تیرنگ، حجت الاسلام و المسلمین حاج محمد حسین گلکار استاد و محقق حوزه و دانشگاه و معاونت پژوهش مرکز تخصصی حوزوی تمدن اسلامی
در آغاز رجب، گویی زمان آرامتر قدم برمیدارد. دل، زودتر بیدار میشود و آسمان، مهربانتر از همیشه به زمین نزدیک میشود. رجب فقط نام یک ماه در تقویم نیست؛ رجب «آستانه» است، مرز ورود به فصلی که خدا در آن، بندگانش را نه با شلاق تکلیف، که با نسیم دعوت صدا میزند. ماهی که در روایات «شهرالله الاصب» نام گرفته؛ ماهی که رحمت الهی در آن «صبّاً صبّاً» فرو میریزد، بیدریغ و پیدرپی.
اول رجب، آغاز یک گفتوگوی دوباره است؛ گفتوگوی بندهای که شاید مدتی سکوت کرده، با خدایی که هرگز قطع سخن نکرده است. این ماه، تمرین بازگشت است، تمرین لطافت. اگر رمضان میدان جهاد با نفس است، رجب کلاس آمادگی روح است؛ جایی که دل، آهسته گرد و غبار روزمرگی را میتکاند.
در روایات آمده است که رجب «حبلالله» است؛ طنابی آویخته میان آسمان و زمین. هر کس به آن چنگ بزند، بالا کشیده میشود. اما حقیقت این طناب، اعمال ظاهری صرف نیست؛ بلکه حالِ دل است. ذکر، استغفار، دعا و صلوات در رجب، بیش از آنکه عمل باشند، «زبان شوق»اند. شوقِ بندهای که میخواهد دوباره دیده شود.
چه زیباست که آغاز این ماه نورانی، با میلاد باقر العلوم، امام محمد بن علی علیهماالسلام گره خورده است؛ امامی که شکافتن را معنا کرد، نه فقط در علم، که در جان انسان. «باقر» یعنی آنکه پردهها را میشکافد؛ پرده جهل، پرده عادت، پرده برداشتهای سطحی از دین.
رجب، ماه شکافتن است و امام باقر، امام شکافتن. این همزمانی، تصادف نیست. رجب به ما میآموزد از پوستهها عبور کنیم و امام باقر(ع) میآموزد چگونه. اگر دین، به ظاهر اعمال خلاصه شود، به سرعت به عادت تبدیل میشود؛ اما وقتی فهم عمیق وارد شود، دین به «حیات» بدل میگردد.
امام محمد باقر(ع) در دورهای ظهور کرد که جامعه اسلامی، زخمی از سیاست، اختلاف و تحریف بود. بسیاری نماز میخواندند، اما نمیفهمیدند؛ روزه میگرفتند، اما نمیدیدند. مأموریت امام، بازگرداندن «عقلانیت وحیانی» به متن دینداری بود؛ اینکه انسان، هم عبادت کند و هم بفهمد چرا.
در نگاه امام باقر(ع)، معرفت بدون تهذیب خطرناک است و عبادت بدون معرفت، ناتمام. شاید به همین دلیل است که رجب، ماه استغفار است؛ «استغفرالله و اسأله التوبة». استغفاری که فقط اعتراف به خطا نیست، بلکه اعتراف به نادانی است؛ اعتراف به اینکه بسیاری از آنچه میدانستیم، سطحی بوده است.
رجب، دعوت به خلوت است. خلوتی برای پرسیدن یک سؤال اساسی: «من در کدام لایه از دین ایستادهام؟» در لایه عادت؟ لایه ترس؟ یا لایه فهم و محبت؟ این همان سؤالی است که مکتب امام باقر(ع) در برابر انسان میگذارد. او میخواست شیعه، فقط مقلد نباشد؛ «عارف» باشد، یعنی بشناسد و سپس انتخاب کند.
فضیلت رجب، فقط در پاداشهای چندبرابری اعمال نیست؛ فضیلت اصلی آن، تغییر جهت دل است. رجب به ما فرصت میدهد قبل از آنکه رمضان ما را به میدان مبارزه بکشاند، زخمهایمان را ببینیم. کسی که در رجب با خود صادق نشود، در رمضان با نفس خود صادق نخواهد بود.
میلاد امام باقر(ع) در این ماه، یادآور این حقیقت است که راه خدا، از جهل نمیگذرد. نمیتوان عاشق خدا بود و از فهم گریخت. نمیتوان اهل معنویت بود و عقل را تعطیل کرد. عرفان بیمعرفت، توهم است و معرفت بیتزکیه، غرور. امام باقر، تعادل این دو را به ما آموخت.
اول رجب، روز خوبی است برای یک تصمیم کوچک اما واقعی: تصمیم به «فهمیدن بیشتر». فهمیدن نماز، روزه، دعا، رابطه، اخلاق، انتخابها. جامعهای که مکتب باقرالعلوم را جدی بگیرد، جامعهای سطحی نخواهد بود؛ نه در دینداری، نه در قضاوت، نه در رفتار.
رجب آمده است تا بگوید هنوز دیر نشده است. هنوز میشود بازگشت. هنوز میشود دل را نرم کرد، فکر را عمیق کرد و مسیر را اصلاح نمود. و امام محمد باقر(ع) گواه این پیام است که خدا، همیشه برای بندگانش معلم میفرستد؛ معلمی که نه فقط درس میدهد، بلکه «راه دیدن» میآموزد.
سلام بر رجب، ماه بیداریهای آرام.
سلام بر باقر العلوم، امامِ فهمیدن.
و سلام بر دلهایی که تصمیم میگیرند در این آغاز نورانی، عمیقتر زندگی کنند، نه فقط بیشتر عبادت




















































































