تیرنگ، روزبه مفیدیان، نخبه، پژوهشگر و مدرس دانشگاه:
شمال ایران، با طبیعتی سبز، جنگلهای انبوه، رودخانههای زلال و سواحل چشمنواز، سالهاست بهعنوان نگین گردشگری کشور شناخته میشود. اما این بهشت طبیعی، امروز با زخمی عمیق روبهروست؛ زخمی بهنام پسماند. معضل انباشت زباله در استانهای مازندران، گیلان و گلستان نهتنها چهرهی زیبای این مناطق را مخدوش کرده، بلکه تهدیدی جدی برای سلامت مردم، محیط زیست و منابع آب و خاک به شمار میآید.
✓ریشههای بحران
در نگاه نخست، افزایش تولید زباله در شمال کشور بیش از هر چیز ناشی از رشد جمعیت و گردشگری بیرویه است. بر اساس آمارهای رسمی، در ایام تعطیل، جمعیت شهرهای ساحلی شمال چند برابر میشود. این افزایش ناگهانی جمعیت، حجم پسماند تولیدی را بهشدت بالا میبرد، در حالی که زیرساختهای مدیریت زباله در این مناطق برای چنین ظرفیتی طراحی نشده است.
از سوی دیگر، تفکیک زباله از مبدأ هنوز بهطور جدی و فراگیر در این استانها اجرا نشده است. بیشتر زبالهها، بهویژه زبالههای تر، بهصورت مخلوط جمعآوری و در محلهای دفن غیر اصولی رها میشوند. نبود زیرساختهای بازیافت، کمبود بودجه، مدیریت ناپیوسته و ضعف در آموزشهای عمومی، باعث شده که چرخهی مدیریت پسماند در شمال کشور ناکارآمد باقی بماند.
✓دفن زباله در دل طبیعت
یکی از تلخترین واقعیتهای مدیریت پسماند در شمال کشور، دفن زباله در دل جنگلها، حاشیهی رودخانهها و زمینهای کشاورزی است. در استان مازندران، سایتهای دفن زباله مانند عمارت ساری و انباردشت تنکابن سالهاست به معضلی زیستمحیطی تبدیل شدهاند. شیرابههای حاصل از تجزیهی زبالهها، وارد سفرههای زیرزمینی، رودخانهها و حتی دریای خزر میشوند و خطر آلودگی آب، خاک و محصولات کشاورزی را چند برابر میکنند.
در گیلان نیز، وضعیت سایتهای سطلسر رشت و لاکان سالهاست مورد اعتراض فعالان محیط زیست است. انباشت میلیونها تُن زباله در این مناطق و ورود شیرابه به رودخانههای منتهی به سفیدرود، تهدیدی برای اکوسیستم منطقه محسوب میشود. در استان گلستان نیز اگرچه جمعیت کمتر است، اما نبود امکانات تفکیک و بازیافت، مشکل را به همان اندازه جدی کرده است.
✓تهدیدی برای سلامت مردم
پسماند، تنها یک مشکل ظاهری یا زیباییشناختی نیست. گسترش دفن غیراصولی زبالهها، زمینهساز شیوع بیماریها، آلودگی منابع آب و افزایش گازهای گلخانهای است. شیرابهی زبالهها حاوی فلزات سنگین و ترکیبات سمی است که میتواند موجب آلودگی شدید منابع آب آشامیدنی شود. از سوی دیگر، سوزاندن زباله در فضای باز، که در برخی مناطق همچنان انجام میشود، باعث تولید گازهای سمی مانند دیوکسین و فوران میشود که اثرات مخربی بر سلامت انسان دارد.
سازمان بهداشت جهانی بارها هشدار داده که تماس طولانیمدت با چنین مواد و گازهایی، میتواند باعث بروز بیماریهای تنفسی، پوستی و حتی سرطان شود. در نتیجه، بحران پسماند در شمال کشور تنها یک مسألهی زیستمحیطی نیست، بلکه یک مسألهی بهداشتی و انسانی است.
✓راهحلها و تجربههای جهانی
کشورهای زیادی در جهان با چالش مدیریت پسماند مواجه بودهاند، اما تجربههای موفق نشان میدهد که راهحل، در تغییر نگرش و اجرای سیاستهای پایدار نهفته است. تفکیک زباله از مبدأ، اولین و مهمترین گام در این مسیر است. در کشورهای توسعهیافته، مردم از خانهها زبالههای خشک و تر را جدا میکنند، و شهرداریها سیستمهای جداگانه برای جمعآوری و بازیافت دارند.
همچنین، تبدیل پسماند به انرژی یکی از روشهای مدرن مدیریت زباله است. با استفاده از فناوریهای پیشرفته، میتوان زبالههای غیرقابل بازیافت را به برق یا سوخت تبدیل کرد. البته اجرای چنین پروژههایی در ایران نیازمند سرمایهگذاری، انتقال فناوری و نظارت دقیق است تا از تبدیلشدن به منبع جدید آلودگی جلوگیری شود.
✓نقش مردم و فرهنگسازی
هیچ برنامهای بدون همراهی مردم موفق نخواهد شد. فرهنگسازی در زمینهی کاهش تولید زباله، تفکیک از مبدأ و مصرف مسئولانه، از ضروریترین گامها برای حل بحران پسماند است. رسانهها، مدارس، نهادهای فرهنگی و سازمانهای مردمنهاد میتوانند نقش مؤثری در این زمینه ایفا کنند.
در سالهای اخیر، برخی کمپینهای مردمی در شمال کشور برای پاکسازی سواحل و جنگلها شکل گرفته که نشان از رشد آگاهی عمومی دارد. اما برای پایداری این حرکتها، باید آموزش و حمایت نهادی از آنها تداوم یابد.
✓چالشهای مدیریتی و قانونی
یکی از دلایل اصلی تداوم بحران پسماند در شمال، نبود مدیریت یکپارچه و ضعف در اجرای قوانین است. با وجود تصویب «قانون مدیریت پسماند» در سال ۱۳۸۳، بسیاری از مواد این قانون بهدرستی اجرا نشده است. ناهماهنگی بین دستگاههای مختلف، از شهرداریها گرفته تا سازمان حفاظت محیط زیست و وزارت کشور، باعث شده که مسئولیتها بهطور دقیق مشخص نباشد.
همچنین، کمبود بودجه شهرداریهای شمالی، مانع اصلی در نوسازی ناوگان جمعآوری زباله و احداث کارخانههای کمپوست یا زبالهسوز استاندارد است. در حالی که بخش خصوصی میتواند در این زمینه نقش مؤثری ایفا کند، نبود مشوقهای اقتصادی و عدم حمایت مالی، انگیزهی سرمایهگذاری را کاهش داده است.
✓آیندهای سبز، اگر بخواهیم
بحران پسماند در شمال کشور، بحرانی خودساخته است و حل آن نیز در گروی ارادهی جمعی است. تجربهی شهرهایی مانند نوشهر و بابل در اجرای طرح تفکیک از مبدأ و احداث کارخانههای کمپوست، نشان میدهد که حرکت بهسمت مدیریت پایدار ممکن است. اما این مسیر نیازمند برنامهریزی بلندمدت، شفافیت، نظارت مردمی و مشارکت واقعی همهی ذینفعان است.
اگر نخواهیم امروز برای نجات جنگلها، رودخانهها و دریای خزر تصمیمی بگیریم، فردا شاید خیلی دیر باشد. شمال ایران شایستهی هوایی پاک، خاکی سالم و آیندهای سبز است؛ آیندهای که تنها با مدیریت علمی، فرهنگسازی عمومی و ارادهی مسئولان ساخته میشود.





















































































