ایستادن را از وطنم یاد گرفته‌ام
ایستادن را از وطنم یاد گرفته‌ام
ابراهیمی گفت: «من علیرضا ابراهیمی هستم، ده ساله. خیلی‌ها فکر می‌کنند چون سنم کم است، چیزی از سختی‌ها نمی‌فهمم. اما من همه چیز را می‌بینم. می‌بینم که کشورم روزهای سختی را می‌گذراند و مردم چقدر برای ایستادن تلاش می‌کنند.

 

تیرنگ:

ابراهیمی گفت: «من علیرضا ابراهیمی هستم، ده ساله. خیلی‌ها فکر می‌کنند چون سنم کم است، چیزی از سختی‌ها نمی‌فهمم. اما من همه چیز را می‌بینم. می‌بینم که کشورم روزهای سختی را می‌گذراند و مردم چقدر برای ایستادن تلاش می‌کنند.

من از جنگ خوشم نمی‌آید، هیچ‌کس از جنگ خوشش نمی‌آید. اما از آن هم نمی‌ترسم. وقتی آدم بداند برای چه چیزی ایستاده، ترس کمتر می‌شود. من کشورم را دوست دارم و نمی‌خواهم وقتی روزهای سخت می‌رسد، فرار کنم یا ناامید شوم.

من هنوز بچه‌ام، درست است. کار من الان درس خواندن، یاد گرفتن و قوی شدن است. اما همین هم یک جور مقاومت است. یعنی تسلیم نشدن، یعنی امید داشتن حتی وقتی اوضاع سخت است.

من باور دارم که هر کشوری به آدم‌هایی نیاز دارد که دلشان محکم باشد. حتی اگر کوچک باشند. من می‌خواهم یکی از همان آدم‌ها باشم؛ کسی که می‌گوید ما می‌توانیم از این روزها عبور کنیم.

شاید امروز فقط یک دانش‌آموز ده ساله باشم، اما قلبم برای کشورم می‌تپد. من می‌خواهم بمانم، امید داشته باشم و قوی باشم؛ چون باور دارم آینده‌ی بهتر را آدم‌هایی می‌سازند که در سختی‌ها عقب نمی‌کشند.»

وی گفت: ایستادن را از وطنم یاد گرفته‌ام