دکتر هادی ابراهیمی، دانشیار علوم سیاسی دانشگاه
خبر باورناپذیر و تکاندهنده بمباران یک دبستان دخترانه در میناب، مظلومیت و معصومیت کودکان بیدفاع و بیپناه ایران را به کودکان شهید غزه گره زد و نشان داد که کودککشی رژیم جنایتکار اسرائیل، یک اتفاق نبوده و نیست، بلکه یک انتخاب، یک استراتژی و یک تاکتیک برای ایجاد ارعاب در مردم از فلسطین، لبنان، سوریه، یمن، عراق تا ایران عزیز است!تهاجم گسترده نظامی به ایران عزیزی که از هیچ خط مرز بینالمللی عبور نکرده و شهادت دهها کودک معصوم دبستانی و پیشدبستانی، مسئله قابلگذشتی نیست که بتوان به سادگی از کنار آن گذشت و انتقام نگرفت!چرا که این دبستان و این دانشآموزان نونهال نه دانشمندان هستهای بودند و نه سرداران نظامی و نه مقامات سیاسی!این کودکان در هیچ کجای جنگ قرار ندارند و تمامی پروتکلهای بینالمللی از صیانت کودکان حمایت کرده و کشتار گسترده آنها در مکانی تعریفشده بهنام دبستان هیچ توجیه موجهی ندارد!این کشتار ثابت کرد که دعوتکنندگان بیگانگان برای حمله نظامی به ایران با توجیه حمایت از ملت ایران، چه دعوت غلطی بوده و چه کلاه بزرگی روی سرشان رفت!وقتی کینه و کدورت در موجسواری احساس قرار میگیرد، چشمها کور شده و ذهنها از کار میافتند و از این رو حتی دعوت از اسرائیل کودککش هم با توجیه فرشته نجات، موجه جلوه داده میشود!چگونه میتوان آثار این داغ عظیم را از قلبهای خانوادهها و ذهنیت مردم عاطفی و نوعدوست ما خارج ساخت و تا واپسین دمان حیات نسوخت!؟
اگر چه نیروهای مسلح و مقتدر ما از این جنایتکاران انتقام سخت خواهند گرفت، اماآیا نمیتوان این جنایت را آئینه عبرت فریبخوردگان فتنه امریکایی اخیر برای فهم ماهیت پلید نظام سلطه تلقی کرد که اینگونه سرنوشت خود و کشورشان را به جنایتکاران جنگی جهان پیوند نزنند؟!توصیه من این است که صحنهبهصحنه این جنگ را مصداق توصیه الهی قرار دهیم که فرمود: فاعتبروا یا اولی الابصاربه هر حال تحلیل این جنایت جای کار فراوان برای اهل تریبون و اهل قلم دارد و هیچکس نباید خودش را معاف کرده و از این جنایت برای جهانی کردن محکومیت صهیونیستها میدانداری نکند!




















































































