تیرنگ، رضا شریعتی:
جنگلهای مازندران بخشی از هویت طبیعی استان و سرمایهای حیاتی برای زندگی، اقتصاد و آینده نسلهای بعد به شمار میروند. جنگلهای هیرکانی که در شمال کشور گسترده شدهاند، نقشی مهم در حفظ تنوع زیستی، کنترل روانآبها، جلوگیری از فرسایش خاک، تعدیل آبوهوا و حفظ منابع آبی دارند. با این حال، این میراث طبیعی سالهاست با مجموعهای از تهدیدها مواجه است و حفاظت از آن نیازمند عزمی جدی و فراتر از اقدامات مقطعی است.
تغییر کاربری اراضی، ساختوسازهای غیرمجاز، برداشت چوب، قاچاق محصولات جنگلی، آتشسوزی، زبالهریزی و گسترش فعالیتهای انسانی از جمله عواملی هستند که فشار بر عرصههای جنگلی را افزایش دادهاند. هر قطعهای از جنگل که بدون ضابطه تخریب میشود، فقط چند اصله درخت را از بین نمیبرد؛ بلکه بخشی از یک اکوسیستم پیچیده را دچار آسیب میکند که بازسازی آن ممکن است دهها سال زمان ببرد.
در مازندران، نزدیکی مناطق جنگلی به شهرها و روستاها و همچنین حضور گسترده گردشگران، ضرورت مدیریت هوشمندانه این عرصهها را بیشتر کرده است. طبیعتگردی اگر همراه با آموزش و رعایت اصول محیطزیستی باشد، میتواند به فرصتی برای رونق اقتصادی جوامع محلی تبدیل شود؛ اما حضور بدون ضابطه گردشگران میتواند پیامدهایی مانند افزایش زباله، تخریب پوشش گیاهی، ایجاد آتش و آسیب به زیستگاههای جانوری داشته باشد.
یکی از مهمترین موضوعات در حفاظت از جنگل، پیشگیری از آتشسوزی است. در فصلهای خشک، یک بیاحتیاطی ساده میتواند بخش قابل توجهی از پوشش جنگلی را در مدت کوتاهی از بین ببرد. ایجاد مسیرهای دسترسی مناسب برای نیروهای امدادی، تجهیز گروههای محلی، افزایش امکانات اطفای حریق و آموزش گردشگران و ساکنان مناطق جنگلی، میتواند خسارتهای ناشی از حوادث را کاهش دهد.
در کنار اقدامات دولتی، نقش مردم و جوامع محلی نیز تعیینکننده است. ساکنان روستاهای حاشیه جنگل بیش از هر گروه دیگری با این عرصهها ارتباط دارند و میتوانند به چشم و گوش دستگاههای متولی تبدیل شوند. مشارکت دادن جوامع محلی در طرحهای حفاظتی، ایجاد فرصتهای اقتصادی سازگار با محیطزیست و آموزش مستمر، زمینه حفاظت پایدار را فراهم میکند.
از سوی دیگر، مقابله با تغییر کاربری غیرمجاز نیازمند نظارت مستمر و برخورد قانونی است. اگر حفاظت از جنگل تنها به گشتهای مقطعی یا واکنش پس از وقوع تخلف محدود شود، نمیتوان انتظار داشت روند تخریب متوقف شود. استفاده از فناوریهای نوین، پایش ماهوارهای، سامانههای گزارش مردمی و افزایش هماهنگی میان دستگاههای مسئول میتواند قدرت نظارت را افزایش دهد.
جنگل سرمایهای نیست که بتوان آن را با بودجه یا پروژهای تازه جایگزین کرد. درختی که دهها سال رشد کرده، با کاشت یک نهال بهسرعت جایگزین نمیشود. بنابراین رویکرد اصلی باید بر پیشگیری، حفاظت و مدیریت پایدار استوار باشد.
مازندران برای ادامه حیات طبیعی و اقتصادی خود به جنگلهای سالم نیاز دارد. حفاظت از این سرمایه، مسئولیت یک دستگاه یا سازمان خاص نیست؛ بلکه مجموعهای از وظایف دولت، مدیریت محلی، جوامع بومی، گردشگران و شهروندان است. آینده جنگلهای مازندران به تصمیمهای امروز وابسته است؛ تصمیمهایی که میتوانند مسیر را به سوی احیای طبیعت یا تشدید تخریب تغییر دهند.





























































































