تیرنگ، روزبه مفیدیان
دبیر کارگروه انرژی، مدرس و پژوهشگر دانشگاه
شهرستان ساری، بهعنوان مرکز استان مازندران، با برخورداری از موقعیت جغرافیایی ویژه، زیرساختها و پیشینه آموزشی قابل توجه، سالهاست منتظر راهاندازی یک مجموعه دانشگاهی جامع و همهجانبه است؛ طرحی که برای تحقق آن مصوبهای ۱۷ ساله در استان معطل مانده و اکنون بیش از هر زمان دیگری نیازمند بهکارگیری ارادهای مشترک از سوی دانشگاهیان، نخبگان، نمایندگان مجلس، مسئولین محلی و عالی استان است.
دلیل اصلی لزوم ایجاد یک دانشگاه جامع در ساری را میتوان در چند محور مهم خلاصه کرد: نخست، عدالت آموزشی؛ جوانان مرکز استان حق دارند در شهر خود به تحصیل در رشتهها و مقاطع متنوع دسترسی داشته باشند و مجبور نباشند برای ورود به دستگاه آموزش عالی به دیگر شهرها یا استانها مهاجرت کنند.
دوم، بهرهگیری از ظرفیتهای علمی، پژوهشی و انسانی منطقه: در حال حاضر دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری در مقاطع مختلف فعالیت دارد و میتواند هسته اولیه این تحول باشد.
سوم، توسعه اقتصادی–اجتماعی استان؛ دانشگاه جامع میتواند به عنوان محلی برای ایجاد فناوری، همکاری صنعت–دانشگاه، جذب نخبگان و رونق منطقهای ایفای نقش کند. بنابراین، این نه صرفا یک مطالبه دانشگاهی، بلکه یک ضرورت راهبردی برای استان مازندران است.
اما واقعیت آن است که علیرغم مصوبه ارتقاء مجتمع کشاورزی ساری به دانشگاه جامع در سفر دولت نهم در سال ۱۳۸۵، روند اجرائی بهطور مداوم با تأخیر مواجه شده و تنها ارتقاء به «دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی» تحقق یافته است. اکنون با انتصاب رئیس جدید دانشگاه کشاورزی ساری، فرصت تازهای برای احیا و تسریع این روند فراهم شده است. دانشگاهیان، نخبگان و مسئولین باید این فرصت را جدی بگیرند و با همکاری و همافزایی، موانع پیشرو را بردارند.
نقش نمایندگان مجلس، فرماندار ساری، فرماندار میاندورود، استاندار مازندران، رئیس بنیاد نخبگان مازندران و سایر مسئولان استانی و محلی در این مسیر کلیدی است. آنان باید با تأمین حمایتهای سیاسی، مالی و تسهیلاتی برای این طرح، نشان دهند که ارتقاء علمی مرکز استان را جدی گرفتهاند. همزمان، جامعه دانشگاهی و نخبگان استان نیز باید پایکار بیایند و با تولید مطالعات، شناسایی نیازهای منطقه، پیشنهاد رشتهها و ساختارها، همراهی جدّی کنند. طرح ایجاد دانشگاه جامع در ساری با توجه به سابقه و زیرساختهای موجود نه آرزویی دستنیافتنی، بلکه پروژهای قابل اجراست که نیاز به تدبیر، اراده و اقدام دارد.
در کنار اینها، رئیس جدید دانشگاه کشاورزی ساری مسئولیت دارد که با یک برنامه مدون و شفاف، مذاکرات با وزارت علوم، تحقیقات و فناوری را پیگیری کند، روند تبدیل دانشگاه را به جامع و همهجانبه تسریع نماید، و با جذب دانشجو، تأسیس دانشکدهها و رشتههای جدید، اقدامات عملی آغاز شود. بهویژه اینکه ظرفیت ساختمان دانشکده علوم پایه این دانشگاه در روزهای اخیر افتتاح شده است، اما بهطور عملی فعال نشده است. این نشان میدهد که زیرساختها وجود دارد؛ آنچه کم است، اراده برای فعالسازی و حرکت به سمت جامع شدن است.
اگر این فرآیند با هماهنگی کامل بین دانشگاه، نخبگان و مسئولین اجرایی شود، ساری میتواند تبدیل شود به قطب علمی استان، با رشتهها و دانشکدههایی که پاسخگوی نیازهای امروز و آینده منطقه است: از مهندسی، علوم انسانی، علوم پایه گرفته تا فناوری، هنر و کسبوکار. وبلاگها نیز فهرستی از رشتههای پیشنهادی برای دانشگاه جامع ساری ارائه دادهاند که نشان میدهد ظرفیتهای بکر آموزشی منتظر استفاده هستند.
اما اگر باز هم این فرصت مغفول بماند، استان مازندران نهتنها از انسانهای نخبه و تحصیلکرده محروم خواهد ماند، بلکه مرکز استان ساری در مقایسه با دیگر مراکز استانها که دانشگاه جامع یا مشابه آن دارند، عقب خواهد ماند. بیتردید این نتیجهای نیست که شهروندان و دانشگاهیان بپذیرند. لذا اکنون زمان آن رسیده که همه ارکان مسئول، دست به دست هم دهند، نخبگان به میدان بیایند، دانشگاه تصمیم به تحول بگیرد و مجلس و دولت نیز پشتیبانی جدی کنند.
در نهایت باید گفت: راهاندازی دانشگاه جامع در ساری، تنها یک پروژه دانشگاهی نیست؛ بلکه سرمایهگذاری برای آینده استان است. اگر امروز مسئولین و دانشگاهیان با انگیزه، همافزا و مسئولانه عمل کنند، فردا میتوانند شاهد تولد مجموعهای علمی باشند که برای نسلهای آینده در استان مازندران یک افتخار محسوب شود و نقطهعطفی برای توسعه منطقه باشد. سخن کوتاه اینکه: بلندا و شتاب راه را امروز باید انتخاب کنیم، نه فردا.




















































































