تیرنگ:
پرستاران، قلب تپنده نظام سلامتاند؛ کسانی که شب و روز، دور از هیاهوی ستایشها، در کنار بیماران میمانند، امید تزریق میکنند و خستگی نمیشناسند. با این حال، بسیاری از آنان سالهاست از «بیمهری» و «بیتوجهی» در سیاستگذاریهای حوزه سلامت گلایه دارند. از کمبود نیرو و حقوق نامتناسب گرفته تا فشار کاری و کمرنگ شدن امنیت شغلی، چالشهایی است که سایه سنگین خود را بر زندگی سفیدپوشان مهربانی انداخته است.
✓ کمبود نیروی انسانی؛ فشاری مضاعف بر دوش خسته پرستاران
یکی از مهمترین مشکلات پرستاران در کشور، کمبود شدید نیرو است. بر اساس استانداردهای جهانی، نسبت پرستار به تخت بیمارستانی باید حدود یک به یک باشد، اما در بسیاری از بیمارستانهای ایران این نسبت گاه به یک به پنج یا حتی بیشتر میرسد.
این کمبود سبب شده پرستاران در هر شیفت، وظایف چند نفر را به تنهایی انجام دهند. نتیجه، خستگی مفرط، فرسودگی شغلی و کاهش کیفیت خدمات درمانی است. بسیاری از پرستاران ناچارند شیفتهای طولانی را تحمل کنند، بیآنکه استراحت کافی داشته باشند.
به گفتهی یکی از پرستاران بیمارستان «وقتی به ازای هر چند تخت، فقط یک پرستار هست، نمیتوان به همه بیماران آنطور که باید رسیدگی کرد.»
✓ حقوق و مزایا؛ فاصله میان زحمت و مزد
مسئلهی دیگر، عدم تناسب میان حجم کار و میزان دریافتی است. در حالیکه پرستاران نقش محوری در درمان بیماران دارند، حقوق آنان در مقایسه با پزشکان و حتی برخی کارکنان اداری بسیار پایینتر است.
بسیاری از پرستاران میگویند حمایت از آنان میتواند بخشی از مشکلات معیشتی آنان را کاهش دهد، اما تا امروز نتیجه ملموسی احساس نکردهاند.
یکی از پرستاران باسابقه میگوید: «حقوق ما با توجه به تورم و هزینههای زندگی اصلاً کافی نیست. با شیفتهای سنگین هم، باز دخل و خرج با هم نمیخواند. خیلی از همکاران مجبورند کار دوم داشته باشند.»
✓ شیفتهای طاقتفرسا و فرسودگی شغلی
پرستاری از جمله مشاغلی است که استرس، خستگی و مسئولیت سنگین در آن نهادینه شده است. شبکاریهای پیدرپی، مواجهه روزانه با بیماران بدحال، و فشار روانی ناشی از خطاهای احتمالی، سلامت جسمی و روحی پرستاران را تهدید میکند.
پژوهشهای انجامشده نشان میدهد درصد قابل توجهی از پرستاران از علائم افسردگی و اضطراب شغلی رنج میبرند. این موضوع، نهتنها زندگی شخصی آنان را تحت تأثیر قرار میدهد، بلکه در بلندمدت بر کیفیت خدمات درمانی نیز اثر منفی میگذارد.
یکی از پرستاران بخش اورژانس چنین میگوید: «بیمار جانش را به ما میسپارد، اما ما حتی فرصت غذا خوردن نداریم. گاهی ساعتها با لباس حفاظتی در کرونا کار کردیم، بدون اینکه کسی حتی یادش باشد ما هم خانواده داریم.»
✓ بیثباتی شغلی و قراردادهای موقت
در سالهای اخیر، بخش زیادی از پرستاران با قراردادهای موقت، شرکتی یا ۸۹ روزه مشغول به کارند؛ قراردادهایی که نه امنیت شغلی دارند و نه مزایای کافی.
در حالیکه کشور با کمبود پرستار روبهروست، بسیاری از فارغالتحصیلان پرستاری به دلیل نبود استخدام رسمی، یا مهاجرت میکنند یا ناچارند در بیمارستانهای خصوصی با شرایط نامطلوب کار کنند. این وضعیت، نوعی «ناامنی روانی شغلی» ایجاد کرده که انگیزه کار را کاهش داده است.
یکی از کارشناسان حوزه سلامت میگوید: «وقتی پرستار نگران تمدید قراردادش است، نمیتواند با تمرکز کامل کار کند. باید نظام استخدامی شفاف و عادلانهای برای این قشر تعریف شود.»
✓ مهاجرت پرستاران؛ زنگ خطر برای نظام سلامت
به گفته مسئولان سازمان نظام پرستاری، در سالهای اخیر موج مهاجرت پرستاران ایرانی به کشورهای حاشیه خلیج فارس، اروپا و … رو به افزایش گذاشته است. علت اصلی، پایین بودن سطح درآمد و نبود امنیت شغلی عنوان میشود.
در حالی که آموزش یک پرستار برای کشور هزینهبر است، خروج نیروهای متخصص به معنای از دست رفتن سرمایه انسانی ارزشمند است. این روند، چنانچه مهار نشود، میتواند آینده نظام سلامت را با چالش جدی روبهرو کند.
✓مشکلات ساختاری
بسیاری از پرستاران معتقدند بخشی از مشکلاتشان ناشی از نظام مدیریتی متمرکز و غیرمنعطف در بیمارستانهاست. تصمیمگیریها اغلب بدون حضور نمایندگان پرستاران انجام میشود. در حالیکه پرستاران میتوانند نقش مؤثری در سیاستگذاریهای حوزه سلامت داشته باشند، اما صدای آنان شنیده نمیشود.
از سوی دیگر، نبود فرصتهای ارتقای شغلی و آموزشی نیز انگیزه را کاهش داده است. پرستارانی که سالها در محیط درمانی فعالیت کردهاند، اغلب امکان ارتقا به ردههای مدیریتی یا پژوهشی ندارند و احساس «رکود شغلی» میکنند.
✓ کرونا؛ نقطه عطفی تلخ در تاریخ پرستاری
همهگیری کرونا چهره واقعی فداکاری پرستاران را به جامعه نشان داد. آنان در خط مقدم مقابله با ویروس، شب و روز در کنار بیماران ماندند و صدها نفر از آنان جان خود را از دست دادند.
اما پس از فروکش کردن بحران، بسیاری از پرستاران میگویند «فراموش شدهاند». وعدههای دادهشده درباره پاداش، جذب نیرو و افزایش حقوق بهطور کامل عملی نشد. همین موضوع، احساس بیانصافی را در میان جامعه پرستاری تقویت کرده است.
✓ مطالبات روشن و معقول
در گفتوگو با پرستاران از نقاط مختلف کشور، مجموعهای از مطالبات مشترک شنیده میشود:
1. اجرای کامل و عادلانه قانون تعرفهگذاری خدمات پرستاری.
2. استخدام رسمی نیروهای شرکتی و موقت.
3. افزایش تعداد پرستاران بهتناسب تختهای بیمارستانی.
4. بهبود وضعیت حقوق و مزایا و پرداخت بهموقع آنها.
5. توجه به سلامت روان و ایجاد برنامههای حمایتی.
6. مشارکت پرستاران در تصمیمگیریهای مدیریتی حوزه سلامت.
این خواستهها نه غیرمنطقیاند و نه غیرقابلاجرا؛ تنها نیاز به ارادهای جدی از سوی مسئولان دارد.
✓ سخن پایانی؛ ضرورت بازنگری در نگاه به پرستاران
پرستاران، فقط ارائهدهندگان خدمات درمانی نیستند؛ آنان محور انسانی نظام سلامتاند. نادیده گرفتن مشکلاتشان، به معنای تضعیف ستون فقرات سیستم درمانی کشور است. اگرچه در سالهای اخیر گامهایی برای بهبود وضعیت برداشته شده، اما راه درازی تا رسیدن به نقطه مطلوب باقی مانده است.
شاید بهترین هدیه در روز پرستار، نه لوح تقدیر و نه گل، بلکه تصمیمی عملی برای اصلاح وضعیت آنان باشد. تا زمانی که پرستار، امنیت شغلی، معیشتی و روانی نداشته باشد، سلامت جامعه نیز در خطر خواهد بود.
پرستاران هر روز با لبخند، درد را تسکین میدهند؛ اما پشت آن لبخند، هزاران دغدغه نهفته است که تنها با درک، عدالت و اقدام مؤثر آرام میگیرد.





















































































