اجاره و اضطراب
اجاره و اضطراب
مهرداد و سارا، زوج جوان ساکن یکی از محله‌های پرهیاهوی شهر، هر ماه با چالشی تکراری دست و پنجه نرم می‌کنند: اجاره‌نشینی.

تیرنگ

مهرداد و سارا، زوج جوان ساکن یکی از محله‌های پرهیاهوی شهر، هر ماه با چالشی تکراری دست و پنجه نرم می‌کنند: اجاره‌نشینی. هزینه‌ای که هر سال بالاتر می‌رود، بی‌ثباتی که امنیت روانی آن‌ها را تهدید می‌کند و فشار مالی که برنامه‌ریزی برای آینده را غیرممکن می‌کند.

«هر ماه که قبض‌ها و اجاره را می‌بینم، انگار روی تردمیل دویده‌ایم و هیچ‌جا نرسیده‌ایم»، سارا می‌گوید. مهرداد سرش را پایین انداخته و اضافه می‌کند: «افزایش ناگهانی اجاره بدون هشدار، فشار روانی ما را دوچندان کرده است.»

بی‌ثباتی محل زندگی، تنها دغدغه مالی نیست. زوج جوان نمی‌توانند برای آینده برنامه‌ریزی کنند، مهمانی ساده‌ای برگزار کنند یا حتی پس‌اندازی داشته باشند. هر روز، هر تماس یا پیام از صاحب‌خانه، یادآور عدم امنیت است.

با این حال، سارا و مهرداد تلاش می‌کنند واقعیت را بپذیرند و با شرایط کنار بیایند. «گاهی فکر می‌کنم اجاره‌نشینی مثل دویدن روی تردمیل است؛ هرچه تلاش می‌کنیم جلو برویم، باز هم در همان نقطه هستیم»، سارا می‌گوید. مهرداد دستی روی دستش گذاشته و ادامه می‌دهد: «اما امیدواریم روزی برسد که بتوانیم خانه خودمان را داشته باشیم، بدون فشار و نگرانی.»

قصه مهرداد و سارا، روایت بسیاری از جوانان امروز است؛ نسلی که با درآمد محدود و افزایش اجاره‌ها، برای امنیت و آرامش خود در شهرهای بزرگ می‌جنگد. مشکلات اجاره‌نشینی، تنها دغدغه مالی نیست، بلکه آزمونی است برای صبر، امید و تلاش برای آینده‌ای بهتر.