دکتر هادی ابراهیمی، دانشیار علوم سیاسی دانشگاه
در عصر حاضر، جهان با واقعیتی روبهروست که در آن، ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، تبر بر پیکرهٔ نظم جهانی میکوبد. سیاست او نه یک انحراف گذرا، بلکه بازگشتی عریان به بدویترین شکل تنازع بقاست که اکنون در پوشش قدرت رسمی، خود را به جامعهٔ جهانی معرفی میکند. رسالت تاریخی حقوق بینالملل و نهادهای برخاسته از خاکستر جنگهای جهانی این بود که با وضع قواعد و میثاقها، جنگل وحشی روابط بینالملل را مهار کرده و آن را به باغوحشی نظاممند تبدیل کنند که در آن، هرچند قدرتها حضور دارند، اما رفتارشان در قفس قانون و نظارت محصور باشد. اما امروز ترامپ با قانونستیزی و تجاوز به خاک دیگر کشورها از ایران، عملاً درهای این باغوحش را شکسته و نظم نیمبند جهانی را دوباره به آغوش بیرحم جنگل بازگردانده است.
منطق حاکم بر کاخ سفید تحت فرمان او، بیش از آنکه از دیپلماسی ریشه بگیرد، از ساختار ذهنی کازینوداری و سلسلهمراتب مافیایی تغذیه میکند. ترامپ جهان را نه به ملتهای دارای حقوق حاکمیتی، بلکه به باجدهندگان و باجگیرندگان تقسیم کرده است. در نگاه او، متحدان نه شرکای استراتژیک، بلکه مزدوران لشکری هستند که باید هزینهٔ حمایت رئیس را بپردازند و مخالفان نیز رقبای تجاریایاند که باید با ابزار ترور اقتصادی و ارعاب نظامی از میدان بهدر شوند. این بیثباتی که او ایجاد میکند، در حقیقت همان هرجومرج سازمانیافتهای است که گانگسترها برای تسلیم کردن حریف به کار میگیرند. او با هر اقدام هنجارشکنانه نشان میدهد که برای او حقوق بینالملل تنها مشتی کاغذپاره است که مانع از سودجویی آنی و بسط قدرت شخصیاش میشود.
تاریخ به یاد خواهد داشت که چگونه در قرن بیستویکم، یک نفر با تکیه بر منطق معاملات کازینویی تلاش کرد تا شرافت دیپلماتیک را به حراج بگذارد و میزهای مذاکره را به صحنهٔ باجگیری بدل کند. بازگشت به قانون جنگل، یعنی فروپاشی اعتماد جهانی؛ وضعیتی هولناک که در آن هیچ عهدی پایدار نیست و هیچ ملتی در امان نخواهد بود. ترامپ با شکستن قفلهای نظم جهانی، بشریت را به عصری رانده است که در آن، خرد سیاسی در پای ناسیونالیسم افراطی قربانی شده و تمدن بار دیگر در برابر توحش قدرت عریان بیدفاع مانده است. این نه یک سیاست، که یک پسرفت تاریخی است؛ بازگشت به دورانی که در آن صلح، تنها وقفهای کوتاه میان دو خونریزی بود.
اما در نهایت، این بازگشت پیروزمندانه به عصر توحش برای معمار آن بیهزینه نخواهد ماند؛ چرا که منطق مافیایی و قانون جنگل، همانگونه که رقبا را مرعوب میکند، ریشههای مشروعیت خودِ قدرت را نیز میخشکاند. ترامپ با تخریب نظاممند اعتماد بینالمللی، در حقیقت در حال تسریع فرآیند افول ایالات متحده است. در جهانی که دیگر هیچ عهدنامهای اعتبار ندارد و هیچ امضایی تضمینکننده نیست، ملتها بهناچار برای بقای خود به سوی ائتلافهای جدید و موازی حرکت خواهند کرد و هژمونی آمریکا را بهعنوان یک شریک ناامن به چالش خواهند کشید. ترامپ ممکن است در نبردهای تاکتیکی و کوتاهمدت کازینویی پیروز به نظر برسد، اما با نابود کردن زمین بازی و قواعدی که روزی برتری آمریکا را مشروعیت میبخشید، در حال رقم زدن شکستی استراتژیک برای جایگاه کشورش در تاریخ است.
شکستن درهای باغوحش و بازگشت به جنگل، اگرچه در ابتدا نشانهٔ قدرت به نظر میرسد، اما در نهایت گریبان کسی را خواهد گرفت که گمان میکرد تا ابد میتواند قویترین شکارچی این بیشهٔ بیقانون باقی بماند.




















































































