آزمون بزرگ حفاظت از طبیعت
آزمون بزرگ حفاظت از طبیعت
جنگل‌های هیرکانی مازندران، میراثی میلیون‌ها ساله و یکی از ارزشمندترین ذخایر طبیعی جهان هستند که علاوه بر تأمین اکسیژن، حفظ تنوع زیستی، جلوگیری از فرسایش خاک و تنظیم منابع آبی، نقش مهمی در تعادل اقلیمی شمال کشور ایفا می‌کنند.

تیرنگ، رضا شریعتی:

 

جنگل‌های هیرکانی مازندران، میراثی میلیون‌ها ساله و یکی از ارزشمندترین ذخایر طبیعی جهان هستند که علاوه بر تأمین اکسیژن، حفظ تنوع زیستی، جلوگیری از فرسایش خاک و تنظیم منابع آبی، نقش مهمی در تعادل اقلیمی شمال کشور ایفا می‌کنند. این جنگل‌ها که در فهرست میراث جهانی یونسکو نیز ثبت شده‌اند، امروز بیش از هر زمان دیگری با تهدیداتی همچون تغییر کاربری، آتش‌سوزی، ساخت‌وسازهای غیرمجاز و به‌ویژه قاچاق چوب دست‌وپنجه نرم می‌کنند. قاچاق چوب ضربه‌ای مستقیم به سرمایه‌ای ملی است که احیای آن دهه‌ها و حتی قرن‌ها زمان می‌برد.

 

در سال‌های اخیر، با وجود اجرای طرح تنفس جنگل و ممنوعیت بهره‌برداری تجاری از جنگل‌های شمال، فعالیت سودجویان پایان نیافته است. ارزش اقتصادی بالای برخی گونه‌های درختی، نیاز بازار به چوب و فعالیت شبکه‌های غیرقانونی، همچنان انگیزه لازم برای قطع درختان و انتقال مخفیانه آنها را فراهم می‌کند. بسیاری از این تخلفات در ساعات شب، مسیرهای فرعی و مناطق صعب‌العبور رخ می‌دهد؛ جایی که امکان نظارت مستمر دشوارتر است.

 

در قاچاق چوب با حذف پوشش جنگلی، خاک توان نگهداری آب را از دست می‌دهد و خطر وقوع سیلاب، رانش زمین و فرسایش خاک افزایش می‌یابد. از سوی دیگر، زیستگاه گونه‌های ارزشمند جانوری و گیاهی تخریب شده و زنجیره طبیعی اکوسیستم دچار آسیب می‌شود. این خسارت‌ها در نهایت بر زندگی مردم، کشاورزی، گردشگری و حتی اقتصاد استان اثر منفی می‌گذارد.

 

کارشناسان معتقدند بخشی از قاچاق چوب ریشه در مشکلات اقتصادی و معیشتی برخی جوامع محلی دارد. در مناطقی که فرصت‌های شغلی محدود است، برخی افراد به دلیل نیاز مالی جذب فعالیت‌های غیرقانونی می‌شوند. البته این مسئله به هیچ عنوان توجیه‌کننده تخریب جنگل نیست، اما نشان می‌دهد که مقابله با قاچاق چوب تنها با برخورد قضایی امکان‌پذیر نیست و باید برای ایجاد اشتغال پایدار نیز برنامه‌ریزی شود.

 

از سوی دیگر، تقاضای بازار برای چوب طبیعی نیز عامل مهمی در ادامه این چرخه است. توسعه زراعت چوب، افزایش تولید چوب در اراضی مستعد و حمایت از صنایع مرتبط می‌تواند بخشی از نیاز بازار را تأمین کرده و فشار بر جنگل‌های طبیعی را کاهش دهد. هرچه عرضه قانونی چوب بیشتر شود، انگیزه اقتصادی قاچاق نیز کاهش خواهد یافت.

 

تقویت تجهیزات حفاظتی، افزایش تعداد نیروهای یگان حفاظت منابع طبیعی، استفاده از پهپادها، دوربین‌های هوشمند، سامانه‌های پایش ماهواره‌ای و گشت‌های مشترک میان دستگاه‌های مسئول از جمله اقداماتی است که می‌تواند احتمال شناسایی متخلفان را افزایش دهد. همچنین برخورد سریع و قاطع دستگاه قضایی با عوامل اصلی قاچاق، نقش مهمی در بازدارندگی خواهد داشت.

 

در کنار اقدامات حاکمیتی، نقش مردم نیز بسیار تعیین‌کننده است. ساکنان روستاهای جنگلی، طبیعت‌گردان، کوهنوردان و فعالان محیط زیست می‌توانند با گزارش فعالیت‌های مشکوک، به حفظ جنگل‌ها کمک کنند. تجربه نشان داده است که هرجا مشارکت مردمی افزایش یافته، میزان تخلفات نیز کاهش پیدا کرده است.

 

فرهنگ‌سازی نیز حلقه گمشده حفاظت از جنگل‌هاست. آموزش دانش‌آموزان، تولید برنامه‌های رسانه‌ای، برگزاری پویش‌های مردمی و معرفی ارزش‌های اقتصادی و زیست‌محیطی جنگل‌ها می‌تواند نگاه جامعه را نسبت به این سرمایه ملی تغییر دهد. اگر مردم بدانند نابودی یک درخت کهنسال از دست رفتن بخشی از آینده فرزندانشان است، حساسیت عمومی نسبت به این موضوع افزایش خواهد یافت.

 

همچنین ضروری است زنجیره خرید و فروش چوب به‌طور دقیق رصد شود. کنترل انبارها، کارگاه‌های چوب‌بری و مراکز عرضه محصولات چوبی، صدور شناسنامه برای محموله‌های قانونی و رهگیری حمل‌ونقل چوب می‌تواند مسیر فعالیت قاچاقچیان را محدود کند. مبارزه با قاچاق زمانی موفق خواهد بود که علاوه بر مقابله با عاملان قطع درختان، بازار مصرف چوب قاچاق نیز کنترل شود.

 

مازندران به واسطه برخورداری از بخش بزرگی از جنگل‌های هیرکانی، مسئولیتی فراتر از مرزهای استانی بر عهده دارد. حفاظت از این میراث طبیعی، تنها وظیفه سازمان منابع طبیعی یا محیط زیست نیست، بلکه رسالتی ملی است که همکاری دولت، دستگاه قضایی، نیروهای انتظامی، رسانه‌ها، دانشگاه‌ها، سازمان‌های مردم‌نهاد و مردم را می‌طلبد.

 

جنگل‌های هیرکانی سرمایه‌ای هستند که نسل امروز آنها را از گذشتگان به ارث برده و موظف است سالم به آیندگان تحویل دهد. قاچاق چوب شاید سودی کوتاه‌مدت برای عده‌ای اندک داشته باشد، اما زیان آن متوجه همه مردم خواهد بود. آینده مازندران با آینده جنگل‌هایش گره خورده است؛ اگر امروز برای حفاظت از این گنجینه ارزشمند تصمیم‌های جدی و مؤثر گرفته نشود، فردا برای جبران خسارت‌ها بسیار دیر خواهد بود.