در سطح شهرستان‌ها، فرمانداری‌ها و شوراهای فرهنگی با انتشار پیام‌هایی کوتاه، از مردم خواستند از شایعه‌سازی بپرهیزند. این اقدام در کنترل موج اول اضطراب بسیار مؤثر بود.

رسانه‌های محلی مانند صفحه‌های اینستاگرامی خبری استان، به‌جای تمرکز بر اخبار نظامی، بیشتر بر پیام‌های امید، شجاعت و ثبات عمومی تأکید کردند.

خانم رشیدی روانشناس در ساری از مدیریت روانی درون خانواده‌ها چنین گفت:

گفت‌وگوها نشان می‌دهد مادران نقش ویژه‌ای در آرام‌سازی فرزندان داشته‌اند. در خانواده‌های ساکن حاشیه‌ی شهرها، با وجود سطح پایین درآمد، فضایی از همیاری و توکل به وجود آمده است. برخی خانواده‌ها با برگزاری جمع‌های خانوادگی، دعا و گفت‌وگو درباره‌ی گذشته‌های دشوار، اضطراب را کاهش دادند.

از سوی دیگر، نگرانی‌هایی درباره‌ی نوجوانان دیده می‌شد که در معرض اخبار مجازی بدون فیلتر قرار دارند. مدارس با ارسال پیام‌هایی از طریق شبکه شاد، تلاش کردند مقابله‌ی روانی با شایعات را آموزش می دهند.

یکی از مدیران دستگاه اجرایی نمودهای اجتماعی امید و پایداری در استان مازندران بسیار تاکید کرد:

یکی از ویژگی‌های خاص مردم مازندران، پویایی فرهنگی و اجتماعی آنها در بحران‌هاست. در هفته‌ی پرتنش اخیر، بسیاری از گروه‌های هنری محلی (نظیر انجمن موسیقی ساری و گروه تئاتر بابل) با راه‌اندازی رویدادهای نمادین به نام «صلح و همدلی»، توانستند چهره‌ای آرام از جامعه نشان دهند.

همچنین، در فضای مجازی، کاربران مازندرانی با هشتگ‌هایی مانند #ما_با_هم_هستیم یا #ایران_آرام، تلاش کردند پیام وحدت و امید را گسترش دهند؛ این نوع رفتار اجتماعی، نشانه‌ی بلوغ روانی و فرهنگی است.

استاد فرهادی چند تحلیل روان‌شناختی و مدیریتی در قائمشهر ارائه داد:

بر اساس الگوهای روان‌شناسی بحران، جامعه‌ی مازندران توانسته است سطح اضطراب جمعی را به‌سرعت تعدیل کند. علت اصلی این موفقیت نسبی را می‌توان در چند محور جست‌وجو کرد:

1. اعتماد نسبی به نهادهای محلی و دریافت پیام‌های منسجم.

2. ساختار اجتماعی مبتنی بر روابط خانوادگی و قومی.

3. تجربه‌ی تاریخی جامعه در مواجهه با بلایا مانند سیل و زلزله، که باعث سازگاری روانی بلندمدت شده است.

4. حضور فعال رسانه‌های بومی، که احساس کنترل و آگاهی را در مردم تقویت نمود.

مدیریت روانی موفق در این شرایط نه صرفاً نتیجه‌ی اقدامات رسمی بلکه محصول رفتار مشارکتی مردم بوده است؛ نوعی «مدیریت از پایین به بالا» که در جوامع دارای سرمایه‌ی فرهنگی قوی دیده می‌شود.

اما در این میان نباید از چالش‌ها و توصیه‌ها قافل شد

با وجود موفقیت نسبی، چالش‌هایی هم قابل تشخیص است که توسط آقای یاری دارای دکترای مدیریت مسافری از اصفهان در قائمشهر به خبرنگار تیرنگ ارائه شد: به نظر من در دنیا کنونی و با شرایط حساس ایران در منطقه باید بسیاری از مسائل را پیش بینی کرد با توجه به مشکلات روز نبود شورای تخصصی مدیریت روان در سطح استان ها برای هماهنگی نهادهای مختلف چالش بززگی است که در بحران ها خودش را نشان میدهد

مسئله دیگر کمبود برنامه‌های آموزشی بلندمدت درباره‌ی پدافند روانی در مدارس و دانشگاه‌ها که توصیه می شود در این خصوص برنامه ریزی شود

از بعد آسیب‌پذیری گروه‌های کم‌درآمد که بیشتر در معرض اضطراب اقتصادی هستند قطعا دولت محترم برنامه هایی برای یاریگری و حمایت دارد اما خانواده هایی که متمول هستند نیز می توانند با تشکیل گروه های حمایتی در اشکال مختلف هموطنان خود را مورد حمایت قرار دهند که این رفتار حسنه در کشور ما بسیار دیده شده است

در نهایت به پیشنهاد کارشناسانه می پردازیم:

پیشنهاد می‌شود استان مازتدران که در همه شرلیط حساس و بحرانی با ایجاد «کارگروه تاب‌آوری اجتماعی» در سطح استانداری، به شکل سیستماتیک آموزش‌های مقابله با اضطراب جمعی را گسترش دهد

و این گزارش مردمی از شهرهای مازندران نشان می‌دهد جامعه توانسته با اتکا به سرمایه‌های فرهنگی و روابط انسانی قوی، در برابر فضای جنگی و تنش‌های روانی، واکنشی متعادلی داشته باشد. مردم نه دچار هراس گسترده شدند و نه بی‌تفاوتی مزمن؛ بلکه با ترکیبی از عقلانیت، امید و همدلی، وضع روانی خود را مدیریت کردند.

این تجربه، الگویی ارزشمند برای دیگر استان‌های کشور است تا در مواجهه با شرایط بحرانی، به جای گسترش ترس، بر تقویت اعتماد و آرامش عمومی تمرکز کنند.

مازندران نشان داد که مدیریت روانی، از دل مردم آغاز می‌شود، نه صرفاً از پشت میزها.