تیرنگ، حجت الاسلام و المسلمین حاج محمد حسین گلکار استاد و محقق حوزه و دانشگاه و معاونت پژوهش مرکز تخصصی حوزوی تمدن اسلامی
در هیاهوی تقویمها، روزهایی هستند که از حد یک مناسبت فراتر میروند؛ روزهایی که به یک «میثاق» شبیهاند. بیستم جمادیالثانی، سالروز میلاد فاطمه زهرا (س)، تنها جشن ولادت یک بانوی بزرگ تاریخ نیست، بلکه سالگرد رونمایی از کاملترین «الگوی انسان» در هیئت یک زن است. اما امروز، در عصر سرعت و سرگشتگی، چگونه میتوان از این الگو غبارروبی کرد و نسخهای کارآمد برای زن امروز ارائه داد؟
مشکل از آنجا آغاز میشود که ما فاطمه (س) را در هالهای از نور قدسی چنان محصور کردهایم که دستنیافتنی به نظر میرسد. او را در مقام «دختر پیامبر»، «همسر علی» و «مادر حسنین» ستایش میکنیم، اما از شناخت هویت مستقل و کنشگر او غافل میمانیم. این نگاه، اگرچه سرشار از محبت است، اما فاطمه (س) را به یک نماد موزهای تقلیل میدهد؛ زیبا، مقدس، اما دور از دسترس.
نگاه نو به فاطمه (س) از شکستن همین قاب آغاز میشود. او فرشتهای نبود که بر زمین هبوط کرده باشد؛ او انسانی بود که در متن سختترین طوفانهای تاریخی، انتخابهایش او را به اوج انسانیت رساند. فاطمه (س) نه یک شخصیت منفعل، بلکه یک «مهندس هویت» بود. زندگی کوتاه اما پربرکت او، یک «نظامنامه جامع» برای چگونه زیستن است که میتوان آن را در سه لایه تحلیل کرد:
۱. لایه عمودی: میحراب؛ ایستگاه شارژ روح
رابطه فاطمه (س) با خدا، یک عبادت فردی و گریز از دنیا نبود. میحراب او، «اتاق فرمان» زندگیاش بود. آنجا که از سرچشمه هستی نیرو میگرفت تا در میدانهای اجتماعی، سیاسی و خانوادگی، قوی و استوار بایستد. نمازش، صرفاً خم و راست شدن نبود؛ بلکه تنظیم دقیق قطبنمای وجودش به سمت حق بود. تسبیحات مشهور او، یک ذکر لسانی صِرف نیست؛ بلکه معماری یک جهانبینی است: «الله اکبر» برای شکستن بتهای درونی و بیرونی، «الحمدلله» برای دیدن نعمتها در دل سختیها، و «سبحان الله» برای درک پاکی مطلق خداوند از هر نقص و شریکی. زن امروز، در دنیایی که اضطراب و پوچی او را محاصره کرده، بیش از هر چیز به چنین «ایستگاه شارژ روحی» نیاز دارد تا در برابر طوفانها کم نیاورد.
۲. لایه درونی: «اُمّ اَبیها»؛ معماری یک شخصیت مستقل
لقب شگفتانگیز «مادرِ پدرش» که پیامبر (ص) به او داد، کلید فهم شخصیت درونی فاطمه (س) است. این لقب به معنای آن است که یک دختر جوان، میتواند برای بزرگترین مرد تاریخ، پناهگاه، تکیهگاه و مرکز آرامش باشد. این یعنی او در عین جوانی، به بلوغی عاطفی و عقلی رسیده بود که میتوانست کوه رنجهای رسالت را بر دوش پدر سبک کند. هویت او وابسته به دیگران نبود؛ بلکه خود، «محور» و «تکیهگاه» بود. زن امروز که میان دوگانه «وابستگی تحقیرآمیز» و «استقلال ویرانگر» سرگردان است، در این الگو میآموزد که میتوان در عین ارتباط عمیق و مؤثر با دیگران، شخصیتی مستقل، قوی و پناهگاه داشت.
۳. لایه افقی: خطبه فدک؛ مانیفست یک زن تمدنساز
کنشگری اجتماعی و سیاسی فاطمه (س)، نقطهای است که اغلب نادیده گرفته میشود. خطبه فدک، یک گلهگزاری شخصی برای پس گرفتن یک قطعه زمین نبود؛ بلکه یک مانیفست سیاسی-عقیدتی برای دفاع از کل بنای امامت و عدالت بود. او در برابر انحرافی که پایههای تمدن نبوی را هدف گرفته بود، یکتنه ایستاد. با منطقیترین استدلالها، تاریخ را به شهادت طلبید و مسیر حق را برای آیندگان روشن کرد. او نشان داد که یک زن مسلمان، در خانه نمینشیند تا سرنوشت جامعهاش توسط دیگران رقم بخورد. او در حساسترین بزنگاه تاریخ، مرزبان هویت و فریاد عدالت است. این بُعد از زندگی او، به زن امروز جرئت و جسارت میبخشد تا نسبت به سرنوشت جامعه خود بیتفاوت نباشد و در عرصه عمومی، یک کنشگر آگاه و تأثیرگذار باشد.
نتیجهگیری: روز زن، روز بازگشت به «الگوی فاطمی»
روز زن، روز خرید گل و هدیه نیست؛ روز بازاندیشی در مفهوم «زن بودن» است. دنیای مدرن، دو تصویر ناقص از زن ارائه میدهد: یا یک موجود زینتی و مصرفگرا، یا انسانی که برای اثبات خود، باید هویت زنانه خویش را انکار کند. اما الگوی فاطمی، راه سوم است: میتوان در اوج لطافت زنانه، قویترین کنشگر اجتماعی بود. میتوان در عین خانهداری و تربیت نسل، بصیرترین تحلیلگر سیاسی بود. میتوان در عمق میحراب عبادت، تأثیرگذارترین فرد در میدان جامعه بود.
روز زن، روز بازگشت به این الگوی جامع است؛ الگویی که به ما میآموزد زن بودن، نه محدودیت است و نه نقطه ضعف، بلکه یک «ابَرقدرت» برای ساختن جهانی انسانیتر، عادلانهتر و معنویتر است.




















































































