تیرنگ:
ممنوعیت ورود به جنگلهای سوادکوه که از سوی فرماندار شهرستان اعلام شده، یکی از معقولترین تصمیمهای حفاظتی سالهای اخیر در مدیریت جنگلهای هیرکانی است؛ تصمیمی که نهتنها گردشگران و طبیعتگردان، بلکه دامداران و حتی بومیان منطقه را نیز شامل میشود. چنین محدودیتی که تا وقوع اولین بارش ادامه خواهد داشت، نشاندهنده سطح بالای نگرانی نسبت به وضعیت جنگلها پس از آتشسوزیهای اخیر است. این ممنوعیت از سوی ستاد مدیریت بحران شهرستان تصویب و به تمام نهادهای اجرایی مرتبط، شامل بخشداران، دهیاران، رؤسای جهاد کشاورزی و منابع طبیعی، ابلاغ شده و اجرای فوری آن مورد تأکید قرار گرفته است. همین گستردگی اجرای مصوبه نشان میدهد که مسئله، صرفاً یک دستور اداری نیست؛ بلکه سیاستی حیاتی برای جلوگیری از تبدیل بحرانهای پراکنده به یک فاجعه بزرگ است.
شرایط جنگلهای هیرکانی در روزهای اخیر، مجموعهای از عوامل حساس را در کنار هم قرار داده است. خشکی پوشش گیاهی، کاهش رطوبت خاک، افزایش دما و وزش بادهای محلی باعث شدهاند عرصههای جنگلی مستعد شعلهور شدن کوچکترین جرقه باشند. آتشسوزیهای اخیر نیز بهوضوح نشان دادند که سرعت انتشار آتش در چنین شرایطی بسیار بالاست و مهار آن در مناطق شیبدار و صعبالعبور میتواند نیروهای امدادی را با دشواری جدی مواجه کند. از این منظر، تصمیم ستاد مدیریت بحران اقدامی کاملاً پیشدستانه است.
نکته مهم این است که ممنوعیت ورود به جنگلها لزوماً بهمعنای مقصر دانستن گردشگران یا دامداران نیست؛ بلکه نتیجه تحلیل شرایط طبیعی است. در وضعیت خشکی شدید، حضور انسان میتواند احتمال وقوع حادثه را بالا ببرد. جابهجایی گیاهان خشک، باز ماندن مسیرها، باقی ماندن زبالههایی مانند شیشه یا حتی فعالیتهای عادی دامداران، میتواند بسترهای خشک را در معرض تابش خورشید قرار دهد یا مسیر گسترش آتش را تسهیل کند.
از نگاه مدیریت بحران، تصمیم اخیر چند هدف کلیدی را دنبال میکند. نخست، کاهش احتمال ایجاد آتشسوزی جدید. دوم، فراهم کردن فرصتی برای استقرار کامل نیروهای حفاظتی و بررسی دقیق وضعیت نقاط آسیبپذیر. سوم، ایجاد یک دوره تنفس برای جنگلها تا با وقوع اولین بارش، رطوبت محیطی افزایش یابد. چهارم، ارسال یک پیام اجتماعی قوی درباره شکنندگی جنگلهای هیرکانی.
حلقه مهمی از این تصمیم، مشارکت عمومی است. فرماندار سوادکوه از همه طبیعتگردان، کوهنوردان، دامداران و اهالی منطقه درخواست کرده که برای حفاظت از جنگلهای هیرکانی همکاری کنند. این درخواست، بخش حیاتی تحلیل مدیریتی ماجراست. بدون همراهی مردم، هیچ ممنوعیتی حتی با شدیدترین نظارتها بهطور مؤثر اجرا نمیشود. جنگلهای هیرکانی گستردهاند و نیروهای حفاظتی محدود. بومیان و طبیعتگردان، اگر همراه باشند، تبدیل به چشمهای حفاظتی ارزشمندی میشوند که میتوانند به کاهش خطر کمک کنند.
در مقطع کنونی، افزایش سطح هشدار در جنگلهای شمال کشور یک ضرورت است. تغییر اقلیم سالهای اخیر، الگوی طبیعی بارش را تغییر داده و دورههای خشکی را طولانیتر کرده است. در فصلهای کمبارش، ریسک جنگل بسیاری از مناطق شمالی بهطور قابلتوجهی بالا میرود. سوادکوه نیز با پوشش جنگلی انبوه، درههای عمیق و زمینهای شیبدار، یکی از مناطقی است که گسترش آتش در آن میتواند بهسرعت از کنترل خارج شود. این واقعیت، ضرورت تصمیمهای سخت اما ضروری را بیشتر میکند.
بررسی پیامدهای مثبت این ممنوعیت نشان میدهد که چنین تصمیمی میتواند نقش تعیینکنندهای در حفاظت کوتاهمدت و بلندمدت ایفا کند:
1. جلوگیری از آغاز آتشسوزیهای جدید
مهمترین مزیت تصمیم، حذف کامل عامل انسانی در دوره پُرخطر است. در شرایط خشکی، حتی یک اشتباه کوچک میتواند به فاجعهای بزرگ تبدیل شود.
2. افزایش توان نظارت نیروهای منابع طبیعی
با حذف رفتوآمد عمومی، نیروهای حفاظتی میتوانند تمرکز بیشتری بر شناسایی نقاط بحرانی، لکههای داغ و بقایای آتش داشته باشند.
3. جلوگیری از آسیبهای جانبی به پوشش گیاهی
کاهش ورود دام و انسان در دوره خشکی، روند تخریب طبیعی را کند میکند و به جنگل امکان میدهد بدون فشار انسانی باقی بماند.
4. افزایش آگاهی عمومی
این ممنوعیت، علاوه بر جنبه حفاظتی، جنبه فرهنگی و آموزشی نیز دارد. مردم متوجه میشوند که وضعیت جنگلها به حالت هشدار رسیده و حفاظت از آنها نیازمند رفتار مسئولانه است.
5. کاهش هزینههای مهار بحران
پیشگیری همیشه ارزانتر از اطفا است. تصمیم اخیر عملاً هزینههای احتمالی در آینده را کاهش میدهد.
جنگلهای هیرکانی میلیونها سال عمر دارند و بازمانده دورههای دیرینهشناسی هستند. نابودی هر بخش از آنها، صرفاً از بین رفتن چند درخت نیست؛ بلکه حذف بخشی از میراث طبیعی کره زمین است.
تصمیم فرمانداری سوادکوه را باید در چارچوب یک استراتژی پیشگیرانه و مبتنیبر تحلیل دقیق وضعیت جنگلها ارزیابی کرد. آتشسوزیهای اخیر نشان دادند که حتی بخشهای مرطوب و همیشهسبز نیز در برابر تغییرات اقلیمی آسیبپذیرند. بنابراین، اقدامات سختگیرانه تنها زمانی نتیجه میدهند که پیش از وقوع فاجعه و در زمانی که شرایط طبیعی هشدار میدهد، اجرا شوند. ممنوعیت اخیر دقیقاً در همین نقطه حساس اتخاذ شده است.
این تصمیم اگر با مشارکت مردم همراه شود، میتواند الگوی موفقی برای حفاظت از جنگلهای شمال در دورههای خشکی باشد. اما اگر همراهی عمومی شکل نگیرد، اجرای آن دشوار خواهد شد. در نهایت، حفاظت از جنگلهای هیرکانی مسئولیتی جمعی است؛ مسئلهای که با همکاری همه گروهها معنا پیدا میکند. دوره ممنوعیت فعلی، آزمونی برای سنجش این همکاری و فرصتی برای بازگشت ایمنتر به جنگلها پس از اولین بارش خواهد بود.





















































































