تیرنگ:
سالها است که مازندران پذيرای فروشندگان و مهاجرينی بود كه عمدتاً از شهرهای مختلف كشور برای كار و امرار معاش به اين استان میآمدند.
اکنون پس از گذشت سالها هنوز دستفروشها در مازندران جولان میدهند و بدون هیچ نظارتی از سوی مسئولان پیاده رو را شلوغ میکنند.
عرضه موادخوراكی غيربهداشتی بدون نظارت متوليان بهداشتی، سدمعبر در خيابانهای قديمی و كمعرض به خصوص در بعد از ظهرها و ترافيك از مهمترين معضلات دستفروشی در مازندران بوده و است.
نكته جالب اين است دستفروشان با خودروهايی مانند پژو و امثال آن در خيابانهای اين استان بساط پهن میكنند بدون آنكه با كوچكترين تذكر و يا ممانعتی روبه رو شوند.
در این زمینه معابر و حريم راهها در برخی شهرها كه نتوانستهاند خود را به موازات افزايش جمعيت گسترش دهند در غروبهای هر روزه شاهد انبوهی از جمعيت خريدار و فروشنده هستند به گونهای كه تردد برای عابران در اين معابر كه از حقوق اصلی شهروندان محسوب میشود تقريباً غيرممكن است.
ناديده گرفتن این موارد موجب شده که سد معبر و به تبع آن ترافيك چندساعته در اصلیترين ورودیهای شهری و برونشهری رخ دهد و اخلال در نظم و امنيت عمومی در اين استان ایجاد شود، در این شرایط اگرچه فردی که برای کسب روزی حلال تلاش میکند باید گرامی داشته شود اما ناتوانی برخی مدیران در اعمال قانون باعث معضلات شهری شده و سبب شده دستفروشان بدون توجه به سیمای شهری اقدام به دستفروشی کنند، در این زمینه میتوان با تعیین محلهای خاص و بازارچههای محلی در مکانهای دارای پتانسیل از مشکلات دو طرف کاست
مهدی جبارزاده که دستفروش است به خبرنگار تیرنگ میگوید: از وقتی کرونا به کشور آمد کسب و کارش کاملا تعطیل شد و اکنون بیکار است.
وی که صاحب دو فرزند است، افزود:
امروز به دلیل مشکلات اقتصادی تمامی کارهای ساختمانی تعطیل شده اند کسی به سراغ من و یا سایر کارگران روز مزد نمیآید.
او ادامه میدهد که همیشه نزدیک عید وضعیت کار خوب بود و به فرزندانم قول عیدی داده بودم، اما اکنون وضعیت خوبی نداریم.
مهدی که سبزی میفروشد به تیرنگ میگوید لیسانس حسابداری دارد و چون نتوانست شغلی پیدا کند ناچار است سبزی فروشی کند.
او معتقد است اگر دولت به تعهدش برای ایجاد اشتغال عمل کند او و هم نسلانش ناچار نیستند که به دستفروشی روی بیاورند.
مهدی متولد سال ۵۹ است و یک فرزند دانش آموز در پایه ابتدایی دارد.
کلثوم زن دیگری است که میوه می فروشد، او میگوید ۵۰ سال سن دارد و همسرش چهار سال پیش فوت شده است.
او از حمایت نشدن از زنان سرپرست خانوار توسط دولت گلایه دارد.
✓ سد معبر فرایند تک محوری نیست
سید افشین راسخ، عضو شورای شهر ساری در گفتوگو با تیرنگ با بیان اینکه سد معبر یک فرایند تک محوری که تنها مربوط به شهرداری باشد نیست و مثلا در خیابان قارن که اوج این قضیه است ما نیاز به ورود نیروی انتظامی، دادستانی و … داریم، گفت: ما در شهرها از انضباط خارج شدیم و این نقد به تمام حوزه های مرتبط با شهرها وارد است. به اعتقاد من شهرداری نمیتواند به تنهایی به سد معبر ورود کند.
راسخ با بیان اینکه سازمان ترافیک ما پیگیر نصب دوربین و مواردی از این دست است تا به بحث مدیریت ترافیک کمک کند، اظهار کرد: نبود خدمات حمل و نقل عمومی نظیر خط اتوبوس رانی معضل است، اگر بخواهیم کاری کنیم باید از الان شروع کنیم و برای این مسئله در طرح جامع ترافیک شهر ساری بحث و پیشنهاد شده است. باید از دولت کمک بگیریم چون وزارت کشور در قالب طرح جامع ترافیک هزینه ها را تعریف میکند.
دستفروشان باید ساماندهی شوند و جمعآوری صرف و مطلق آنها راهکاری منطقی در این عرصه به شمار نمیرود. اما میتوان با اختصاص فضاهای خاص در مناطقی خاص از شهر که به زیبایی بصری و نظم شهری آسیب نزند، بستر لازم برای کسب و کار دستفروشان را فراهم کرد
آنچه مسلم است دستفروشی به عنوان شغلی كاذب در سالهای اخیر با توجه به توسعه روزافزون شهرنشینی، ضرورت اشتغال و رفع نیازهای اقتصادی در جامعه به ویژه میان جوانان و زنان سرپرست خانوار فراگیر شده است.
کارشناسان در این باره به رسانهها میگویند: (دستفروشی در معابر و خیابان یكی از شغلهایی است كه با توجه به بهبود شرایط آب و هوا بیشتر در نیمه نخست سال رونق میگیرد، پیشهای كه در چند سال اخیر هراز گاهی سوژه اصلی رویدادهای اجتماعی جامعه بوده است.
میتوان گفت همه به دلایل ایجاد شغل كاذب دستفروشی واقف هستند اما در این میان اختلاف نظر میان بودن یا نبودن دستفروشی وجود دارد.
برخی دستفروشان را مزاحم انضباط شهری تلقی كرده و معتقدند دستفروشی موجب هرج و مرج در معابر و خیابان ها و به نوعی نقض حقوق شهروندی در تمدن امروزی محسوب میشود و عدهای نیز اعتقاد دارند نباید دستفروشان را از همین شغل كاذب و درآمد ناچیز آن نیز محروم كرد.)
بساط دستفروشها شاید باعث ترافیک و شلوغی شهر شود، غیرقانونی باشد و زباله برجای بگذارد که همه اینها هست، اما کسی نیست که جیبش پر باشد و در این هوای سرد زمستانی ساعتها بساط پهن کند و منتظر بماند تا کسی از او روسری،کیف، لباس،کفش یا میوه و سبزی بخرد.از نداری و بیکاری و بی پولی است که این زنان و مردان و بچهها دور میدانهای شهر و در خیابانها و بلوارها و پیاده روها می ایستند و بساط پهن میکنند.
اگرچه ایستادن در پیاده رو و مکانهایی که دستفروشها انتخاب می کنند باعث راه بندان و شلوغی میشود، اما اگر این کار را هم نکنند، پس برای ارتزاق چه کنند؟

















































































