زنجیره تحقیر ترامپ، توسط ایران و چین!
زنجیره تحقیر ترامپ، توسط ایران و چین!
سفر اخیر دونالد ترامپ به پکن، فراتر از یک دیدار دوجانبه، وسیله‌ای برای سنجش عیار روابط چین و جمهوری اسلامی ایران بود؛ جایی که تلاش‌های کاخ سفید برای بازسازی اجماع علیه جمهوری اسلامی ایران با واقعیتی سرسخت به نام پیوند استراتژیک تهران–پکن برخورد کرد.

دکتر هادی ابراهیمی، دانشیار علوم سیاسی دانشگاه

سفر اخیر دونالد ترامپ به پکن، فراتر از یک دیدار دوجانبه، وسیله‌ای برای سنجش عیار روابط چین و جمهوری اسلامی ایران بود؛ جایی که تلاش‌های کاخ سفید برای بازسازی اجماع علیه جمهوری اسلامی ایران با واقعیتی سرسخت به نام پیوند استراتژیک تهران–پکن برخورد کرد. برخلاف پیش‌بینی‌های محافل غربی که این سفر را آغازی بر دور جدیدی از فشارهای فلج‌کننده بر اقتصاد ایران می‌پنداشتند، خروجی مذاکرات نشان‌دهنده یک چرخش قهری در سیاست‌های ایالات متحده بود. ترامپ که با هدف ترغیب شی جین‌پینگ به توقف کامل خرید نفت از ایران به پکن رفته بود، نه‌تنها در این مأموریت شکست خورد، بلکه در چرخشی معنادار ناچار شد امتیازات بی‌سابقه‌ای را روی میز قرار دهد. عمق این عقب‌نشینی زمانی آشکار شد که واشینگتن برای جلوگیری از فروپاشی کامل روابط تجاری با شرق و به‌منظور حفظ روزنه‌های همکاری در پرونده‌های فنی، تن به لغو تحریم‌های مجموعه‌ای از شرکت‌های بزرگ چینی داد که خریدار نفت ایران هستند. این تصمیم که در لایه‌های تحلیل سیاسی به معنای فروپاشی عملی ساختار فشار حداکثری تعبیر می‌شود، نتیجه مستقیم درک پکن از جایگاه ایران به‌عنوان وزنه تعادل در غرب آسیاست.

چین با رد صریح پیشنهادات ترامپ و مخالفت با هرگونه ماجراجویی نظامی در تنگه هرمز، ثابت کرد که امنیت انرژی و مسیرهای مواصلاتی خود را به اراده سیاسی واشینگتن گره نخواهد زد.

. در این میان، دیپلماسی هوشمندانه ایران نقشی کلیدی ایفا کرد؛ گشایش در تردد کشتی‌های چینی پیش از این سفر، پکن را به این نتیجه رساند که ایران تنها بازیگری است که می‌تواند امنیت پایدار جریان انرژی را تضمین کند. از سوی دیگر، توصیف صریح شی جین‌پینگ از آمریکا به‌عنوان قدرتی در حال افول، ترامپ را در وضعیتی قرار داد که برای حفظ پرستیژ خود، به‌جای تقابل به سمت مدیریت تنش حرکت کند. لغو تحریم‌های شرکت‌های چینی مرتبط با ایران، در واقع اعتراف ضمنی آمریکا به ناکارآمدی ابزار تحریم در برابر پیوندهای راهبردی میان قدرت‌های نوظهور است. این تحول نشان داد که ایران دیگر نه یک سوژه برای معامله، بلکه یک قطب قدرت است که حضورش در معادلات انرژی و امنیت غیرقابل حذف و برای ثبات بازار جهانی ضروری است. در نهایت، سفر ترامپ که با سودای منزوی کردن ایران آغاز شده بود، با تثبیت جایگاه ایران به‌عنوان شریک راهبردی چین و گسست در بدنه تحریم‌های نفتی به پایان رسید؛ امری که نشان‌دهنده پیروزی منطق مقاومت و دیپلماسی متکی بر اقتدار بر منطق تهدید و ارعاب است. این بن‌بست دیپلماتیک برای واشینگتن، سرفصل جدیدی را در روابط بین‌الملل گشود که در آن، ایران به‌عنوان لنگرگاه ثبات منطقه از هر زمان دیگری در محاسبات بین‌المللی اثرگذارتر جلوه می‌کند