تیرنگ:
عسگری محمدیان در سال 1341 در ساری متولد شده است. او هنگامی که بیش از 14 سال نداشت، تمرینات کشتی را در شهر موطن خود زیر نظر رحیم تبریزی شروع کرد.
عسگری محمدیان در دو دوره از بازیهای المپیک، 1988 سئول و 1992 بارسلونا، در دستههای 57 و 62 کیلوگرم به نمایندگی ایران روی تشک رفت.حاصل کار او بسیار رضایتبخش بود؛ به طوری که در هر دو نوبت،از سکوی افتخار بالا رفت و به کسب دو نشان نقره نایل آمد. دریافت این نشان در نوع خود یگانه است؛ زیرا در بین سی و شش نشانآور کشورمان از بازیهای المپیک، کسی که صاحب دو نشان نقره میباشد، غلامرضا تختی است؛ ولی او یک نشان طلا هم بر سینه خود دارد؛ در حالی که محمدیان تنها دو نشان نقره را مالک است؛ دو نشانی که وضعیت او را در جدول نشان آوران یا صاحبان نشان نقره بازیها متفاوت نموده است و میبینیم که بلافاصله پس از هشت صاحب نشان طلای المپیک، جای خود را در ردهبندی باز کرده است. با او هم کلام شدیم:
تیرنگ: چگونه توانستید از میان رقیبان راه خود را بیابید؟
سلام و عرض ادب دارم خدمت مردم عزیز ایران. به هر حال، هر کسی که میخواهد به قله برسد، باید هر ثانیه با تلاش و کوشش زندگی کند.
بنده در سال ۱۳۶۷ (۱۹۸۸ میلادی) به مسابقات المپیک سئول اعزام شدم و افتخار داشتم تنها مدالآور کشورم باشم. در فینال، مقابل سرگئی بلوگلازوف، دارنده هشت مدال جهان و المپیک، روی تشک رفتم. متأسفانه سه ماه قبل از مسابقات دچار آسیبدیدگی شده بودم و با همان کتف مصدوم کشتی گرفتم. با این شرایط، مدال نقره را غنیمت دانستم.
برای رسیدن به قله، فقط استعداد کافی نیست؛ ممارست، تلاش مداوم و زندگی حرفهای در همه ابعاد، از خوراک و خواب گرفته تا تمرین و نظم، شرط اصلی موفقیت است.
تیرنگ: بارزترین تفاوت ورزشکاران امروز با همنسلان شما چیست؟
کشتی در مقاطعی دستخوش حوادث زیادی شد؛ حتی زمانی بحث حذف آن از المپیک مطرح بود. به همین دلیل، مقررات تغییر کرد. این تغییرات باعث شد کشتی از جذابیت و بازتاب گذشته فاصله بگیرد. امروز بیشتر شاهد هل دادن حریف برای خارج کردن پا از تشک هستیم و این موضوع از زیبایی فنی کشتی کم کرده است.
تیرنگ: مهمترین درس زندگی ورزشی شما چیست؟
ورزش به من آموخت که قبل از هر چیز، انسان باشیم. بسیاری قهرمان شدند، اما نتوانستند در قلب مردم جای بگیرند؛ در حالی که بعضیها، حتی بعد از سالها، هنوز در دل مردم زندهاند که نمونه آن پهلوان تختی است.
تیرنگ: قهرمان زندگی شما چه کسی است؟
مادر آسمانیام. پدرم وقتی برای حضور در جام تختی به تهران می آمد تصادف کرد و او را از دست دادم و بعد از آن، این مادرم بود که تمامقد از من حمایت کرد. اگر قهرمان شدم، ریشهاش در فداکاری و ایستادگی مادرم بود.
تیرنگ: اگر آرزویی برای مردم ایران داشته باشید؟
مردم ایران واقعاً شریف هستند. از خدا میخواهم هیچ پدر و مادری پیش فرزندان و خانواده، شرمنده نباشند.

















































































