تیرنگ:
مازندران را بسیاری با جنگلهای هیرکانی، شالیزارهای گسترده و دریای خزر میشناسند؛ اما در میان این تصویر سبز، شبکهای از رودخانهها جریان دارد که یکی از مهمترین سرمایههای طبیعی و اقتصادی استان به شمار میرود. رودخانههایی که از ارتفاعات البرز سرچشمه میگیرند، از دل جنگلها و روستاها عبور میکنند و در نهایت راه خود را به سمت دریای خزر باز میکنند؛ مسیری که اگر بهدرستی مدیریت شود، میتواند بخش مهمی از نیازهای کشاورزی، محیطزیست، گردشگری و حتی اقتصاد محلی مازندران را پشتیبانی کند.
استان مازندران حدود ۱۲۰ رودخانه اصلی و فرعی دارد که دستکم ۲۰ رودخانه در شمار رودخانههای بزرگ و اصلی قرار میگیرند. رودخانههای هراز، تجن، تلار، بابلرود، چالوس، نکارود و چشمهکیله و… از مهمترین رودخانههای استان هستند.
✓آب فراوان؛ ذخیرهسازی ناکافی
یکی از مهمترین تناقضهای مدیریت آب در مازندران این است که استان از منابع آبی قابلتوجهی برخوردار است، اما در دورههای کمبارش با تنش آبی مواجه میشود. بخش مهمی از آب رودخانهها در زمان بارندگی و ذوب برف وارد شبکه رودخانهای شده و در نهایت راهی دریای خزر میشود، در حالی که ظرفیت ذخیره و بهرهبرداری از این منابع همچنان محدود است.
برخی مطالعات منابع آبی استان را حدود ۶.۸ میلیارد مترمکعب برآورد کردهاند که بخش عمده آن مربوط به آبهای سطحی است؛ با این حال، سهم آب قابل استفاده به مراتب کمتر از ظرفیت طبیعی منابع است.
در چنین شرایطی، توسعه سدها، آببندانها، شبکههای آبیاری و طرحهای آبخیزداری میتواند به تبدیل آبهای فصلی به منابع قابل اتکا کمک کند؛ البته مشروط بر اینکه توسعه زیرساختها همراه با ملاحظات محیطزیستی باشد.
✓رودخانهها و اقتصاد کشاورزی
رودخانههای مازندران ارتباط مستقیمی با اقتصاد کشاورزی استان دارند. شالیزارهای گسترده مازندران برای تولید برنج به منابع مطمئن آب نیاز دارند و هرگونه کاهش آورد رودخانهها میتواند بر برنامه کشت و درآمد کشاورزان اثر بگذارد.
اهمیت این موضوع زمانی بیشتر میشود که تغییرات بارندگی و افزایش دورههای خشک را در نظر بگیریم. طبق گزارش ها، آبدهی رودخانههای مهم استان شامل چشمهکیله، چالوس، هراز، بابلرود، تلار، تجن و نکارود تا پایان خرداد به حدود یک میلیارد و ۵۸۷ میلیون مترمکعب رسیده بود؛ رقمی که ۳۳ درصد کمتر از میانگین بلندمدت گزارش شد.
کاهش آورد رودخانهها تنها به معنای کاهش حجم آب نیست؛ این اتفاق میتواند زنجیرهای از پیامدها را ایجاد کند؛ از افزایش هزینه تأمین آب گرفته تا فشار بیشتر بر منابع زیرزمینی و افزایش نگرانی کشاورزان درباره تأمین آب در فصل زراعی.
از این منظر، رودخانه باید بخشی از یک منظومه مدیریت آب دیده شود، نه یک مسیر طبیعی که فقط هنگام سیلاب مورد توجه قرار گیرد.
✓از سیلاب تا فرصت ذخیره آب
رودخانهها در مازندران فقط منبع تأمین آب نیستند؛ در زمان بارشهای شدید میتوانند به مسیر انتقال سیلاب تبدیل شوند. بارها شاهد بودهایم که رودخانههای استان در پی بارندگی شدید طغیان کردهاند و خسارتهایی به اراضی، راهها و مناطق مسکونی وارد شده است.
در مقابل، همین جریانهای پرقدرت میتوانند بخشی از آب مورد نیاز استان را تأمین کنند، اگر زیرساختهای مناسب برای کنترل و ذخیرهسازی وجود داشته باشد.
این وضعیت نشان میدهد که مدیریت رودخانه نباید فقط پس از وقوع سیلاب آغاز شود. برنامهریزی برای آب باید از بالادست حوضه آبریز شروع شود و تا پاییندست ادامه پیدا کند.
✓آببندانها؛ حلقه فراموششده
در کنار رودخانهها، آببندانها یکی از ظرفیتهای مهم مازندران برای ذخیره آب هستند. ظرفیت آببندانهای استان حدود ۴۰۰ میلیون مترمکعب اعلام شده و این سازههای سنتی میتوانند نقش مهمی در تأمین آب کشاورزی داشته باشند.
آببندانها میتوانند بخشی از فشار واردشده بر رودخانهها و منابع زیرزمینی را کاهش دهند. در واقع، به جای آنکه تمام نگاه مدیریت آب به ساخت سازههای بزرگ باشد، احیای زیرساختهای کوچک و محلی نیز باید در دستور کار قرار گیرد.
لایروبی، بهسازی و افزایش ظرفیت آببندانها، در کنار آبخیزداری و مدیریت رودخانهها، میتواند شبکهای از مخازن کوچک و متوسط ایجاد کند که در زمان بارندگی آب را ذخیره و در فصل نیاز در اختیار کشاورزان قرار دهد.
✓رودخانههایی که نباید قربانی توسعه شوند
اما استفاده از ظرفیت رودخانهها یک خط قرمز مهم دارد: رودخانه نباید قربانی توسعه شود.
تصرف بستر و حریم رودخانهها، برداشت بیرویه شن و ماسه، ساختوساز در حریم، تخلیه فاضلاب و تغییر مسیر طبیعی جریان آب، تهدیدهایی هستند که میتوانند هم ظرفیت زیستمحیطی رودخانه را کاهش دهند و هم خطر سیلاب را افزایش دهند.
✓رودخانه؛ ظرفیت گردشگری
رودخانههای مازندران یک ظرفیت مهم گردشگری نیز هستند. بسیاری از مسیرهای رودخانهای استان در مجاورت جنگل، کوهستان و روستاها قرار گرفتهاند و میتوانند محور توسعه گردشگری طبیعتمحور باشند.
اما توسعه گردشگری در کنار رودخانه باید با احتیاط انجام شود. ساختوساز بیضابطه، ریختن زباله، ورود فاضلاب و تغییر بستر رودخانه میتواند همان ظرفیتی را که گردشگر را به منطقه جذب کرده، از بین ببرد.
اگر قرار است رودخانه به یک مقصد گردشگری تبدیل شود، باید به جای ساختوساز گسترده، روی زیرساختهای سبک، مدیریت پسماند، مسیرهای پیادهروی، آموزش گردشگران و حفاظت از اکوسیستم تمرکز شود.
✓فاضلاب؛ تهدید خاموش رودخانهها
یکی دیگر از چالشهای جدی، کیفیت آب رودخانههاست. رودخانه سالم تنها رودخانهای نیست که آب در آن جریان دارد؛ کیفیت آب، تنوع زیستی و سلامت اکوسیستم نیز اهمیت دارد.
تخلیه فاضلابهای خانگی، کشاورزی و صنعتی میتواند کیفیت منابع سطحی را تهدید کند. مطالعاتی نیز درباره ظرفیت خودپالایی رودخانههایی مانند تلار انجام شده است که نشان میدهد توان طبیعی رودخانه برای پالایش آلایندهها محدود و وابسته به شرایط مختلف جریان، فصل و میزان ورود آلاینده است.
بنابراین نباید از توان خودپالایی رودخانه به عنوان مجوزی برای ورود فاضلاب استفاده کرد. رودخانه اکوسیستم زنده است، نه کانال دفع پساب.
✓آینده رودخانههای مازندران
مازندران برای مدیریت رودخانههای خود نیازمند یک نگاه جامع است؛ نگاهی که همزمان کشاورزی، شرب، صنعت، محیطزیست، گردشگری و مدیریت بحران را ببیند.
ساخت سد به تنهایی راهحل نیست؛ همانطور که آزادسازی حریم رودخانه نیز به تنهایی کافی نیست. استان به مجموعهای از اقدامات همزمان نیاز دارد: افزایش ذخیرهسازی آب، احیای آببندانها، توسعه آبخیزداری، اصلاح الگوی مصرف، کاهش هدررفت شبکههای انتقال، حفاظت جدی از حریم رودخانهها، کنترل برداشت شن و ماسه و جلوگیری از ورود فاضلاب.
از سوی دیگر، تغییرات اقلیمی و کاهش آورد رودخانهها ضرورت این اقدامات را بیشتر کرده است. وقتی در یک سال آبدهی رودخانههای اصلی تا یکسوم کمتر از میانگین بلندمدت میشود، نمیتوان همچنان مدیریت منابع آب را بر اساس فرض بارندگیهای همیشگی بنا کرد.
رودخانههای مازندران در حقیقت شریانهای حیاتی استان هستند؛ شریانهایی که از ارتفاعات البرز تا دریای خزر امتداد دارند و زندگی، کشاورزی و طبیعت بخش بزرگی از استان به آنها وابسته است.
مسئله امروز مازندران این نیست که رودخانه دارد یا ندارد؛ مسئله این است که با این سرمایه طبیعی چه میکند.
اگر رودخانهها فقط هنگام سیلاب دیده شوند، فرصتها از دست میرود و خسارتها باقی میماند. اگر فقط به عنوان منبع برداشت آب دیده شوند، اکوسیستم آنها آسیب میبیند. اما اگر رودخانه به عنوان یک سرمایه طبیعی، اقتصادی و زیستمحیطی مدیریت شود، میتواند یکی از پایههای توسعه پایدار مازندران باشد.































































































