تیرنگ، الهام دهقان:
مازندران را معمولاً با طبیعت سرسبز، جنگل، دریا و ظرفیتهای گردشگری میشناسند؛ استانی که از نظر جغرافیایی و اقلیمی یکی از مناسبترین مناطق کشور برای فعالیتهای ورزشی و تفریحی به شمار میرود. با این حال، میان برخورداری از این ظرفیتها و تبدیل آنها به سبک زندگی روزمره مردم فاصلهای جدی وجود دارد؛ فاصلهای که توسعه ورزشهای همگانی میتواند آن را پر کند.
ورزش همگانی برخلاف ورزش قهرمانی، قرار نیست تنها برای کسب مدال و افتخار باشد. مخاطب اصلی آن همه مردم هستند؛ از کودک و نوجوان گرفته تا جوان، میانسال و سالمند. پیادهروی، دوچرخهسواری، نرمش صبحگاهی، کوهپیمایی، ورزشهای خانوادگی و استفاده از فضاهای روباز شهری، نمونههایی از فعالیتهایی هستند که با هزینهای نسبتاً پایین میتوانند سلامت جسم و روان جامعه را ارتقا دهند.
در شرایطی که تغییر سبک زندگی، کمتحرکی، استفاده گسترده از خودرو و افزایش ساعات نشستن در محیطهای کاری و آموزشی، سلامت عمومی را تهدید میکند، توسعه ورزش همگانی بخشی از سیاست سلامت جامعه محسوب میشود. هر اندازه میزان تحرک مردم افزایش پیدا کند، زمینه پیشگیری از بسیاری از مشکلات ناشی از کمتحرکی نیز فراهمتر خواهد شد و فشار بر نظام درمانی در بلندمدت کاهش مییابد.
مازندران از این منظر ظرفیتهایی دارد که شاید در بسیاری از استانها به این گستردگی وجود نداشته باشد. سواحل دریای خزر، پارکها، بوستانهای شهری، مسیرهای جنگلی، مناطق کوهستانی و روستاهای گردشگرپذیر میتوانند به عرصهای برای گسترش فعالیتهای ورزشی تبدیل شوند. اما استفاده از این ظرفیتها نیازمند برنامهریزی، ایجاد زیرساخت مناسب و مهمتر از همه، فرهنگسازی است.
یکی از مشکلات موجود، کمبود یا نامناسب بودن برخی فضاهای ورزشی در محلهها و مناطق مختلف استان است. توسعه ورزش همگانی الزاماً به معنای ساخت سالنهای بزرگ و پرهزینه نیست. گاهی ایجاد یک مسیر استاندارد پیادهروی، نصب تجهیزات ساده ورزشی در بوستانها، مناسبسازی فضاهای شهری برای دوچرخهسواری یا اختصاص زمانهایی برای فعالیت ورزشی خانوادگی میتواند تأثیر قابل توجهی داشته باشد.
در این میان، شهرهای مازندران نیز به برنامههای منسجمتری نیاز دارند. شهرداریها، ادارهکل ورزش و جوانان، آموزش و پرورش، دانشگاهها، دهیاریها و سازمانهای مردمنهاد میتوانند در یک برنامه مشترک، ورزش را از محیطهای تخصصی خارج کرده و به متن زندگی مردم بیاورند. برگزاری برنامههای منظم پیادهروی خانوادگی، مسابقات محلهای، جشنوارههای ورزشی، ورزش صبحگاهی و برنامههای ویژه سالمندان و بانوان میتواند مشارکت عمومی را افزایش دهد.
نکته مهم دیگر، توجه به عدالت ورزشی است. در توسعه ورزش همگانی علاوه بر شهرهای بزرگ، روستاها، شهرهای کوچک، مناطق کمبرخوردار و حاشیه شهرها نیز باید سهمی مشخص از امکانات و برنامههای ورزشی داشته باشند. اگر قرار است ورزش به ابزاری برای ارتقای سلامت جامعه تبدیل شود، دسترسی به آن باید برای همه گروههای اجتماعی امکانپذیر باشد.
از سوی دیگر، خانواده نقش مهمی در شکلگیری فرهنگ تحرک دارد. کودکی که از سالهای نخست زندگی با پیادهروی، بازیهای حرکتی و فعالیت ورزشی آشنا شود، در بزرگسالی نیز احتمال بیشتری دارد که سبک زندگی فعالتری داشته باشد. بنابراین مدارس و خانوادهها باید در کنار دستگاههای اجرایی، بخش مهمی از برنامه توسعه ورزش همگانی باشند.
توجه به سالمندان نیز اهمیت ویژهای دارد. افزایش جمعیت سالمند، ضرورت فراهم کردن فضاها و برنامههای متناسب با این گروه را دوچندان میکند. ورزشهای سبک و مستمر، پیادهروی و فعالیتهای گروهی میتواند به حفظ نشاط اجتماعی و افزایش مشارکت سالمندان کمک کند و از انزوای آنان بکاهد.
توسعه ورزش همگانی در مازندران را نباید هزینهای اضافی در بودجه عمومی دانست؛ بلکه باید آن را نوعی سرمایهگذاری برای سلامت، نشاط و سرمایه اجتماعی استان تلقی کرد. مازندران هم طبیعت لازم برای این حرکت را دارد و هم جمعیتی که میتواند مخاطب آن باشد. آنچه بیش از همه نیاز است، یک برنامه مستمر و هماهنگ است؛ برنامهای که ورزش را از یک فعالیت مناسبتی و محدود به مناسبتها، به بخشی از زندگی روزمره مردم تبدیل کند.
اگر مازندران بتواند از ظرفیت دریا، جنگل، کوه، پارک و فضای شهری برای توسعه ورزش همگانی استفاده کند، میتوان امیدوار بود که در کنار پرورش قهرمانان ورزشی، نسلی سالمتر و بانشاطتر نیز شکل بگیرد؛ نسلی که ورزش را بخشی طبیعی از زندگی خود میداند.






























































































