تیرنگ، رضا شریعتی:
رودخانه برای مازندران بخشی از هویت طبیعی استان و یکی از مهمترین عناصر تأمین آب کشاورزی، تغذیه سفرههای زیرزمینی و حفظ تعادل اکولوژیکی منطقه است. با این حال، در بخشهایی از استان، رودخانهها سالهاست با پدیدهای مواجهاند که اگرچه در ظاهر فعالیتی اقتصادی و مرتبط با تأمین مصالح ساختمانی است، اما پیامدهای آن میتواند بسیار فراتر از محدوده محل برداشت باشد؛ برداشت شن و ماسه از بستر رودخانهها.
شن و ماسه رودخانهای یکی از مواد اولیه مورد نیاز صنعت ساختمان و پروژههای عمرانی است و نمیتوان نیاز بازار به این مصالح را نادیده گرفت. فعالیت واحدهای برداشت نیز برای بخشی از مردم اشتغال ایجاد میکند و در تأمین مصالح طرحهای عمرانی نقش دارد. مسئله از جایی آغاز میشود که میزان برداشت، محل برداشت و شیوه اجرای آن از ظرفیت طبیعی رودخانه فراتر برود. در چنین شرایطی، رودخانه دیگر فرصت بازسازی بستر خود را پیدا نمیکند و تعادل طبیعی آن بهتدریج برهم میخورد.
برداشت شن و ماسه از رودخانه در صورت انجام غیراصولی میتواند شکل طبیعی بستر رودخانه را تغییر دهد. کاهش ارتفاع بستر، ایجاد گودالهای عمیق، تغییر مسیر جریان آب و تخریب پوشش گیاهی حاشیه رودخانه از جمله پیامدهایی است که میتواند در نتیجه برداشت نامناسب ایجاد شود.
رودخانه یک سیستم زنده و پویاست. آب، رسوبات، سنگریزهها و مواد آلی در آن دائماً در حال جابهجایی هستند و همین فرآیند به حفظ تعادل بستر کمک میکند. وقتی برداشت انسانی از میزان رسوبگذاری طبیعی بیشتر شود، این تعادل برهم میخورد و رودخانه برای جبران کمبود رسوب، ممکن است از بخشهای دیگر بستر و حتی حاشیههای خود برداشت کند.
این روند میتواند فرسایش کنارههای رودخانه را افزایش دهد. در برخی مناطق، فرسایش حاشیهها به نزدیکی زمینهای کشاورزی، جادهها و تأسیسات زیرساختی میرسد و هزینههای سنگینی را به مردم و دولت تحمیل میکند.
یکی از مهمترین نگرانیها درباره برداشت بیرویه از رودخانهها، تأثیر آن بر منابع آب زیرزمینی است. رودخانهها و آبخوانها در بسیاری از مناطق ارتباط نزدیکی با یکدیگر دارند و تغییر در بستر رودخانه میتواند بر فرآیند تغذیه سفرههای زیرزمینی اثر بگذارد.
مازندران استانی کشاورزی است و بخش قابل توجهی از اقتصاد روستاها با آب گره خورده است. بنابراین هرگونه تغییر پایدار در وضعیت منابع آب میتواند بهصورت مستقیم یا غیرمستقیم بر کشاورزی اثر بگذارد. کاهش منابع آب یا تغییر مسیر جریان میتواند هزینه تأمین آب برای کشاورزان را افزایش دهد و در شرایط بحرانی، فشار بیشتری بر منابع زیرزمینی وارد کند.
از سوی دیگر، تخریب حاشیه رودخانهها میتواند زمینهای کشاورزی مجاور را نیز در معرض فرسایش قرار دهد. زمینی که سالها برای تولید محصول مورد استفاده قرار گرفته، ممکن است در اثر تغییر مسیر جریان یا فرسایش کناره رودخانه آسیب ببیند.
✓سیلاب؛ خطری که نباید نادیده گرفته شود
رودخانه سالم، ظرفیت مشخصی برای عبور جریان آب دارد. هرگونه تغییر شدید و غیراصولی در بستر میتواند الگوی جریان آب را تغییر دهد. از همین رو، مدیریت برداشت شن و ماسه باید با مدیریت خطر سیلاب هماهنگ باشد.
البته نمیتوان هر سیلابی را به برداشت شن و ماسه نسبت داد؛ اما دستکاری غیراصولی بستر و حاشیه رودخانه میتواند در برخی نقاط، شرایط را برای تشدید فرسایش یا تغییر مسیر جریان فراهم کند. بنابراین محل برداشت، عمق برداشت و نحوه بازسازی محدوده پس از پایان فعالیت اهمیت زیادی دارد.
استانی مانند مازندران که در بسیاری از مناطق با بارندگیهای شدید و سیلابهای ناگهانی مواجه است، بیش از هر چیز به مدیریت علمی رودخانهها نیاز دارد. نگاه صرفاً اقتصادی به بستر رودخانه، بدون توجه به ظرفیت طبیعی آن، میتواند در آینده هزینهای بسیار بیشتر از درآمد حاصل از برداشت مصالح ایجاد کند.
مخالفت با برداشت شن و ماسه به معنای مخالفت با اشتغال یا پروژههای عمرانی نیست. ساختوساز و اجرای طرحهای زیرساختی به مصالح نیاز دارند و نمیتوان این نیاز را نادیده گرفت. مسئله اصلی، پیدا کردن نقطه تعادل میان نیاز اقتصادی و ظرفیت زیستمحیطی رودخانه است.
راهکار میتواند در ساماندهی دقیق برداشتها، تعیین ظرفیت مجاز هر رودخانه، نظارت مستمر بر میزان برداشت و استفاده از منابع جایگزین در صورت امکان خلاصه شود. همچنین باید با برداشتهای غیرمجاز و خارج از محدوده تعیینشده برخورد جدی صورت گیرد؛ چراکه تخلف یک واحد میتواند هزینه آن را برای کل جامعه ایجاد کند.
ضروری است اطلاعات مربوط به مجوزها، محدودههای برداشت، میزان مجاز برداشت و نتایج پایشهای محیطزیستی شفاف باشد. وقتی نظارت دقیق و قابل ارزیابی باشد، هم فعال اقتصادی تکلیف خود را میداند و هم مردم میتوانند نسبت به وضعیت رودخانههای منطقه مطالبهگری کنند.
رودخانههای مازندران فقط منبعی برای تأمین مصالح نیستند. آنها بخشی از زیرساخت طبیعی استان برای تأمین آب، کشاورزی، حفظ تنوع زیستی و کنترل جریانهای سطحی محسوب میشوند. اگر امروز بستر رودخانهها بیش از ظرفیت طبیعیشان برداشت شود، هزینه بازگرداندن این اکوسیستمها در آینده بسیار بیشتر خواهد بود.
شن و ماسه را میتوان از مسیرهای مختلف و با روشهای مدیریتشده تأمین کرد، اما بازسازی یک رودخانه آسیبدیده همیشه ساده نیست. طبیعت برای ساختن یک بستر رودخانه طی سالها و حتی قرنها فرآیندهای پیچیدهای را طی کرده است؛ بنابراین نباید اجازه داد سود کوتاهمدت، سرمایه طبیعی نسلهای آینده را قربانی کند.
مازندران برای توسعه به مصالح ساختمانی نیاز دارد، اما بیش از آن به رودخانههای سالم نیازمند است. توسعه واقعی زمانی اتفاق میافتد که فعالیت اقتصادی در کنار حفاظت از منابع طبیعی حرکت کند. رودخانهای که امروز بیصدا از آن شن و ماسه برداشت میشود، ممکن است فردا با کاهش آب، فرسایش زمین، آسیب به کشاورزی و افزایش خطرات طبیعی، هزینه سنگینی را به همان جامعهای تحمیل کند که امروز از منابع آن استفاده کرده است.






























































































