تفنگ شکارچی
تفنگ شکارچی
در شروع تفنگی را آویزان روی دیوار می‌بینیم که از تنهایی و بی‌حوصلگی خسته شده. تفنگ دلتنگ شکارچی است که او را به جنگل ببرد تا با صدای «بنگ بنگ» خود حیوانات را بترساند؛ کاری که از آن لذت می‌برد. اما مدت‌هاست که از شکارچی خبری نیست.

عنوان کتاب: تفنگ شکارچی

نویسنده اعظم سبحانیان

انتشارات: میچکا

✓خلاصه داستان

در شروع تفنگی را آویزان روی دیوار می‌بینیم که از تنهایی و بی‌حوصلگی خسته شده. تفنگ دلتنگ شکارچی است که او را به جنگل ببرد تا با صدای «بنگ بنگ» خود حیوانات را بترساند؛ کاری که از آن لذت می‌برد. اما مدت‌هاست که از شکارچی خبری نیست.

 

روزی زنبوری از پنجره‌ی شکسته وارد کلبه می‌شود و تفنگ با گرفتن قیافه‌ای ترسناک او را فراری می‌دهد. سپس کرمی کوچک و آرام روی بدنه‌ی تفنگ شروع به حرکت می‌کند. این بار تفنگ که از تنهایی خسته شده، و بی‌حرکت می‌ماند. کرم به دهانه‌ی لوله‌ی تفنگ می‌رسد و تا شب همان‌جا بی‌حرکت باقی می‌ماند.

صبح روز بعد، تفنگ متوجه می‌شود که کرم رفته و روزها و شب‌ها سپری می‌شود ولی از کرم خبری نمی‌آید.

تا اینکه یک روز، تفنگ با احساس قلقلکی در لوله‌اش بیدار می‌شود و کیسه‌ای داخل لوله‌ی تفنگ تکان می‌خورد و ناگهان پاره می‌شود.

✓درباره کتاب

کتاب «تفنگ شکارچی» داستان این ابزار شکار حیوانات را به این طریق تصویر کرده است. این کتاب تلاش دارد تا از طریق رنگارنگ و زیبا کردن دنیای ابزاری خشن مثل تفنگ، نشان بدهد که ترساندن و ایجاد وحشت و اضطراب داشتن، تنها ناشی از تصمیمات ماست و حتی یک تفنگ هم می‌تواند با طبیعت دوست باشد و حیوانات را به خودش جذب کند. این داستان ساده و کودکانه، با زبان روان و تصویرسازی‌های زیبا از یک تفنگ شکارچی و حیواناتی که با آنها دوست می‌شود، تلاش دارد این نکته را به کودکان بیاموزد که برای تنها نبودن و ایجاد ارتباط با جهان، تنها کاری که می‌توان انجام داد، مهربان بودن و تعامل کردن است و با زور و اجبار و ترساندن و تحکم نمی‌توان دوستان زیادی داشت و از احساس تنهایی فرار کرد.

 

این کتاب به شیوه‌ای هنرمندانه تلاش دارد تا روش مناسب تعاملات اجتماعی را به کودکان بیاموزد. «تفنگ شکارچی» را اعظم سبحانیان نوشته و اعظم سیادت تصویرهای آن را کشیده است. انتشارات میچکا نیز آن را در دسترس علاقه‌مندان قرار داده است.