تیرنگ:
مازندران؛ استانی با بارشهای قابل توجه، رودخانههای متعدد و شیبهای تند کوهستانی است؛ ترکیبی که در کنار جنگل و دریا، زیبایی میآفریند اما در زمان بارشهای شدید، به یکی از کانونهای پرخطر سیلاب شهری تبدیل میشود. طی سالهای اخیر، تکرار آبگرفتگی معابر، طغیان رودخانهها و خسارت به مناطق مسکونی و کشاورزی، بار دیگر موضوع «مدیریت سیلاب در شهرهای مازندران» را به یکی از محورهای مهم برنامهریزی شهری و مدیریت بحران تبدیل کرده است. بررسی میدانی و نظر کارشناسان نشان میدهد با وجود برخی اقدامات انجامشده، هنوز فاصله قابل توجهی تا مدیریت یکپارچه و پیشگیرانه مدیریت سیلاب وجود دارد.
مازندران به دلیل قرار گرفتن بین البرز و دریای مازندران، دارای حوضههای آبریز کوتاه و پرشیب است. در چنین شرایطی، بارشهای شدید و کوتاهمدت میتواند در زمان اندک، حجم بالایی از رواناب ایجاد کند. این رواناب بهسرعت وارد رودخانهها و مسیلها میشود و در صورت تنگ بودن بستر یا انسداد مسیر، وارد بافت شهری خواهد شد. بسیاری از شهرهای استان نیز در امتداد رودخانهها یا در دشتهای سیلابی توسعه یافتهاند؛ موضوعی که ریسکپذیری را افزایش داده است.
یکی از چالشهای جدی، توسعه شهری بدون توجه کافی به نقشههای خطر سیلاب است. در سالهای گذشته، ساختوساز در حریم رودخانهها و مسیلها، تغییر کاربری اراضی و پوشاندن مسیرهای طبیعی هدایت آب، باعث شده ظرفیت جذب و عبور رواناب کاهش یابد. کارشناسان شهری میگویند در برخی شهرها، کانالهای هدایت آبهای سطحی متناسب با رشد جمعیت و گسترش بافت شهری بهروزرسانی نشده و همین موضوع در بارشهای شدید، به آبگرفتگی گسترده منجر میشود.
از سوی دیگر، وضعیت شبکه جمعآوری آبهای سطحی در بسیاری از شهرهای مازندران فرسوده یا ناکافی است. گرفتگی کانالها با رسوبات، زباله و نخالههای ساختمانی، کارایی این شبکهها را کاهش میدهد. در برخی مناطق، اتصال نادرست فاضلاب و آبهای سطحی نیز باعث اختلال در تخلیه سریع آب میشود. شهرداریها معمولاً پیش از فصل بارندگی اقدام به لایروبی میکنند، اما این اقدامات بیشتر مقطعی است و پاسخگوی بارشها نیست.
در حوزه مدیریت بحران، اگرچه سازوکار هشدار هواشناسی و آمادهباش دستگاهها نسبت به گذشته تقویت شده، اما حلقه اتصال «هشدار تا اقدام» هنوز کامل نیست. اعلام هشدار نارنجی یا قرمز زمانی مؤثر است که به برنامه عملیاتی مشخص در سطح شهر منجر شود؛ از تخلیه نقاط پرخطر تا استقرار تجهیزات و اطلاعرسانی محلی. در برخی رخدادها دیده شده که هشدار صادر شده، اما آمادگی عملیاتی در سطح محلات پایین بوده است.
کارشناسان تأکید میکنند که مدیریت سیلاب فقط موضوع شهری نیست و از بالادست حوضه آغاز میشود. تخریب جنگلها، کاهش پوشش گیاهی، دستکاری شیبها و راهسازیهای غیراصولی در مناطق کوهستانی، سرعت و حجم رواناب را افزایش میدهد. اجرای طرحهای آبخیزداری، احداث بندهای کوچک کنترل رسوب و تقویت پوشش گیاهی میتواند نقش مهمی در کاهش شدت سیلاب پیش از رسیدن به شهرها داشته باشد. با این حال، سرعت اجرای این طرحها کمتر از نیاز واقعی حوضههای آبریز استان ارزیابی میشود.
در بخش سازهای، دیوارهسازی رودخانهها، تعریض بستر، اصلاح پلها و نقاط گلوگاهی از جمله اقداماتی است که در برخی شهرها انجام شده، اما پراکندگی پروژهها و محدودیت منابع مالی، مانع پوشش کامل نقاط پرریسک شده است. برخی پلهای قدیمی با دهانه محدود، در زمان سیلاب مانند سد عمل میکنند و باعث برگشت آب به مناطق شهری میشوند. اصلاح این نقاط، نیازمند سرمایهگذاری هدفمند و اولویتبندی دقیق است.
مسئله دیگر، چندپارگی مدیریتی است. مدیریت سیلاب درگیر دستگاههای متعددی از جمله شهرداریها، آب منطقهای، منابع طبیعی، راهداری، مدیریت بحران و بخشداریهاست. متخصصان مدیریت بحران پیشنهاد میکنند ساختار «مدیریت یکپارچه حوضه» بهصورت عملیاتی و نه صرفاً اداری در استان فعال شود.
نقش مردم و آموزش عمومی نیز در این میان تعیینکننده است. بسیاری از خسارتهای سیلاب ناشی از رفتارهای پرخطر مانند ساختوساز در بستر مسیل، انباشت زباله در کانالها و بیتوجهی به هشدارهاست. آموزش محلی، مانورهای شهری و اطلاعرسانی هدفمند میتواند تابآوری اجتماعی را افزایش دهد. تجربه نشان داده محلاتی که آموزش دیده و سازماندهی محلی دارند، در زمان بحران عملکرد بهتری نشان میدهند.
فناوری نیز میتواند به کمک مدیریت سیلاب بیاید. استفاده از سامانههای پایش بارش و دبی رودخانه بهصورت برخط، مدلسازی سیلاب شهری، نقشههای پهنهبندی خطر و سامانههای هشدار سریع محلی، از ابزارهایی است که در بسیاری از مناطق دنیا به کاهش خسارت کمک کرده است. توسعه این زیرساختها در مازندران آغاز شده، اما هنوز فراگیر نشده است.
در مجموع، مدیریت سیلاب در شهرهای مازندران نیازمند تغییر رویکرد از «واکنش پس از حادثه» به «پیشگیری پیش از حادثه» است. کنترل ساختوساز در حریم رودخانهها، تقویت شبکه هدایت آبهای سطحی، توسعه آبخیزداری، یکپارچهسازی مدیریت و ارتقای آموزش عمومی، پنج محور کلیدی برای کاهش ریسک سیلاب در استان به شمار میرود. با توجه به روند تغییرات اقلیمی و افزایش احتمال بارشهای حدی، تعلل در این زمینه میتواند هزینههای انسانی و اقتصادی سنگینتری در سالهای آینده به همراه داشته باشد.
















































































