گروه رسانهای تیرنگ در بخش جدید خود رقص واژهها قصد دارد تا اشعار شاعران مازندرانی را منتشر کند با سومین شماره از این بخش با شعر خانم مریم گلپور در خدمت شما هستیم:
یـجـوری ازت دلــخـوره قلبِ مــن
که حالم شبــیـهِ زمسـتـون شـــده
ببین داره بارون میــاد توی شهـــر
هوا عاشقــانه ست ولی بـیخــوده
یه سیگــار و یـه حالِ بــد کافــیـــه
بـرم زیرِ بارون که دیــوونــه شـــم
با عکسایی که دارم و خاطـــره س
به جای خودِت دیگه همخونه شــم
قـدم می زنم پُک به سیگـار و غـــم
نمی فهمـم اصلن خیـــابــون چــیــه
می ریزه چشـام اشکاشـو بــی هـوا
نفهمم که خیسی تــوُ بــارون چـیــه
یـجــوری ازَت دلــخــوره قلبِ مــن
بـه جایِ گِلــِه هــِی سکـوت می کنه
نمی بینـی حالـم بــَـده نــاخــوشــم
مثــه اونکـه از کـوه سقوط می کنـه
حواسِت بهِـم نیست کــه دیوونـگی
چـجــوری داره عـقــلــمــو مـی بـره
تــو انــقــد ازم دوری کـه عطــرتَـم
دیــگـه داره از زنــدگــیم مـی پَّـــره
یــه سیگـار و یــه حالِ بــد کافــیــه
بــرم زیرِ بارون کــه دیــوونــه شــم
بـا عکـسـایـی کـه دارم و خاطره س
بـه جایِ خودِت دیـگـه همخونه شـم































































































