فرهنگ بومی در قاب نسل نو
فرهنگ بومی در قاب نسل نو
در دل روستاهای سبز مازندران، آن‌جا که کوه و جنگل به هم می‌رسند و صدای نی چوپان با آواز پرنده‌ها آمیخته می‌شود، نسلی از جوانان در حال برخاستن است؛ نسلی که برخلاف تصور عمومی، نه تنها از میراث فرهنگی دل نکنده، بلکه آن را به شیوه‌ای مدرن‌تر بازآفرینی کرده و به نسل‌های بعد منتقل می‌کند.

 

تیرنگ:

در دل روستاهای سبز مازندران، آن‌جا که کوه و جنگل به هم می‌رسند و صدای نی چوپان با آواز پرنده‌ها آمیخته می‌شود، نسلی از جوانان در حال برخاستن است؛ نسلی که برخلاف تصور عمومی، نه تنها از میراث فرهنگی دل نکنده، بلکه آن را به شیوه‌ای مدرن‌تر بازآفرینی کرده و به نسل‌های بعد منتقل می‌کند.

نگاهی نو به سنت‌های قدیم در سال‌های اخیر، گروهی از جوانان مازندرانی با استفاده از فضای مجازی، جشن‌ها و آیین‌های بومی را بازتاب داده‌اند. از نوروزخوانی گرفته تا جشن تیرگان، این آیین‌ها که پیش‌تر در انزوا برگزار می‌شدند، اکنون به لطف ویدیوها و عکس‌های منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی، بار دیگر در سطح گسترده مورد توجه قرار گرفته‌اند.

مینا احمدی، دانشجوی ساروی در گفت‌وگو با تیرنگ می‌گوید: «ما نه فقط به زبان مازندرانی افتخار می‌کنیم، بلکه تلاش می‌کنیم آن را در فضای دیجیتال زنده نگه داریم. خیلی‌ها از طریق پیج‌های ما با شعرهای محلی، آشنا می‌شوند.»

✓زبان مادری در خطر فراموشی؟

یکی از نگرانی‌های عمده پژوهشگران فرهنگی، کمرنگ شدن استفاده از زبان محلی در میان نسل‌های جدید است. در بسیاری از مدارس و حتی خانه‌ها، فارسی جایگزین زبان مادری شده و کودکان کمتر با گویش‌های مازنی صحبت می‌کنند. با این حال، برخی جوانان با برگزاری کارگاه‌های زبان مازندرانی و تهیه پادکست‌های دو زبانه، تلاش می‌کنند فاصله‌ی نسل‌ها را کم کنند.

رضا سلطانی، فعال فرهنگی در این باره، می‌گوید: «بچه‌ها اولش خجالت می‌کشند، ولی وقتی بفهمند زبان مادری‌شان چقدر غنی است، خودشان مشتاق می‌شوند. ما حتی نمایشنامه‌های محلی اجرا می‌کنیم تا زبان و فرهنگ همزمان زنده بماند.»

✓احیای موسیقی و هنرهای بومی

موسیقی محلی مازندران، از آوازهای کتولی تا امیری بخش مهمی از هویت فرهنگی این دیار است.

گروه‌های موسیقی جوان در مازندران اکنون به‌طور منظم در فضاهای باز، برنامه‌های فرهنگی برگزار می‌کنند.

✓لباس سنتی

یکی دیگر از نشانه‌های بازگشت به سنت، استفاده از پوشاک بومی در مراسم‌ رسمی و حتی روزمره است. دختران جوانی در شیرگاه و پل‌سفید کارگاه‌هایی راه‌اندازی کرده‌اند که در آن، لباس‌های سنتی مازندرانی با طراحی‌های مدرن دوخته می‌شود.

نرگس رضوانی، طراح لباس سنتی، معتقد است: «ما باید فرهنگ‌مان را به زبان امروز ترجمه کنیم. وقتی لباس محلی با پارچه‌های سبک‌تر و رنگ‌های متنوع‌تر طراحی می‌شوند، جوان‌ها هم رغبت می‌کنند بپوشند.»

✓تولید عروسک‌های بومی «مینا و پلنگ»

مدیرکل میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی مازندران از تولید عروسک‌های بومی «مینا و پلنگ»، خبر داد.

حسین ایزدی گفت: عروسک‌ بومی «مینا و پلنگ» برای معرفی فرهنگ محلی به گردشگران طراحی و تولید شد. مدیرکل میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی مازندران، افزود: عروسک‌ «مینا» با الهام از روایت محلی و براساس پوشش سنتی زنان بومی منطقه و عروسک «پلنگ» با بازتابی از حیات‌ وحش منطقه که در قالبی هنرمندانه طراحی و ساخته شد. او با بیان اینکه این عروسک بومی بزودی به عنوان سوغات فرهنگی به گردشگران داخلی و خارجی ارائه می‌شود، تصریح کرد: ایده ساخت این عروسک، در راستای ایجاد اشتغال برای زنان روستای کندلوس و مهارت آنان در تولید صنایع‌دستی با هدف توانمندسازی اقتصادی، حفظ میراث‌فرهنگی و توسعه پایدار محلی اجرایی شده است. ایزدی با تاکید به این مطلب که ساخت عروسک بومی مینا و پلنگ در کنار ایجاد اشتغال برای زنان روستا، به معرفی میراث‌فرهنگی و طبیعی منطقه کمک شایانی خواهد کرد، یادآور شد: برنامه‌هایی برای رونمایی از این عروسک و فروش آن‌ها در بازارچه‌های گردشگری در دست اجراست

چالش‌ها و موانع موجود با وجود تلاش جوانان، مسیر حفظ میراث فرهنگی بی‌چالش نیست. کمبود حمایت مالی، نبود برنامه‌ریزی کلان فرهنگی، و گاه بی‌توجهی برخی مسئولان فرهنگی، از مهم‌ترین موانع پیش روی آن‌هاست. بسیاری از این جوانان، فعالیت‌های خود را با هزینه شخصی یا حمایت‌های مردمی پیش می‌برند.

همچنین، تجاری‌سازی بیش از حد برخی آیین‌ها نیز نگرانی‌هایی به‌همراه داشته است. برخی پژوهشگران می‌گویند باید بین حفظ اصالت و جذب مخاطب تعادل برقرار شود.

✓سخن پایانی:

در دنیای پرسرعت امروز، حفظ میراث فرهنگی بیش از هر زمان دیگری به همت جوانان وابسته شده است. آن‌ها با خلاقیت، عشق و بهره‌گیری از ابزارهای نوین، کاری کرده‌اند که صدای فرهنگ محلی نه‌تنها خاموش نشود، بلکه در قالبی نو بازتاب پیدا کند.

میراث فرهنگی یک ملت، تنها در آثار موزه‌ای یا کتاب‌های تاریخی خلاصه نمی‌شود؛ بلکه در آواز یک مادر، در لباس عروس محلی، در بازی‌های کودکانه‌ی کوچه‌های روستا و در قلب جوانانی جریان دارد که باور دارند گذشته، بخشی جدانشدنی از آینده است.