تدبر در قرآن
تدبر در قرآن
در جلسه قبل عرض کردم که قرآن صرفا برای قرائت و تلاوت کردن نیست بلکه کتاب تفکر و تدبر وتعقل است، در دو آیه ۸۲ سوره نساء و ۲۴ محمدص به نکات مهمی اشاره میکند ،

بسم الله الرحمن الرحیم

تیرنگ، بهزاد حقانی گلوگاهی:
در جلسه قبل عرض کردم که قرآن صرفا برای قرائت و تلاوت کردن نیست بلکه کتاب تفکر و تدبر وتعقل است، در دو آیه ۸۲ سوره نساء و ۲۴ محمدص به نکات مهمی اشاره میکند ،
۱- قرآن بدون شک از جانب خداست که او، اول و آخر و ظاهر و باطن و خالق و پرورنده بشر است«« حَیَّا قَبْلَ کُلَّ حَیّ و حَیَّا بَعْدَ کُلَّ حَیًّا و حَیًّا حیٖنَ لا حَیًّا»» میباشد لذا هیچ اختلاف و تناقضی در دستوراتش برای هدایت بشر وجود ندارد و هیچ نقصی و کاستی در آن وجود ندارد و کامل است.
۲-در مقابل کلیه قوانین و مقررات زندگی که از طرف انسانها تدوین شده اند بعلت نقص و نیازمند بودن تدوین کننده قوانین و یافته های بشری دستخوش تغییرات قرار میگیرد لذا جامع و کامل یا بقول علما شرط کافی و کامل نیست.
در آیه ۲۴ سوره محمد (ص) به علت تدبرنکردن انسان در قرآن می پردازد، اینکه تدبر نمیکنند در قرآن بخاطر اینست که بر قلبهای آنها قفل زده شده است!!!
لذا می فهمیم که تعقل و تدبر ارتباط مستقیم با قلب انسان دارد، یعنی دو مرکز اساسی ِقوه تعقل و قلب( که محل نشست ادراکات برای عملی کردن آنهاست) از هم جدایی ناپذیرند، لذا اگر هر کدام معیوب باشند دیگری هم معیوب میشود ، ودر تعریف دیگر، هر گاه قوه تعقل و ادراکات در مسیر غیر خدا قرار گرفت قلب را نیز محل استقرار غیر خدا میکند لذا آنوقت راهی برای ورود خدا به قلب باقی نمی ماند، در حالی که اصالتا قلب انسانها باید جای خدا باشد ولی این انسان است که با اندیشه های شیطانی قلب خود را چراگاه شیطان می کند.
حال به چند عاملِ قفل شدن قلبها اشاره میکنیم:
۱- نفاق و دو رویی، منافقین بزرگترین دشمنان خدا و پیامبرانش در طول تاریخ بوده اند که بخاطر نقش مخربشان بخصوص اختلاف افکنی در صفوف مسلمانان و مؤمنین خداوند آنها را در قیامت به اسفل السافلین می اندازد زیرا ضرر آنها بیشتر از کفار میباشد.
۲- ایمان منقطع به خدا و رسولان و کتب آسمانی( هرجا دستورات خدا و رسولان مطابق خواست و میل آنها بوده قبول میکنند ولی مواردی که با منافع نامشروع آنها و هویٰ و هوس آنها در تضاد بود تکذیب و تمرد مینمایند)
در قرآن به شکلهای متعددی این گروه را معرفی مینماید که درواقع اینها همان کفار حقیقی ومنافقان ویژه هستند، مثلا در آیه ۱۵۰ سوره نساء میفرماید: کسانی که بین خدا و رسولان جدایی می افکنند یا بعضی پیامبران را قبول دارند و بعضی را تکذیب میکنند اینها کافران حقیقی هستند و این موضوع در آیه ۱۵۱ در ادامه آمده است.
۳- آیه ۲۵ سوره محمدص به مورد دیگری اشاره دارد: کسانی که بعد از روشن شدن هدایت برای آنها پشت به حق کردند،شیطان اعمال زشتشان را در نظرشان زینت داده و آنان را با آرزوهای طولانی فریفته است، خب پس یکی دیگر از عوامل قفل شدن قلب طولانی شدن آرزوهاست لذا انسانی که در این وادی قرار گرفت سیری پذیری ندارد، همانطوریکه همین چند سال در کشور خودمان دزدی و اختلاس های چند هزار میلیاردی را شاهدیم و خدا در قرآن از سیری ناپذیری انسان مثال میزند که اگر ۳ دره طلا وجود داشته باشد و دو تا دره طلا را به یک نفر بدهم میگوید آن دره سوم را هم میخواهم.
۴- در آیه ۲۶ همین سوره بیشتر توضیح میدهد: این قفل خوردن قلبها به این جهت است که: آنان به کسانی که نزول وحی الهی را کراهت داشتند گفتند: ما در بعضی از امور از شما پیروی میکنیم » در حالی که خداوند پنهانکاری آنها را میداند!! یعنی رابطه پنهانی و مخفی با مخالفان و دشمنان خدا و رسولان و کتب آسمانی خیانت به خدا و رسول و مؤمنین میباشد و از عوامل قفل شدن قلب میباشد.
۵- خدا را حاضر و ناظر به افکار و اعمال خود ندانستن ، واعتقاد قلبی به معاد و قیامت نداشتن، غیر خدا را در امور عالم مؤثر دانستن،. بی توجهی به اوامر و نواهی خدا در خوردن و آشامیدن و معاشرتها و معاملات و تجارت وروابط اجتماعی و سیاسی و عوامل متعدد دیگر باعث قفل شدن قلب میشود که در آیات مختلف و احادیث معصومین علیهم السلام آمده است، وبرای چنین افرادی تدبر در قرآن محلی از اِعراب ندارد، لذا پناه میبریم بخدا از شرّ شیاطین انسی و جنّی.
والسلام در پناه قرآن باشیم –