کربلایی کاظم اکبری در این مصاحبه، بیواسطه و صریح، از فاصلهها، غفلتها و امکانهای تازهای میگوید که میتواند شهید علمدار را دوباره «قابل لمس» کند.
*شما از اولین مداحانی بودید که در یادواره شهید علمدار نوکری کردید. آن تجربه را چطور به یاد دارید؟
اگر بخواهم صادقانه بگویم، آن سالها برای ما آزمون اخلاص بود. یادم هست بزرگان یادواره، از جمله خانواده شهید، دغدغه داشتند که اگر «حالِ جلسه» درست شود، راه برای دیگر مداحان مازندرانی باز میشود. الحمدلله همان سال قرعه به نام ما خورد وهمانطور هم شد. من خودم را فقط عضو کوچکی از خانواده بزرگ ستایشگری اهلبیت میدانم، اما همان تجربه، مسیر نوکریام را عوض کرد. آن هنوز فضای یادواره مثل امروز گسترده نبود اما آن شب حس کردم این شهید، راه را باز میکند.
* شما شهید علمدار را ندیدهاید. برای نسل شما، چرا یادواره شهدا مهم است؟
ما شهدای دفاع مقدسِ نسل شهید علمدار را ندیدیم، اما ثمره خون آنها را زندگی میکنیم.اینکه امروز منِ مداح، راحت در این کشور هیئت میروم، آزادانه از امام حسین میخوانم، احترام میبینم، نتیجه امنیت و عزتی است که شهدا برایش جان دادند.
من در کشورهای دیگر مثل لبنان برنامه اجرا کردهام. آنجا برای یک شب هیئت، باید سالن را دلاری اجاره کنند. اما در ایران، این فضا به برکت خون شهدا مهیاست.نسل ما باید این «چرایی» را بفهمد؛ نه با شعار، بلکه با روایت درست.
* اگر خود شهید علمدار امروز زنده بود، یادوارهاش را چطور برگزار میکرد؟
شهید سید مجتبی علمدار فقط «شهید» نبود؛ آدمی بود جلوتر از زمانه خودش. هم در فکر، هم در عمل. حتی در انتخاب ملودیها و فرم مداحی، از فضای رایج استان جلوتر حرکت میکرد و از تهران تأثیر میگرفت. بهنظرم اگر امروز بود، بیش از هر چیز بر «نوآوری» تأکید میکرد. پس یادوارهاش هم باید نوآورانه باشد؛ نه صرفاً حفظ سنت، بلکه رساندن پیام به زبان امروز.
نسل Z با فرمهای کهنه ارتباط نمیگیرد. ما باید سیره شهید را با ابزارهای امروز از هنر و تصویر تا فضای مجازی و حتی هوش مصنوعی بازخوانی کنیم. او دنبال زنده شدن دلها بود، نه پررنگ شدن اسم خودش. اگر هیئتی راه انداخت، برای احیای دلها بود. اگر دعای عرفه برگزار کرد، برای پیوند مردم با امام حسین بود. به گمان من، امروز اگر بود، او هم از ابزارهای نو مثل فضای مجازی، تصویر، هنر و حتی هوش مصنوعی استفاده میکرد تا سیرهاش به زبان نسل امروز منتقل شود.
*برخی میگویند یادوارهها بیشتر برای دیدهشدن برگزارکنندگان است تا زنده نگه داشتن شهید. نظر شما چیست؟
سؤال مهمی است. بهگمان من، قدرت سید مجتبی امروز از زمان حیاتش هم بیشتر است. میگویند روزانه هزاران نفر به مزارش میآیند؛ این یعنی شهید نیازی به یادآوری ما ندارد. اگر یادوارهای برگزار میشود، باید برای «زنده شدن دلهای ما» باشد. خودِ سید در زمان حیاتش دنبال نام نبود؛ دنبال احیای دلها بود. هیئت ساخت، شب خاطره راه انداخت، دعای عرفه برگزار کرد تا مردم با امام حسین(ع) آشتی کنند.
*اگر سید مجتبی امروز بود، با فرمهای فعلی یادوارهها موافق بود؟
این پرسش، کلیدی است. من بهعنوان خادم هیئت، بارها از خودم پرسیدهام: اگر خودِ شهید بود، آیا به همین شکل مراسم میگرفت؟ یا دنبال درگیری اجتماعی و ارتباط مستمر با مردم بود؟ بهنظرم دومی درستتر است. باید کاری کنیم که نسل جوان هر روز و هر هفته با سیره شهید زندگی کند؛ نه اینکه سالی یکبار پوستر ببیند.
*شما زیاد از «درگیری اجتماعی» صحبت میکنید. منظورتان چیست؟
یعنی جوان بداند این شهید اهل رفاقت است، اهل دورویی نیست، اهل کلاه گذاشتن سر مردم نیست. نسل امروز پر از زخم بیاعتمادی است؛ از رفاقتهایی که شکسته، از وعدههایی که عملی نشده. اگر بفهمد رفاقت با شهید دو سر برد است، میماند. شهید علمدار ممیزی ندارد؛ مزارش درِ باز دارد، هر تیپی میآید و میماند. ما هم در یادوارهها باید همین سعه صدر را داشته باشیم.
*چرا نسل جوان امروز قهرمانهای هالیوودی را بهتر از قهرمانهای واقعی میشناسد؟
چون ما بد روایت کردهایم. قهرمان واقعی را «درشت» و دستنیافتنی معرفی کردهایم. از شهدا قدیس ساختیم. جوان میگوید ما که نمیرسیم. در حالیکه شهید هم خطا داشت، اما مراقبه داشت، توبه داشت، جهاد نفس داشت. اگر این را درست بگوییم، جوان نزدیک میشود. غرب با هنر قهرمان میسازد؛ ما با بیهنری، قهرمانهایمان را گم کردهایم.
*شما به «قانون دهگانه» شهید اشاره کردید. چرا این بخش کمتر شناخته شده؟
این قانون، یک نسخه عملیِ خودسازی است؛ بدون شعار.امروز در فضای مجازی پکیجهای معنویِ دروغین فروخته میشود، اما ما نتوانستیم این گنج واقعی را درست معرفی کنیم.اگر این قانون با زبان امروز، تصویر، روایت کوتاه و کاربردی ارائه شود، نسل جوان میفهمد که شهید، دستنیافتنی نبود؛ انسانی بود که مراقبه داشت، خطا میکرد، اما برمیگشت.
*فکر میکنید چرا برخی جوانها با «شهید» فاصله دارند؟
مشکل جوانها با شهدا نیست؛مشکلشان با کسانی است که نام شهید را میبرند اما شبیه شهید زندگی نمیکنند.نسل امروز دنبال صداقت است.وقتی میبیند شهید علمدار برای مزارش هیچ ممیزی نگذاشته، هر تیپی را پذیرفته، با دلها کار کرده، جذب میشود.او دنبال قهرمان خیالی نیست؛ دنبال انسانی واقعی است که خیانت نکند، دورو نباشد، رفاقت را بفهمد.
*شما از رفاقت با شهید حرف میزنید؛ این یعنی چه؟
یعنی اگر با اخلاص سراغش بروی، کم نمیگذارد.من بارها در اجراها، با حنجره خسته، به سید مجتبی توسل کردم.باور کنید صدا باز شد.اینها شعار نیست؛ تجربه زیسته است.شهید زنده است.قدرتش امروز حتی از زمان حیاتش بیشتر است.
* اگر بخواهید یک پیام مستقیم به نسل دهه ۸۰ و ۹۰ بدهید؟
این شهید، قهرمان دستنیافتنی نیست.در همین شهر راه رفته، با مردم زندگی کرده، اشتباه کرده، برگشته، رشد کرده.اگر شهید علمدار را درست معرفی کنیم،نسل جوان به جای بتمن و قهرمان خیالی،میگوید: قهرمان من واقعی است.
* و حرف آخر؟
سید مجتبی بلد بود کجا بایستد. نه همیشه وسط جمع، نه همیشه بالای سن. گاهی کنج یک هیئت، گاهی کنار یک جوان ساکت، گاهی جایی که دیده نمیشد. او اعتقاد داشت اگر کسی دلش شکست، اول باید کنارش بنشینی، نه اینکه برایش شعار بدهی. برای همین هم بود که جوانها جذبش میشدند؛ نه چون قهرمان جنگ بود، بلکه چون قهرمانِ شنیدن بود.
اگر امروز بود، من مطمئنم بهجای اصرار بر قالبهای قدیمی، سراغ زبان امروز میرفت؛ شاید یک رسانه، شاید یک جمع خودجوش، شاید حتی گفتوگوهایی که هیچوقت ضبط نمیشد. چون برای او اصل، اثر بود، نه دیدهشدن.
اگر یادوارهها فقط برای «زنده نگه داشتن نام شهید» باشد، ناقص است.یادواره باید دلها را زنده کند.شهید علمدار برای دلها کار میکرد؛اگر ما هم شبیه او شویم، نسل جوان خودش میآید.
بعضی شهدا با سالگرد زنده نمیمانند؛ با ارتباط زنده میمانند. مداح اکبری در این گفتوگو از سید مجتبی علمدار گفت؛ از هیئتی که قرار نبود فقط گریه بسازد، بلکه قرار بود آدم بسازد. اکبری برخاسته از نسل امروز معتقد بود یادواره شهید سید مجتبی علمدار اگر درست تبیین شود، میتواند نسلها را کنار هم بنشاند؛ بدون شعار، بدون فیلتر. او قهرمانی واقعی است؛ نه اسطورهای دور، نه قاب عکسی روی دیوار. اگر سیرهاش را به زبان امروز بگوییم، نسل جوان خودش راه را پیدا میکند.





















































































