بازنشستگی؛ فصل آرامش یا دغدغه؟!
بازنشستگی؛ فصل آرامش یا دغدغه؟!
بازنشستگی، نقطه پایان کار نیست، بلکه آغاز مرحله‌ای تازه از زندگی است؛ دوره‌ای که در آن انسان پس از سال‌ها خدمت و تلاش، انتظار دارد ثمره زحمت خود را با آرامش و کرامت تجربه کند.

تیرنگ، رضا شریعتی:

بازنشستگی، نقطه پایان کار نیست، بلکه آغاز مرحله‌ای تازه از زندگی است؛ دوره‌ای که در آن انسان پس از سال‌ها خدمت و تلاش، انتظار دارد ثمره زحمت خود را با آرامش و کرامت تجربه کند. اما متأسفانه، بسیاری از بازنشستگان امروز با واقعیت اقتصادی‌ای روبه‌رو هستند که این آرزو را دور از دسترس کرده است.

بازنشستگان، معلمان، کارگران، کارمندان و پرستارانی هستند که در طول دهه‌ها، زیرساخت‌های کشور را ساخته‌اند. امروز، با افزایش هزینه‌های زندگی، اجاره‌خانه، درمان و خوراک، مستمری دریافتی آنان به‌سختی پاسخگوی نیازهای اولیه است. این موضوع نه‌تنها دغدغه مالی، بلکه نگرانی روانی و اجتماعی را نیز به همراه دارد.

توجه به معیشت بازنشستگان، در واقع احترام به سال‌هایی است که آنان برای ساختن این سرزمین صرف کرده‌اند. جامعه‌ای که به تجربه و منزلت بازنشستگان خود توجه کند، ریشه‌های انسجام و اعتماد را در خود تقویت می‌کند. در مقابل، نادیده‌گرفتن نیازهای آنان، نوعی بی‌توجهی به ارزش کار و تلاش جمعی است.

برای بهبود وضعیت معیشت بازنشستگان، چند گام اساسی قابل تأمل است:

نخست، تناسب‌سازی واقعی حقوق بازنشستگان با نرخ تورم تا قدرت خرید آنان حفظ شود. دوم، گسترش پوشش بیمه‌ای کارآمد در حوزه درمان، به‌ویژه برای داروهای پرهزینه و بیماری‌های مزمن. سوم، تسهیل در ارائه خدمات رفاهی و فرهنگی، از جمله گردشگری ارزان‌قیمت و فعالیت‌های اجتماعی که نشاط و تعامل را افزایش دهد. چهارم، استفاده از ظرفیت دانشی و تجربی بازنشستگان در شوراها و کمیته‌های مشورتی دستگاه‌ها که هم به آنان احساس ارزشمندی می‌دهد و هم به ارتقای تصمیم‌سازی کمک می‌کند.

بازنشستگان، حافظان خاطره کار و تعهدند؛ کسانی که دیروز چراغ تولید و آموزش را روشن نگه داشتند و امروز انتظار دارند در سایه عدالت و احترام، روزهای آرام‌تری را تجربه کنند. توجه به معیشت آنان، نه لطف دولت، بلکه وظیفه‌ای اجتماعی است. اگر آینده را می‌خواهیم پایدار ببینیم، باید امروز به کرامت بازنشستگان اندیشید.