ابعاد ناشناخته جنایت اکباتان
ابعاد ناشناخته جنایت اکباتان
در این مطلب با نگاهی متفاوت به ماجرا پرداخته ایم و به چند سوال رایج پیرامون این موضوع از قبیل (آیا پدر بابک بک سایکوپات است/ سایکوپات کیست/ آیا اختلال این بیماران در زمره جنون و رافع مسئولیت کیفری است/ آیا مرزی بین عدم سلامت روان و جنون در مباحث حقوقی وجود دارد/ آیا نظام کیفری در مواجهه با این افراد باید از سیاست حذف سریع مجرم استفاده کند؟) پاسخ داده ایم.

تیرنگ نیوز- دکتر عرفان قادری جرم شناس و بزه دیده شناس: پدر با کمال خونسردی و بدون هیچگونه نگرانی و پشیمانی، کیسه هایی که در آن تکه‌ های جسد فرزندش قرار دارد، حمل کرده و به‌ داخل آسانسور می آورد. این خونسردی و آرامش پس از قتل، آن هم قتل فرزند و سپس مثله کردن، نوید‌ یک اختلال روانی را می دهد.

خرم دین پدر اکنون یک قاتل سریالی است. ابتدا طرح و نقشه را پی ریزی می کند، سپس قربانیان را پروفایل کرده‌ و اقدام به قتل به صورت یکسان و مشخص می کند، شیوه ای که تمام قاتلین سریالی انجام ‌می دهند.

طبق نظریه خنثی سازی قاتل برای موجه نشان دادن جنایات خود، سعی بر مقصر جلوه‌دادن قربانیان خود دارد و در توجیه رفتارش انحرافات اخلاقی را‌ علت قتل های خود می داند.

اکثر قاتلین سریالی در طول تاریخ دچار اختلالات شخصیتی بودند این اختلالات شامل خودشیفتگی، اختلالات مرزی و جامعه ستیزی بوده است.

اصولا افراد دارای اختلال شخصیت ضد اجتماعی بسیار خطرناک هستند و متاسفانه نظام کیفری در اکثر مواقع اعتقاد چندانی به بررسی جنبه های روانی، آسیب شناسی، ریشه یابی صحیح قاتلین در یک فرایند زمانی مدت دار ندارد و ترجیح می دهد با سرکوب هرگونه اختلالات روانی، سعی بر سالم انگاری داشته و به دنبال پاک کردن صورت مسله می باشند. نظام کفری علاقه دارد زودتر مرتکب را مجازات کرده تا از هیاهو و تنش ها در جامعه کاسته شود و نظم عمومی برقرار شود.

در صورتی که از منظر یک‌جرم‌شناس باید اجازه دقیق برای بررسی، روانکاوی ریشه یابی و علت و دلایل ارتکاب اینگونه قتل ها با کمک روانشناسان جنایی و سایر اهل فن اعطا شود تا با شناسایی افراد دارای حالت خطرناک با حالاتی  مشابه و همچنین هوشیار سازی مردم و‌ جامعه از طریق دادن نتایج و داده های تحقیق و آزمایشات بالینی صورت گرفته که از قاتلین بدست آمده دیگرو یا کمتر شاهد بروز اینگونه اتفاقات ناگوار و قتل های خشن در جامعه باشیم.

امثال این پدر و مادر با عدم بررسی دقیق و‌ کارشناسانه هیچگاه در جامعه تمام یا حتی کم نمی شوند به این دلیل که نظام کیفری در اکثر مواقع به جای حل مسله تنها به فکر نتیجه مورد نظر و سرعت در سیاست حذف مجرم می باشد.

پس سالم پنداشتن پیرمردی که از سال ۹۰ دست به قتل می زند، جسد را تکه تکه می کند و کسی از آن با خبر نمی شود و ۱۰ سال بعد زوایای جنایت اولش بر مبنای اقاریر خودش بر ملا می شود، نشان دهنده ی یک زنگ هشدار در خصوص وجود افرادی با حالات خطرناک و شخصیت ضد اجتماعی در‌جامعه هست که در میان ما  طردد ‌می کند، زندگی می کند و منتظر یک فرصت و یک بهانه برای اجرای اعمال شوم خود می باشند. پس بهتر است اینگونه افراد از لحاظ جنبه های روانی و حالات خطرناک بررسی دقیق و کارشناسانه شوند‌ و در نهایت پس از اتمام بررسی های لازم در نزد جرمشناسان‌ روانشناسان مخصوصا روانشناسان فعال در حوزه جنایی  و جامعه شناسان مجازات لازم بر‌ آنها اعمال شود.

با مداقه و بررسی اکثر قاتلین سریالی آنچه به‌وضوح دیده شد اکثر آن ها  از  اختلال شخصیت ضد اجتماعی یا همان سایکوپاتی رنج‌ می برند.

و اما سایکوپات به چه کسی اطلاق می گردد؟ فرد سایکوپات یک انسان کاملا بی‌ احساس، بی‌ترس، بی‌احتیاط و کسی است که از‌خود رفتار ضد اجتماعی بروز‌ می دهد. مهمترین شاخصه که در همه ی سایکوپات ها مشترک است عدم حس همدردی دلسوزی و عدم حس پشیمانی (فقدان عذاب وجدان) پس از انجام کار ناشایست است.

این افراد بدون حس ترحم، قادر به آزار دادن دیگران هستند. وجود خونسردی در قطعه قطعه کردن، بسته بندی کردن در کیسه و چمدان در چندین مرتبه بدون حس ناراحتی، و داشتن حالتی مغرورانه و حق به جانب اختلال سایکوپات بودن را در چنین فردی تقویت می کند. به مثابه خرمدین پدر که پس از اعتراف به عمل خود اقدام به شکرگزاری و رضایت از کار شنیع و ناپسند خود در نزد مقامات قضایی و خبرنگاران نمود.

وجود اختلال سایکوپاتی و یا همان شخصیت ضد اجتماعی که بیانگر عدم سلامت روان در این افراد است دال بر جنون و شیدای از منظر حقوق کیفری تلقی نمی گردد چه بسا بسیاری از آنان از منظر پزشکی قانونی مجنون شناخته نشده و از بار مسولیت کیفری رهایی پیدا نکرده اند.

در واقع در مباحث جنایی باید مرزی بین عدم سلامت و بهداشت روان و جنون نیز در نظر گرفت (همانطور که می دانید وجود جنون و شیدایی از عوامل رافع مسولیت کیفری و رهایی مرتکب از بار مجازات است) تشخیص جنون در مباحث حقوقی به معنای کم عقلی، بیخردی، نادانی، دیوانگی و حالتی روانی است که در آن شخص قادر به تشخیص درست از نادرست و تشخیص نتایج عملی و اخلاقی خود نیست.

‎ماده ۱۴۹ قانون مجازات تکلیف را ‌روشن کرده هرگاه مرتکب در زمان ارتکاب جرم، دچار اختلال روانی بوده به نحوی که فاقد اراده یا قوه تمیز باشد، مجنون محسوب می شود و مسئولیت کیفری ندارد .

با توجه به اظهارات و اقاریر متهمین و یافته های پلیسی در مرحله تحقیقات مقدماتی تا کنون، به نظر می رسد خرمدین پدر با توجه به اوضاع و احوال جرم دارای اختیار‌ و اراده بوده و همچنین قوای دماغی (مغزی) او از منظر نظام کیفری بدرستی کار میک رده و به میزانی نبوده که جنون و شیدایی تلقی گردد (ابتدا بیهوش کرده سپس مثله کرده و سپس جهت عدم شناسایی در سه نقطه از غرب تهران مخفی کرده است) در نتیجه می‌بینیم تمام اعمال ارتکابی را با عقل و اراده اندیشیدن، هوشیاری و استنتاج از جمع و‌ ترکیب معلومات خود انجام داده است.

با توجه به شرح و بسط های رقم خورده لازم به ذکر‌است در افراد سایکوپات قسمتى از مغز به نام آمیگدال یا بادامه که مرکز پردازش عواطف است، دچار کاستى‌هایى می‌شود.

آمیگدال، مرکز هیجانى مغز ماست که بر حافظه هیجانى تاثیر می‌گذارد. همچنین مشخصات چهره افراد را به صورت خودکار و سریع مورد پردازش قرار می‌دهد و در مورد بى‌خطر بودن یا نبودن افراد تصمیم می‌گیرد و این مبناى اعتماد و عکس‌العمل سریع ما نسبت به افراد می‌شود.

زمانى که این قسمت مغز دچار نقص یا آسیب می‌شود بر قضاوت فرد تاثیر می‌گذارد و می‌تواند عامل بروز واکنشى نابجا براى دفاع از خود در مقابل احساس خطرى غیرواقعى باشد.

سایکوپات ها اغلب ویژگی های مثبتی هم دارند، خوش صحبتند، افکار دیگران را درست حدس می زنند، در جزییات دقیق هستند و همچنین خلاق، حال از این ویژگی ها در کارهای منفی استفاده می کنند.‌ پدر خرم‌دین را تصور کنید که همه این ویژگی ها در او‌جمع بود او توانست ۱۰ سال اقدامات مجرمانه خود را با زیرکی و خلاقیت از منظر پلیس، اقوام و دوستان مخفی کند.

با توجه به بررسی و‌ مداقه پرونده قاتلین سریالی و قتل های مشابهه و قاتلینی‌ که‌دست به جنایات ‌بیشتر از قتل از قبیل قطعه قطعه کردن‌جسد می زنند اینگونه می‌توان‌ نتیجه گرفت هرچند این افراد از  سلامت و بهداشت روان برخوردار نیستند اما به نظر می رسد این عدم سلامت روان از منظر پزشکان قانونی و نظام کیفری نمی تواند در زمره جنون قرار گیرد و‌رافع مسولیت کیفری مرتکب باشد و مرتکب از بار مجازات رهایی پیدا  کند.

چه بسا از منظر روانشناسان چنین افرادی از اختلال روانی شدید برخوردار هستند و باید تحت درمان و اقدامات روانشناسانه قرار بگیرند بدون آنکه به دنبال ضمانت اجراهای کیفری از قبیل اعمال مجازات، اقناع وجدان عمومی و سیاست ‌حذف مجرم‌ نیز‌ باشند.

  • نویسنده : دکتر عرفان قادری