تیرنگ، حجت الاسلام و المسلمین حاج محمد حسین گلکار استاد و محقق حوزه و دانشگاه و معاونت پژوهش مرکز تخصصی حوزوی تمدن اسلامی
سوم رجب، روزی است که آسمان، سنگینتر از همیشه به نظر میرسد؛ نه از ابر، که از اندوهِ خاموشی یک «امامِ زندگی». شهادت امام علی بن محمد الهادی(ع)، فقط پایان زیست زمینی یک معصوم نیست؛ زنگِ هشداری است برای انسان امروز که در هیاهوی سرعت، تصویرهای پرزرقوبرق و زیستِ سطحی، آرامآرام مسیر را گم کرده است. امام هادی، امام «هدایتِ بیصدا»ست؛ امامی که بیشتر آنکه خطابه کند، راه میسازد؛ آنکه پیش از سخن گفتن از دین، شیوهٔ زندگی را اصلاح میکند.
ماه رجب، ماه پالایش است؛ ماه مکث. و شهادت امام هادی(ع) در این ماه، دعوتی جدی برای بازگشت به درون است. رجب آمده تا یادمان بدهد قبل از آنکه حساب اعمالمان رسیدگی شود، به حساب «جهت زندگی»مان برسیم. پرسش اصلی این روزها این نیست که چقدر عمل انجام دادهایم، بلکه این است: «به کدام سمت حرکت میکنیم؟»
امام هادی(ع) در دشوارترین شرایط سیاسی و امنیتی میزیست؛ دورانی که دستگاه خلافت عباسی، امام را تحت شدیدترین مراقبتها قرار داده بود. سامرا، برای امام، فقط یک شهر نبود؛ تبعیدی حسابشده بود. اما شگفت اینجاست: امامی که ظاهراً در تنگنا بود، دلهای فراوانی را آزاد کرد. زیرا هدایت، وابسته به میدان و منبر نیست؛ وابسته به «صحت جهت» است.
در زندگی امروز ما نیز شرایط چندان متفاوت نیست. بسیاری از انسانها، ظاهراً آزادند اما در باطن، اسیر خواستهها، مقایسهها، ترسها و تأییدطلبیها هستند. امام هادی(ع) به ما میآموزد که اولین گامِ هدایت، «آزادی درون» است. انسانی که دلش وابسته به نگاه دیگران است، هرگز به مقصد نمیرسد؛ حتی اگر همهٔ مسیرهای بیرونی برایش باز باشد.
عرفان امام هادی(ع)، عرفانِ گوشهنشینی جدا از جامعه نیست؛ عرفان «حضور آگاهانه» است. او به شیعیانش یاد داد که میتوان در دل فشار، دیندار بود؛ در دل کار، خدا را دید؛ و در دل زندگی روزمره، اهل معنا ماند. این همان نیازی است که انسان معاصر بیش از هر زمان دیگری تشنهٔ آن است: معنویتی که از زندگی فرار نکند، بلکه زندگی را معنا کند.
یکی از گنجینههای عرفانی مکتب امام هادی(ع)، «زیارت جامعه کبیره» است؛ متنی که فقط برای خواندن در حرم نیست، بلکه نقشهٔ راه زندگی مؤمنانه است. در این زیارت، امامان «دعاة الی الله» معرفی میشوند؛ دعوتکنندگان به سوی خدا، نه به سوی خود. این جمله، یک معیار عملی برای زندگی امروز ما میسازد: هر جا منِ واقعیمان پررنگتر از حقیقت شد، بدانیم از مسیر هدایت فاصله گرفتهایم.
شهادت امام هادی(ع) به ما یادآوری میکند که حق، همیشه پر سر و صدا نیست. گاهی حق، آرام قدم میزند، کم دیده میشود و کمتر تشویق میگیرد. اما ماندگار است. بسیاری از انتخابهای غلط زندگی ما، از همینجا شروع میشود: ما صدای بلندتر را با حقیقت اشتباه میگیریم. امام هادی(ع) الگویی است برای انتخاب راه درست، حتی وقتی تبلیغ نمیشود و تشویق ندارد.
در سطح کاربردی، سیرهٔ امام هادی(ع) یک نسخهٔ جدی برای مدیریت زندگی است: کمگویی، دقت در رفتار، اصالت در نیت و استقامت در اصول. امامی که حتی دشمنانش به وقار، حلم و انسجام رفتارش اذعان داشتند. در دنیایی که هیجان، جای حکمت را گرفته، و واکنش سریع، ارزش تلقی میشود، امام هادی(ع) به ما میآموزد که «تعجیل»، یکی از سرچشمههای لغزش است.
رجب، ماه استغفار است و سوم رجب، روز عبرت. استغفارِ حقیقی، فقط طلب بخشش نیست؛ بازنگری است. بازنگری در سبک زندگی، در نوع ارتباطها، در اهدافی که برای آنها انرژی میگذاریم. شهادت امام هادی(ع) از ما میپرسد: «اگر امروز معیار حق شدی، چقدر تابِ تنها ماندن داری؟» این سؤال، ساده نیست؛ اما صادقانه است.
امام هادی(ع) به ما نشان داد که میتوان در اقلیت بود و اصیل ماند؛ میتوان تحت فشار بود و مسیر را گم نکرد؛ و میتوان مظلوم بود، اما منفعل نشد. این دقیقاً همان چیزی است که انسان امروز در بحرانهای خانوادگی، شغلی و هویتیاش به آن نیاز دارد: اصالتِ آرام، نه هیجانِ ناپایدار.
سوم رجب، فرصت سوگواری صرف نیست؛ فرصت «تصمیم» است. تصمیم برای آنکه هدایت را از سطح شعار، به سبک زندگی بیاوریم. تصمیم برای آنکه پیش از تغییر جهان، خودمان را اصلاح کنیم. و تصمیم برای آنکه در دل شلوغیها، جهت را گم نکنیم.
سلام بر امام هادی(ع)، امامِ سکوتهای روشنگر.
سلام بر او که بدون فریاد، راه شد.
و سلام بر دلهایی که در این روز اندوهناکِ رجب، تصمیم میگیرند آرامتر، عمیقتر و آگاهانهتر زندگی کنند؛ که این، عمیقترین شکلِ عزاداری است.




















































































