به یاد گذشته‌ها
به یاد گذشته‌ها
کشتی لوچو آیینه‌ای از زیست جمعی مردمی است که پیروزی را برای خود نمی‌خواستند و شیرینی آن را با همه قسمت می‌کردند

 

تیرنگ:

کشتی لوچو آیینه‌ای از زیست جمعی مردمی است که پیروزی را برای خود نمی‌خواستند و شیرینی آن را با همه قسمت می‌کردند. در روزگاری که شالیزارها نه‌تنها محل کشت برنج، بلکه میدان نمایش مرام و مردانگی بود، لوچو معنایی فراتر از زور بازو داشت. پهلوانی در این میدان، نه با مدال و سکو، که با نگاه مردم و دعای ریش‌سفیدان سنجیده می‌شد. جایزه، هرچه بود، گوسفند یا گاومیش، سرانجام به سفره مردم می‌رسید؛ تا هیچ‌کس بیرون از دایره شادی نماند.

این سنت ریشه‌دار، سال‌ها ضرب‌آهنگ زندگی روستاهای مازندران بود. پس از برداشت برنج، وقتی خستگی از تن زمین و آدم‌ها بیرون می‌رفت، لوچو بهانه‌ای می‌شد برای گردهمایی، برای خندیدن، برای آشتی دادن قدرت با اخلاق. پهلوانان با شلوار مخصوص، دور میدان خاکی می‌چرخیدند و حریف می‌طلبیدند و مردم، حلقه‌وار، شاهد تولد حماسه‌ای ساده اما عمیق بودند.

اما امروز، همان شالیزارها خاموش‌اند و همان میدان‌ها بی‌تماشاگر. شهرنشینی، تغییر سبک زندگی و فاصله گرفتن از آیین‌های جمعی، کشتی لوچو را به حاشیه رانده است؛ تا جایی که نامش برای نسل جدید غریب به نظر می‌رسد. روایت پهلوانانی چون مصطفی رمضانی، نه فقط یادآوری یک ورزش، بلکه حسرت از دست رفتن بخشی از هویت فرهنگی مازندران است؛ هویتی که روزگاری صفا، تقسیم و همدلی را در اوج قدرت به نمایش می‌گذاشت.

✓صفای تقسیم جایزه میان مردم

یکی از سنت‌های مسابقات کشتی لوچو، تقسیم جایزه میان مردم و چشاندن شیرینی پیروزی به همگان است؛ سنتی که زمانه آن را تغییر داده و یا از بین برده است.

مصطفی رمضانی، یکی از پهلوانان و لوچوکاران پرآوازه بابلی از دوران رونق برگزاری کشتی لوچو تا ۴۰ سال پیش در استان می گوید و معتقد است تغییر سبک زندگی و شهر نشینی باعث نابودی بسیاری از آداب و رسوم از جمله این رشته ورزشی در مازندران شده است.

وی گفت : هرساله پس از برداشت برنج، ریش سفیدان روستاهای مختلف شهرستان بابل خود را برای برگزاری کشتی لوچو و دعوت از پهلوانان شهرهای مختلف آماده می کردند و در تمامی ماه های سال به غیر از فصل زمستان، کشتی لوچو در مرتع و یا زمین های کشاورزی برگزار می شد.

رمضانی اضافه کرد: تمام دلخوشی مردم تماشای کشتی پهلوانان لوچوکار بود و حتی یکی از انگیزه‌های برگزاری مراسم عروسی، اجرای رسم کشتی لوچو بود و داماد به عنوان تماشاچی ویژه دوست داشت در کنار زمین شالیزاری بنشیند و پنجه در پنجه شدن پهلوانان در کشتی لوچو را ببیند.

این پهلوان بابلی خاطرنشان کرد: متاسفانه در عروسی‌هایی که در این دوره زمانه حتی در روستاها برگزار می شود دیگر خبری از کشتی لوچو نیست و دامادها جشن عروسی خود را در تالارهای پذیرایی و با سبک جدید برگزار و بعد از آن زندگی مشترک خود را آغاز می‌کنند.

وی تصریح کرد: پهلوانی در کشتی لوچو در گذشته نشانه‌ای از قدرت و برتری در بین شهرها و روستاهای استان بود و پهلوان در بین مردم نمونه‌ای از صفا و مردانگی محسوب می شد، اما در زمان حاضر، پهلوانی به قهرمانی تبدیل شده و خصلت های پهلوانی که در بین مردم به عنوان اسوه و الگو مطرح بود، از بین رفته است.

رمضانی با اظهار این که مسابقات کشتی لوچو پرتماشاچی بود، گفت: شاید یکهزار تا پنج هزار نفر دور زمین شالیزاری برای تماشای کشتی لوچو می نشستند و کشتی گیران هر محله با پوشیدن شلوار مخصوص، دورمیدان می چرخیدند و برای خود حریف می‌طلبیدند.

وی فنون اصلی در کشتی لوچو را «لِنگ» یعنی از درون، پا را به پای حریف پیچ دادن و حریف را در جهت موافق چرخاندن، «مچ پا» به معنای زدن ضربه دست به مچ پای حریف، «پشت کاپ» یعنی از پشت ضربه ای به پاشنه پای حریف زدن و «فن کمر» برشمرد و ادامه داد : هر کس در این کشتی بطور همزمان دو زانو و یک آرنجش با زمین تماس بگیرد بازنده محسوب می شود.

این لوچوکار با سابقه گفت : پهلوانان در پایان مسابقه، گوسفند، گاو یا گاومیشی را که به عنوان جایزه تعیین و به چوب داخل زمین بسته می شد، تصاحب می کردند و به بقعه امامزاده‌ منطقه برده و پس از ذبح کردن، گوشت آن را بین مردم تقسیم می کردند.

✓در ورطه فراموشی

احیای رسم و رسوم پهلوانی کشتی لوچو گویی دیگر غیرممکن شده است؛ چون روشن کردن شمعی رو به باد. تلاش هایی هم آن گونه که حشمت امید، عضو انجمن کشتی لوچو مازندران در گفت‌وگویی اظهار کرد در سال های اخیر در این زمینه صورت گرفته ولی نتیجه ای در پی نداشته است.

این لوچوکار مازندرانی گفت : طی چهار سال اخیر با استفاده از ظرفیت خیران ورزشی تلاش شد برای احیای این رسم کهن اقدام شود، اما نتایج مطلوبی کسب نشد چون سبک و سیاق زندگی مردم تغییر کرده و کسی هم به فکر نبوده تا سنت های لوچو را هم با تغییرات زندگی هماهنگ کند.

وی افزود: در قدیم صاحب عروسی، زیرساخت و امکانات لازم را برای برگزاری کشتی فراهم می کرد، اما دیگر کشتی در جشن های عروسی برگزار نمی شود و برگزاری یک مراسم کشتی لوچو با اهدای ۱۰ راس گوسفند به برندگان کشتی و فراهم شدن دیگر زیرساخت ها نیازمند اعتبار است که انجمن کشتی لوچو چنین اعتباراتی را در اختیار ندارد.

امید گفت : حتی ریش سفیدان شهرها و روستاهای مازندران هم به دلیل مشکلات اقتصادی دیگر انگیزه ای برای برگزاری این آیین ندارند و انجمن کشتی لوچوی مازندران باوجود رنگ باختن این آیین در دل جامعه باید با رایزنی های اداری برای تامین اعتبار برگزاری کشتی لوچو در استان اقدام کند.

عضو انجمن کشتی لوچوی مازندران افزود : اداره کل ورزش و جوانان هم اعتباری به انجمن کشتی لوچو نمی دهد و در سال گذشته، پنج میلیون ریال به حساب این انجمن واریز کرد و با چنین رقم هایی نمی توان مسابقات کشتی لوچو را به همراه سنت هایش احیا کرد.

وی ادامه داد : کشتی گیران استان هم دیگر یا آزاد کار شدند و فرنگی کار، در نتیجه کشتی سالنی را به کشتی لوچو ترجیح می دهند. به عبارتی از زوایای مختلف که به این موضوع نگاه می کنیم می بینیم که این رشته ورزشی در مازندران در حال فراموشی کامل است.

عضو انجمن کشتی لوچوی مازندران با اظهار این که آخرین آثار مرام پهلوانی نهفته در کشتی لوچو را هم ممکن است در سال های آینده شاهد نباشیم، توضیح داد : بسیاری از مرام های پهلوانی که در بین کشتی گیران مازندرانی از جمله حسن یزدانی شاهد هستیم ریشه در کشتی لوچو دارد و برای حفظ ارزش‌های انسانی و پهلوانی در مازندران، باید برای حفظ این کشتی کار شود.

✓سخن پایانی

کشتی لوچو امروز در ایستگاه فراموشی ایستاده؛ جایی میان خاطره و حسرت. آنچه از این آیین کهن باقی مانده، بیشتر روایت است تا واقعیت؛ روایت پهلوانانی که هنوز باور دارند لوچو می‌تواند زنده بماند، اگر اراده‌ای برای هم‌نفس کردنش با زندگی امروز وجود داشته باشد. مشکل، تنها کمبود اعتبار مالی یا نبود زیرساخت نیست؛ مسئله اصلی، گسست میان سنت و زمانه جدید است.

همان‌طور که حشمت امید اشاره می‌کند، تلاش‌هایی برای احیای این رسم صورت گرفته، اما بدون برنامه‌ریزی فرهنگی و حمایت نهادی، این کوشش‌ها به جایی نرسیده است. لوچو می‌تواند با حفظ روح پهلوانی، قالبی تازه پیدا کند؛ قالبی که هم برای نسل جدید جذاب باشد و هم اصالت خود را حفظ کند. بی‌توجهی نهادهای مسئول و اعتبارات ناچیز، عملاً این ورزش بومی را به حاشیه رانده و میدان را به کشتی‌های سالنی سپرده است.

فراموشی لوچو، پاک شدن بخشی از حافظه جمعی مازندران است. مرامی که پهلوان را خادم مردم می‌دانست، نه قهرمانی جدا از آنان. مرامی که هنوز رد پایش را می‌توان در منش کشتی‌گیران بزرگی دید که از همین خاک برخاسته‌اند. اگر امروز برای لوچو کاری نشود، فردا باید در موزه‌ها دنبالش بگردیم.

احیای کشتی لوچو، احیای اخلاق، همدلی و مشارکت اجتماعی است. شمع این آیین اگرچه در معرض باد است، اما هنوز خاموش نشده؛ کافی است دستی باشد که آن را از گزند فراموشی پناه دهد.