شانزدهم آذر: روزی که خون دانشجو، قطب‌نمای وجدان یک ملت شد
شانزدهم آذر: روزی که خون دانشجو، قطب‌نمای وجدان یک ملت شد
شانزدهم آذر یک تاریخ بر روی تقویم نیست؛ یک میثاق است. یک نبض تپنده که از دهلیزهای دانشکده فنی دانشگاه تهران در سال ۱۳۳۲ آغاز شد و خون گرمش را در رگ‌های هر نسلی از دانشجویان ایران جاری ساخت.

تیرنگ، حجت الاسلام و المسلمین حاج محمد حسین گلکار استاد و محقق حوزه و دانشگاه و معاونت پژوهش مرکز تخصصی حوزوی تمدن اسلامی

شانزدهم آذر یک تاریخ بر روی تقویم نیست؛ یک میثاق است. یک نبض تپنده که از دهلیزهای دانشکده فنی دانشگاه تهران در سال ۱۳۳۲ آغاز شد و خون گرمش را در رگ‌های هر نسلی از دانشجویان ایران جاری ساخت. آن روز، گلوله‌ای که سینه‌ی «شریعت‌رضوی»، «قندچی» و «بزرگ‌نیا» را شکافت، تنها جسم سه جوان را بر سنگفرش سرد دانشگاه نینداخت؛ بلکه به مغز یک ملت شلیک کرد تا بیدار بماند. ۱۶ آذر، روز اثبات این نظریه است که «دانشگاه، قلب تپنده جامعه است» و اگر این قلب از تپش بایستد یا به بی‌تفاوتی مبتلا شود، مرگ تدریجی یک تمدن آغاز شده است.

اما امروز، پس از گذشت بیش از هفتاد سال، چگونه باید آن روز را فهمید؟ آیا روز دانشجو صرفاً روز تکرار شعارهای عدالت‌خواهانه و استکبارستیزانه است؟ یا فرصتی برای بازخوانی یک «رسالت تاریخی» در دنیایی که ابزارها، تهدیدها و فرصت‌هایش به کلی دگرگون شده است؟

نگاه نو به ۱۶ آذر این است که بفهمیم جوهر آن روز، «اعتراض» نبود؛ بلکه «مسئولیت‌پذیری» بود. آن سه آذرخشِ جاویدان، قربانی یک «نه» بزرگ شدند؛ «نه» به انفعال، «نه» به پذیرش سلطه، و «نه» به جدا شدن سرنوشت دانشگاه از سرنوشت مردم. آنان نیاموخته بودند که دانشجو موجودی تک‌ساحتی است که تنها وظیفه‌اش کسب نمره و مدرک باشد. آنان دانش را نه ابزاری برای رفاه شخصی، که سلاحی برای دفاع از حقیقت و کرامت یک ملت می‌دانستند.

امروز، میدان نبرد دانشجو تغییر کرده است. اگر دیروز دشمن، کودتای نظامی و حضور فیزیکی بیگانگان بود، امروز دشمن در الگوریتم‌های هوش مصنوعی، در مدل‌های اقتصادی وابسته، در بحران‌های زیست‌محیطی، در فروپاشی هویت فرهنگی و در جنگ شناختی پنهان شده است. سنگر دانشجو دیگر نه فقط حیاط دانشگاه، که آزمایشگاه‌های علمی، کتابخانه‌ها، استارتاپ‌های دانش‌بنیان و پلتفرم‌های تولید محتوای عمیق است.

فریاد دانشجوی امروز، نه فقط در شعار، که در کدهای یک نرم‌افزار برای حل مشکلات ملی، در فرمول یک داروی جدید برای کاهش درد بیماران، در نظریه‌ی یک علوم انسانی‌دان برای ترمیم شکاف‌های اجتماعی، و در هنر یک فیلمساز برای روایت حقیقت‌های ناگفته، شنیده می‌شود. رسالت دانشجوی امروز، تبدیل «دانش» به «توانایی» و «توانایی» به «تعهد اجتماعی» است.

دانشجوی آرمان‌خواه امروز کسی نیست که صرفاً ساختارهای سیاسی را نقد کند؛ بلکه کسی است که با علم خود، ساختارهای بهتری را «طراحی» می‌کند. او می‌داند که مبارزه با فقر، تنها با شعار ممکن نیست؛ نیازمند ارائه مدل‌های کارآمد اقتصادی است. او می‌فهمد که استقلال فرهنگی با انزوا به دست نمی‌آید؛ بلکه با تولید فکر و فرهنگ جذاب و رقابتی در مقیاس جهانی محقق می‌شود.

شانزدهم آذر به ما یادآوری می‌کند که دانشجو، «وجدان نقّاد» جامعه است. کسی که جرئت می‌کند بپرسد: «چرا؟». کسی که در برابر مشکلات، به جای غر زدن، به دنبال «راه‌حل» می‌گردد. کسی که می‌داند اگر او برای ساختن فردای این سرزمین پیش‌قدم نشود، دیگران آن را آن‌گونه که می‌خواهند، خواهند ساخت.

خون آن سه شهید، جوهری شد که بر لوح تاریخ این سرزمین نوشت: «آنجا که دانش هست، باید تعهد هم باشد.» این میراث گران‌بها امروز بر دوش شماست. دانشگاه نه پایان راه، که تمرین‌گاه ساختن فرداست. هر کلاس درس، هر مقاله علمی، هر بحث و گفتگو، آجری است که یا در بنای یک تمدن مستقل و پیشرو به کار می‌رود، یا در دیوار بلند بی‌تفاوتی و انفعال.

امروز، هر دانشجو یک شانزدهم آذر است؛ به شرط آنکه بداند چرا اینجاست و برای چه فردایی تلاش می‌کند. روزتان مبارک، معماران آینده ایران.