تیرنگ:
افزایش بیسابقه قیمت زمین و مسکن در شهرهای ساحلی مازندران، بومیان این خطه را به مهاجرانی در زادگاه خود تبدیل کرده است. خانههایی که روزگاری پناه خانوادههای محلی بود، حالا تبدیل به ویلاهایی لوکس شدهاند که صاحبانشان چند روزی در سال به آن سر میزنند. نتیجه؟ یک مهاجرت معکوس بیسابقه از شهر به روستا و حتی خروج از استان.
نرگس احمدی، مادر سه فرزند و ساکن سابق نوشهر، اکنون در یکی از روستاهای اطراف چالوس زندگی میکند. میگوید: «تا همین سه سال پیش، ما در خانه پدریام در مرکز نوشهر زندگی میکردیم. اما وقتی خانهمان را برای بازسازی به اجاره دادیم، دیگر توان برگشتن نداشتیم. حالا همان خانه را یک خانواده تهرانی خریدهاند و ما هر ماه اجارهنشین خانهای در روستا هستیم.»
افزایش قیمت مسکن در مازندران، پدیدهای است که در دهه گذشته با رشد ساختوسازهای ویلایی و ورود سرمایهگذاران غیر بومی، به یک بحران تمامعیار تبدیل شده است. آمارهای غیر رسمی نشان میدهد قیمت زمین در برخی مناطق غرب مازندران، تا پنج برابر میانگین درآمد ماهانه خانوارهای بومی شده است.
✓رشد نامتوازن، فشار مستقیم بر زندگی مردم
مرادی، جامعهشناس ، در گفتوگو با ما میگوید: «ما در مازندران با پدیدهای به نام مهاجرت غیر بومیان مواجه هستیم؛ یعنی گردشگرانی که به جای اقامت موقت، اقدام به خرید ملک برای استفاده فصلی میکنند. این روند باعث تغییر بافت اجتماعی شهرها شده، و تقاضای کاذب، قیمتها را به شدت بالا برده است.»
او ادامه میدهد: «نتیجه این وضعیت، فشار اقتصادی شدید بر خانوارهای بومی است. جوانان قادر به تأمین مسکن مستقل نیستند، خانوادهها مجبور به ترک شهر شدهاند و شکاف طبقاتی به شکل چشمگیری افزایش یافته است.»
✓ساختوسازهایی برای “دیگران”
اگرچه ساختوساز در شهرهای ساحلی ادامه دارد، اما این ساختمانها معمولاً به سکونت دائم نمیرسند. یکی از مشاوران املاک در بابلسر که نخواست نامش فاش شود، میگوید: «بیش از ۷۰ درصد خریداران ویلا در این منطقه، ساکن تهران یا کرج هستند. خانهها بیشتر از ۵۰ روز در سال مورد استفاده قرار نمیگیرند.»
او تأکید میکند: «بازار مسکن دیگر محلی نیست. قیمتها را حضور سرمایههای بزرگ تعیین میکند، نه توان خرید ساکنان مازندران.»
✓پیامدهای اجتماعی و خانوادگی
تغییر در بافت جمعیتی، پیامدهای متعددی دارد؛ از جمله تضعیف روابط خانوادگی، از هم گسیختگی ساختارهای سنتی محلهای و تشدید فقر پنهان. خانوادههایی که به روستا مهاجرت میکنند، اغلب از امکانات مناسب آموزشی، بهداشتی و حملونقل برخوردار نیستند. این مسئله، به ویژه برای کودکان و سالمندان، مشکلات جدی ایجاد میکند.
آموزگار یکی از مدارس روستایی به ما میگوید: «در دو سال گذشته، ثبتنام دانشآموزان در مدرسه ما افزایش یافته، اما کیفیت آموزش پایین آمده چون امکانات کافی نداریم. اغلب این خانوادهها از مناطق شهری آمدهاند ولی حالا با مشکلاتی مثل نبود سرویس، نبود پزشک و ضعف زیرساخت دست و پنجه نرم میکنند.»
✓چه باید کرد؟
کارشناسان بر این باورند که باید سیاستهایی بازدارنده برای جلوگیری از سوداگری زمین و خروج مسکن از چرخه مصرف واقعی اجرا شود. مرادی میگوید: «دولت و شهرداریها میتوانند با وضع مالیات بر خانههای خالی یا فروش به غیر بومیها، بازار را کنترل کنند. همچنین، ساخت مسکن ارزانقیمت برای بومیان، از طریق تعاونیها یا وامهای حمایتی، ضروری است.»
همچنین پیشنهاد میشود ثبتنام و مالکیت زمین در مناطق ساحلی برای خریداران غیر بومی محدود شده و در کنار آن، مشارکت فعال مردم بومی در پروژههای ساختوساز تقویت شود.
سخن پایانی
مازندران، با طبیعت زیبا و موقعیت جغرافیایی منحصربهفرد، به مقصدی جذاب برای سرمایهگذاری ملکی تبدیل شده، اما هزینه این رشد ناعادلانه را بومیان میپردازند. خانوادههایی که خانهشان دیگر جایی در شهر ندارد، ناگزیر به حاشیه یا روستا پناه میبرند. پدیدهای که اگر کنترل نشود، میتواند بافت جمعیتی، استان را با تهدیدی جدی مواجه کند.

















































































