قالیباف و معادله «میدان، خیابان، دیپلماسی»
قالیباف و معادله «میدان، خیابان، دیپلماسی»
در تاریخ انقلاب اسلامی، چهره‌هایی ظهور کرده‌اند که حلقه اتصال ارزش‌های دیروز به مقتضیات امروزند.

یاسرزندی:

در تاریخ انقلاب اسلامی، چهره‌هایی ظهور کرده‌اند که حلقه اتصال ارزش‌های دیروز به مقتضیات امروزند. محمدباقر قالیباف، از فرماندهان برجسته دفاع مقدس که از همان سال‌های جوانی در خط مقدم جبهه‌های نبرد و در قامت فرماندهی لشکر، وفاداری خود را به آرمان‌های امام راحل و شهدا به اثبات رساند، امروز نیز همان روحیه جهادی و راهبرد نظامی را به عرصه دیپلماسی و مدیریت کلان کشور منتقل کرده است. او نماد نسلی است که جنگ را در میدان نبرد تجربه کرده و نیک می‌داند که «جنگ نامتقارن» دشمن، اشکال متنوعی به خود گرفته است. ازاین‌رو، رویکرد او در عرصه بین‌الملل، نه یک دیپلماسی محافظه‌کارانه، بلکه «دیپلماسی اقتدار» است؛ دیپلماسی‌ای که در آن، مذاکره ادامه مبارزه با ابزاری دیگر تلقی می‌شود و هرگونه تعامل، منوط به تثبیت حقوق ملت ایران و از موضع قدرت است.

قالیباف با درک عمیق از تاکتیک‌های دشمن و با تکیه بر سابقه درخشان مدیریتی خویش در دوران پس از جنگ، در سایه‌سار ولایت رهبر معظم انقلاب، نقشه راهی را ترسیم می‌کند که در آن «میدان»، «خیابان» و «دیپلماسی اقتدار»، سه ضلع جدایی‌ناپذیر امنیت ملی به شمار می‌آیند. او به‌وضوح نشان داده است برای دشمنی که به دنبال «ونزوئلاسازی ایران» است، تنها زبانِ قابل درک، زبان قدرت و آمادگی بی‌قیدوشرط است. تأکید وی بر آمادگی کامل نیروهای مسلح حتی در حین مذاکره و تحلیل پیام‌های دشمن تنها پس از شکست راهبرد تهاجمی آنان، نشان از نگاهی راهبردی و دوراندیشانه دارد. این رویکرد تضمین می‌کند که دشمن نتواند آنچه را که در میدان جنگ نتوانسته به دست آورد، پشت میز مذاکره تصاحب کند. بنابراین، حمایت از چنین رویکردی، به‌معنای حمایت از یک استراتژیِ انقلابی برای صیانت از منافع ملی است.

در شرایط حساس کنونی که نظام سلطه تمام توان خود را برای ایجاد شکاف میان ملت و حاکمیت به کار بسته است، وحدت و حمایت آگاهانه از شخصیت‌های برآمده از متن انقلاب و ارزش‌های دفاع مقدس، رسالتی ملی و انقلابی است. قالیباف با رویکرد «آماده شهادتم» و «هیچ اعتمادی به دشمن ندارم»، خطوط قرمز نظام را به‌روشنی ترسیم کرده و وفاداری بی‌چون‌وچرای خود را به امام آقا سید مجتبی خامنه‌ای (حفظه‌الله) نشان می‌دهد. حمایت از او، حمایت از گفتمانی است که جنگ و صلح، و میدان و دیپلماسی را از یکدیگر جدا نمی‌داند و در تمامی عرصه‌ها بر اصل «عدم وادادگی» پای می‌فشارد. نتیجه‌گیری روشن است: تداوم راه شهدا و حفظ دستاوردهای انقلاب، در گرو پشتیبانی عملی از مدیران جهادی و انقلابی است؛ مدیرانی که همچون قالیباف، توأمان با «قلم و سلاح» آشنایند و حاضرند برای حراست از عزت ایران، «هم آبرو بدهند، هم خون بدهند و هم خون‌دل بخورند». این مسیر، مسیر افتخار و سربلندی است و گام نهادن در آن در راستای حمایت از منافع ملی، میهنی، آیینی، اسلامی و انقلابی، تکلیف تمامی دلبستگان به استقلال و عظمت ایران است.