محمد جویباری، مدیرمسئول روزنامه تیرنگ
بعضی آدمها وقتی میروند، انگار تکهای از خاطرات یک ملت نیز با آنان کوچ میکند. خبر درگذشت اکبر عبدی از همان خبرهایی است که دل اهالی هنر و سینما و میلیونها ایرانی که سالها با نقشهای او خندیدند، زندگی کردند و لحظهای غمهایشان را فراموش کردند، را می فشارد.
اکبر عبدی از جنس مردم بود. شهرت، او را از سادگی و صمیمیت جدا نکرد. هر بار که مقابل دوربین میایستاد، گویی عضوی از خانوادههای ایرانی است؛ کسی که با هنر بینظیرش لبخند را بر لبها مینشاند و ثابت میکرد خنداندن مردم، یکی از شریفترین رسالتهای هنرمند است.
امروز که خبر رفتنش را میشنویم، تازه میفهمیم چه اندازه به حضورش عادت کرده بودیم. انگار بخشی از کودکیها، شبهای عید، دورهمیهای خانوادگی و خاطرات شیرین تلویزیون و سینما نیز با او ورق میخورد. او رفت، اما صدای خندههایی که از دل نقشهایش متولد شد، هنوز در گوش این سرزمین میپیچد.
میگویند هنرمند تا زمانی زنده است که مردم آثارش را به خاطر بیاورند. اگر این سخن درست باشد، اکبر عبدی هرگز نخواهد مرد. او در لبخند کودکی که فیلمهایش را میبیند، در خاطره پدری که دیالوگهایش را زمزمه میکند و در اشک مردمی که امروز با اندوه از او یاد میکنند، زنده خواهد ماند.
خداحافظ مرد هزارچهره… صحنه هنر ایران دیگر صدای خندههای تو را نخواهد شنید، اما آسمان این سرزمین، بیتردید یکی از مهربانترین هنرمندانش را در آغوش گرفته است. روحت آرام و یادت تا همیشه در قلب مردم ایران جاودان.



























































































