سیر صعودی جدابی ها در مقابل سیر نزولی نکاح!
سیر صعودی جدابی ها در مقابل سیر نزولی نکاح!

اختصاصی تیرنگ نیوز/ سرویس اجتماعی: حواسشان مدام به یکدیگر است، دختر گل ها را جوری جلوی صورتش می گیرد که کسی متوجه صحبت هایش نشود، پسر هم ذوق زده نگاهش را لحظه ای از دختر بر نمی دارد.. . چهره ی همه ی آن هایی که در اتاق هستند گل انداخته و حالشان بین اضطراب […]

اختصاصی تیرنگ نیوز/ سرویس اجتماعی: حواسشان مدام به یکدیگر است، دختر گل ها را جوری جلوی صورتش می گیرد که کسی متوجه صحبت هایش نشود، پسر هم ذوق زده نگاهش را لحظه ای از دختر بر نمی دارد.. . چهره ی همه ی آن هایی که در اتاق هستند گل انداخته و حالشان بین اضطراب و خوشحالی در نوسان است. اما در یک نگاه کلی همه چیز رنگ و بوی شادی به خود گرفته … نگاهم محو سفره ی عقد و پچ پچ های عروس و داماد است که سردفتر با عذرخواهی صدایم میزند که به اتاق دیگری بروم و بعد از اتمام مراسم عقد ، گفتگو کنیم. 

در میان صدای دستان مهمانان به اتاق دیگری میروم.، حال و هوای این اتاق را دوست ندارم، گرچه دیزاین زیبایی دارد اما شادابی اش را حس نمی کنم.. صدای کفش های پاشنه بلند خانمی توجه ام را جلب کرد، دو دور در اتاق چرخید و بی آنکه حرفی بزند بر روی صندلی نشست.. چند بار مشت سرهم به ساعتش نگاهی کرد، مشخص بود منتظر است.. .ده رقیه ای گذشت، زن مستمر پاشنه هایش را ارام ارام بر زمین میزد، توجهم را جلب کرد.. حس کنجکاوی خبرنگاری ام می گفت این زن برای وصال انتظار نمی کشد ..‌

در همین فکر بودم که مردی خشمگین وارد شد، شناسنامه هایی که در دستش بود را به روی صورت دختر کوبید و گفت: خداروشکر این نه ماه هم تمام میشود امروز و من راحت میشوم…

نیم ساعت بعد سردفتر آمد نگاهی به زن و مرد مضطرب و خشمگین انداخت و گفت: نه ماه پیش که با آن همه شوق از داخل اتاق عقد خارج شدید گمان نمی کردم خیلی زود باید خطبه ی طلاقتان را بخوانم!

طلاقی که دیگر نه مسموم است و نه مذموم!

  آمارها نشان میدهد طی یک دهه ی اخیر نمودار رشد طلاق علی رغم بسیاری از آموزش های مهارت زندگی، تلاش رسانه های جمعی بالاخص رادیو و تلویزیون در گسترش آموزه های اخلاقی و رشد فرهنگی و علمی جامعه، سیر صعودی به خود گرفته است.

امری قبح زدایی شده که گرچه گاهی نجات دهنده و ارامش بخش است اما تبدیل شدن آن به یک ارزش، موجب نگرانی است.

مشاهده ی افراد طلاق گرفته یا دارای زندگی مجردی نیز می‌تواند به الگوبرداری در این زمینه منجر شود برخی معتقدند طلاق و زندگی مجردی در حال تبدیل شدن به یک ارزش در جامعه است.

البته شاید  پدیده ی طلاق و زندگی مجردی در حال عادی شدن در جامعه باشد، اما این مساله زمانی می‌تواند صورت بگیرد که ارزش‌‌های اجتماعی به قدری دچار تخریب و دگرگونی شوند که به نوعی  شاهد سقوط ارزش‌ها شویم و طلاق به عنوان ارزش در جامعه تلقی شود.

عده ای از کارشناسان معتقدند:” الگوبرداری امری طبیعی است و وجود دارد.اگر زندگی مجردی را یک آسیب و طلاق را یک مساله اجتماعی بدانیم، این مسائل زمانی که از حد متعارف خود در جامعه عبور کند، به تدریج عمومیت پیدا می‌یابند. بنابراین می‌توان از شکستن قبح در این باره نام برد.”. گرچه به معنای عام ، قبح زدایی شدن یک پدیده به معنای تبدیل شدن‌ آن به یک ارزش نیست.

در سال ۱۳۹۶ طلاق به عنوان یکی از پنج موضوع دارای اولویت در کشور در کنار اعتیاد به مواد مخدر و روانگردان‌ها، بیکاری، مفاسد اخلاقی و حاشیه نشینی( سکونت گاه‌های غیر رسمی) تعیین شده است و حتی در جلسات مسئولان عالی کشور هم مورد تایید قرار گرفته است و هم در قانون حمایت از خانواده که در سال 1391 تصویب شده است و هم در سیاست‌های کلی خانواده که سال 1395 ابلاغ شده است در این زمینه تاکیدات مهمی شده است.

در مقابل تمام وظایفی که نظام و به عبارتی دولت و مسئولین جهت حفظ بنیان خانواده دارند از جمله: تسهیل دسترسی به آموزش‌های قبل از ازدواج با بهره و بعد ازدواج با بهره گیری از تمام ظرفیت‌های موجود در قوای مختلف، تسهیل دسترسی به مداخله های حین و پس از طلاق با بهره گیری از تمام ظرفیت‌های موجود در قوای مختلف، برنامه ریزی برای اشتغال جوانان، ارائه مساعدت‌ها و حمایت های اجتماعی از زوجین جوان، حل دغدغه هی ذهنی زوجین در زمینه ی اقتصادی و بهرمند از خدمات رفاهی و تامین اجتماعی ، مواردی هستند که جهت پیشگیری از طلاق موثر هستند، شکل گیری شخصیت همسری فرد نیز به عنوان اصلی ترین محرک این مساله بسیار بااهمیت است.

  “طلاق عاطفی” ،”طلاق خاموش” یا ” طلاق مخفی”، از دیگر مصادیق طلاق هستند که  هیچ منبعی برای مستند کردن میزان این جدایی وجود ندارد .

همه ی موارد گفته شده نشان‌می دهد  دیگر طلاق به قد و قامت گذشته مسموم، مذموم و مایه ی ننگ خانواده نیست و کار شناسان می گویند: ” با همه پوشیده‌کاری‌ها، عدم رضایت جنسی و نداشتن مهارت در مناسبات زناشویی، اصلی‌ترین عامل جدایی در ایران است.مشاوران خانواده و روانپزشکان، اعتماد به نفس و برابری ‌خواهی زنان و تغییر ذائقه جنسی نسل جدید را در این روند دخیل می‌دانند.”

اما بی شک مسائل و نشکلات اقتصادی از جمله مشکلات معیشتی خانوار از دلایل اصلی طلاق است.‌وقتی با بررسی صورت گرفته بیکاری در نیان زوجین متقاضی طلاق و یا جدا شده، از آمار قابل توجهی برخوردار است، نمی توان به سادگی از معضل اقتصادی خانواده ها گذشت.